تبليغاتX
بچه های جغرافیا و برنامه ریزی روستایی 85

پروفسور سيد محمود حسابي فرزند سيد عباس حسابي «معزالسلطنه» در سال 1281 هجري شمسي از پدر و مادري تفرشي در تهران متولد شد. پس از چهار سال، به همراه خانواده (پدر، مادر‌ و برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن، در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز، و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود، خانم گوهرشاد حسابي، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام نيز اشراف كامل داشت.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو، پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفت. در هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان، با نقشه  كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني، ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال 1924 ميلادي به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 ميلادي فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در ر اه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك، پرداخت و در سال 1927 ميلادي، در بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي دريافت كرد.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشت. ايشان در چند رشته ورزشي نيز موفقيت هايي كسب كرد كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

دكتر سيد محمود حسابي بينان گذار مركز انرژي اتمي ايران در اواخر جنگ جهاني دوم و با پيدايش انرژي اتمي و تحقق پيش بيني اوايل قرن بيستم دانشمند نابغه اين قرن «آلبرت اينشتين» درباره تبديل جرم به انرژي، در سطحي قابل ملاحظه يك سوال و يك نگراني جوامع بشري را فرا گرفت. نگراني مطرح شده ترس مردم، دانشمندان و شخصيت هاي سياسي جهان از دامنه گسترش استفاده از اين نيرو در آينده به عنوان سلاحي مخرب و نابود كننده و وسيله اي براي ارعاب ملت ها در عرصه سياسي و اقتصادي جهان بود. همان ترس كه هنوز هم سايه ترديد و وحشت را بر جوامع بشري گسترده است و حضور اين ترس با نگراني هاي مطرح شده در مقالات، كتب و سخنراني ها در ميان روشنفكران و ظهور فيلم هايي نظير «روز بعد» در ميان ملت ها نمايان مي گردد. و اما سوال مطرح شده از ديد كساني كه با اعتقاد به تلاش در جهت تداوم حضور مسالمت آميز بشر در عرصه جهان، اين پديده را وسيله اي براي پيشبرد اهداف انساني  مي خواستند، نحوه به كارگيري آن در خدمت به علم و پيشرفت و توسعه در عرصه هاي صنعت بود. اين گروه با اين باور كه بايد از هر رويدادي در جهت مثبت استفاده و صرفاً جنبه هاي منفي هر پديده را ملاك ارزش يابي آن قرار نداد، معتقد بودند انرژي اتمي نيز همانگونه كه اينشتين مي خواست، مي تواند در خدمت صلح و امنيت قرار گيرد و از امكانات نهفته و بي پايان آن در عرصه هاي مختلف علمي استفاده شود. بازتاب جهاني اين تفكر تشكيل كميته استفاده صلح جويانه از انرژي اتمي تحت نظارت سازمان ملل بود.

در كشورهاي مختلف هم انديشمندان و بزرگان علم و فرهنگ، بنابر اعتقاد و نگرش خود، انجام امر را پي گير مي كردند. در ايران، كسي كه با نگرش مثبت در فكر ايجاد مركزي براي مطالعات بر روي اين پديده جديد بر تأسيس يك مركز اتمي پافشاري مي كرد، پروفسور سيد محمود حسابي بود. وي در اين زمينه با پي گيري هاي مكرر و حضور در كميته ها و كميسيون هاي تصميم گيري، فعاليت خود را با تأسيس مركزي براي آزمايش انرژي اتمي در دانشگاه تهران از اوايل دهه سي هجري شمسي آغاز كرد كه همراه با يك سلسله فعاليت هاي بين المللي، از قبيل: شركت ايشان در كنفرانس هاي «استفاده صلح جويانه از انرژي اتمي» در ژنو و بازديد از مراكز تحقيقاتي انرژي اتمي كشورهاي پيشرفته چون شوروي و انگلستان، منجر به تأسيس سازمان هاي انرژي اتمي و حركت ايران در عرصه علوم اتمي گرديد. آن چه در ادامه آورده مي شود، نظري گذرا بر فعاليت هاي استاد در زمينه راه اندازي مراكز مطالعات انرژي اتمي در ايران است.

پروفسور سيد محمود حسابي، كه با اندوخته اي از دانش روز و كسب مدارج عالي تحصيلي و علمي در چندين رشته مهندسي و مطالعات جامع در علوم پايه به عنوان اولين فردي كه در ايران داراي دكتراي فيزيك بود به كشور بازگشت، براي نخستين بار موضوع پيشرفتهاي اتمي جهان را در ايران مطرح و توجه افراد را به اين مهم جلب كرد كه ايران نبايد دراين رشته علمي، كه ترقي آينده جهان بدان وابسته است، از ساير كشورها عقب بماند.

استاد در زماني از انرژي اتمي در كشور صحبت كرد كه درايران كم تر كسي بود درباره اتم يا انرژي اتمي اطلاعات يا معلوماتي حتي عادي داشته باشد. در آن ايام، دانشجويان دارالمعلمين عالي، كه از شاگردان اوليه استاد بودند، نقل مي كردند: استاد در حين تدريس رشته هاي مختلف علوم جديد، به ويژه فيزيك، در مورد اتم و انرژي نكات علمي جالب كم سابقه اي را مطرح مي كرد. اين مباحث براي دانشجويان بسيار تازه و جذاب بود و علي رغم اين كه تشريح مسائل علمي مربوط  به اتم بسيار پيچيده بود، استاد آن را به زبان ساده براي دانشجويان شرح مي داد و فوايد و اهميت شناخت اتم و تأثير و تحول ناشي از آن را در علم و زندگي بشر بيان مي كرد.

علاوه بر اين، در همان ايام براي روشن شدن اذهان عمومي چند مقاله نيز از پروفسورحسابي در مطبوعات آن زمان و بولتن هاي منتشره از سوي دانشگاه تهران درج شده است كه تا آن زمان سابقه نداشته و بي ترديد مي توان گفت اين پژوهش ها، نخستين مقالاتي است كه درباره اتم در كشور ما نوشته شده است.

در واقع، فكر و انديشه تأسيس مركز انرژي اتمي براي ايران در اوايل سال 1331 به صورت يك ايده مهم توسط استاد شكل گرفت و در اين ايام بود كه ايشان تلاش خود را  براي شناساندن اهميت انرژي اتمي به قشر تحصيل كرده و مسئولان امور آغاز كرد.

استاد كه بخش عمده اي از مطالعات و پژوهش هاي خود را در زمينه انرژي اتمي گذرانده بود، فكر تأسيس مركز اتمي را در ميان دانشگاهيان ايجاد و به تدريج با اقدامات اساسي تري اين امر را پي گير كرد. بر اساس اسناد و مدارك موجود، در همه مراحل اوليه اقدامات، يعني: از طرح مساله و نامه نگاري به مسوولان، تا مهم ترين اقدامات مربوط به ايجاد مركز انرژي اتمي، استاد حضور داشت و موارد را پي گير كرد تا به تدريج منجر به تشكيل شوراي انرژي اتمي در دانشگاه تهران و بعد ساير مراكز گرديد.

نخستين گام اجرايي براي تأسيس مركز انرژي اتمي ايران توسط ايشان در سال 1332 برداشته شد. در آن ايام، استاد، كه كرسي تدريس فيزيك در دانشگاه تهران را داشت، از مسوولان مي خواهد تا نسبت به فراهم ساختن مقدمات ايجاد يك مركز اتمي در دانشگاه تهران اقدام كنند.

براساس پيشنهادهاي ايشان، در سال 1333 مبلغ يك ميليون تومان در بودجه دپارتمان فيزيك دانشگاه تهران جهت تهيه وسايل و سفارش برخي از اسبابهاي آزمايشگاه اتمي به كشورهاي خارجي منظور مي شود و استاد نسبت به سفارش اقلام مورد نياز اقدام مي كند. براي سفارش دادن چنين وسايلي، سفارش دهنده مي بايست آگاهي و احاطه كامل علمي به انرژي اتمي داشته باشد. در آن موقع پروفسور حسابي تنها شخصيتي بود كه اين آگاهي را داشت.

استاد در اين مورد براي شاگردان خود در دانشگاه نقل مي كرد: وقتي ايشان انرژي اتمي را در كشور شروع كرد، اين مهم فقط در دو اتاق، در دالان طبقه اول دانشكده علوم راه افتاد كه اين محل در مقابل اتاق رئيس دانشكده ـ اتاق خود ايشان ـ واقع بود.

با اين كه در آن روزها فقط سه ـ چهار كشور بودند كه انرژي اتمي را شروع كرده بودند و ما در مقايسه از بسياري از كشورها جلوتر بوديم، ولي متأسفانه در كشور ما عده اي از مسوولان با اين مهم مخالفت مي كردند. شايد بهتر است بگوييم بي اطلاع بودند و از سوي مسوولان كمكي براي انجام اين امر نمي شد.

در آن روز، فقط با استفاده از بودجه دانشكده علوم كه بسيار محدود بود، استاد وسايل لازم براي اين كار را به خارج سفارش داد تا حداقل تجهيزات تأمين و كار شروع شود. بودجه آزمايشگاه دانشكده علوم بسيار محدود بود و براي كارهاي جاري استفاده مي شد و حتي همكاران آقاي دكتر خيلي تعجب كرده بودند كه ايشان چطور توانسته اند با اين پول كم، علم جديدي را در ايران راه بيندازند.

در آن زمان، افرادي كه با فشار آشنايان سمت هايي را كه حق شان نبود اشغال كرده بودند، دائم نگران بودند كه كارهاي جديد پروفسور حسابي موقعيت شغلي آنها را به خطر انداخته و يك روز جاي آنها را بگيرد و دائم سعي مي كردند نگذارند استاد كاري نو انجام دهد. ولي خوشبختانه با ايستادگي  و پي گيري شبانه روزي، بالاخره  ايشان اين علم را هر طور كه بود به كشور آورد؛ آن هم در شرايطي كه فقط چند كشور پيشرفته از اين امكانات برخوردار بودند.

در سال 1334، پيرو پافشاري هاي استاد جهت راه اندازي مركز مطالعه انرژي اتمي در دانشگاه تهران و در پاسخ به دعوت آكادمي علوم شوروي، ايشان به كنفرانس مذكور اعزام شد. شرح اين كنفرانس كه در تيرماه 1334 در مسكو برگزار شد و وقايع جالبي مانند بازديد ايشان از مراكز و نيروگاه هاي مختلف اتمي شوروي و ملاقات با چرنكوف، دانشمند معروف شوروي و برنده جايزه نوبل، در سفرنامه زيبايي كه استاد در پي اين سفر به وزارت امور خارجه و دانشگاه تهران و ساير مراجع ذي ربط دادند، باعث شد تا در بهمن ماه همان سال وزارت امور خارجه پيشنهاد تأسيس كميسيون انرژي اتمي در دانشگاه تهران براي بررسي مساله انرژي اتمي را ارائه كند. يكي از اسناد مهمي كه به پيشينه چگونگي تأسيس مركز انرژي اتمي در كشور ما مربوط مي شود و نقش اساسي استاد را درا ين زمينه آشكار مي سازد، گزارشي است كه در هفدهم بهمن ماه 1334 از طرف يك كميسيون سه نفري، كه براي رسيدگي به اين پيشنهاد تشكيل شده بود، براي رئيس وقت دانشگاه تهران نوشته شده است. درگزارشي كه كميسيون رسيدگي به پيشنهاد وزارت امورخارجه به رياست دانشگاه تهران ارائه داده، آمده است: اين كميسيون «در ساعت 9 صبح روز سه شنبه 17 بهمن ماه 1334 در دبيرخانه دانشگاه با حضور آقاي دكتر حسابي، دكتر جناب، دكتر بازرگان تشكيل شد و نامه وزات امور خارجه قرائت شد.» سپس، درادامه توضيح داده شده است كه اساتيد فيزيك از چند سال پيش ملاقات ها و مكاتباتي به اين منظور انجام داده اند و با توجه به عدم نتيجه گيري مثبت، از طريق دانشگاه اقدام به سفارش وسايل اوليه لازم براي تأسيس يك آزمايشگاه اتمي نموده اند و مشكل اساسي در امر تكميل اين آزمايشگاه بالا بودن هزينه تجهيزات مورد نياز بوده و با محدوديت بودجه دانشگاه تجهيز آزمايشگاه امكان پذير نگرديده است.

به اين ترتيب، نخستين كميسيون انرژي اتمي ايران متولد و مقر آن دانشگاه تهران تعيين مي شود. در اين جلسه، مطالب و نكات جالبي به رياست وقت دانشگاه تهران اعلام مي گردد تا موضوع را به اطلاع وزارت امور خارجه برساند.

 

نظريات تلخيص شده كميسيون به اين شرح مي باشد:

       1- دانشگاه تهران از دو سال قبل فعاليتهايي را در زمينه تأسيس يك آزمايشگاه اتمي آغاز كرده است. براي تأسيس يك آزمايشگاه اتمي حدود 4 ميليون دلار لازم است. همچنين براي نگهداري مـؤسسه و هزينه مستمر ساليانه با در نظر گرفتن حقوق تكنيسين ها و مخارج اعزام محصلين، ساليانه نيم ميليون دلار مورد نياز است.

      2- دانشگاه تهران در هفتم اسفندماه 1333 طي نامه اي به مقام هاي مركز اتمي خارج راهيابي كرده است كه چگونه محصلين ايران مي توانند براي تحصيل علوم اتمي در دانشگاه هاي خارج تحصيل كنند.

       3- به پيشنهاد دپارتمان فيزيك دانشگاه تهران، در سال 1333 مبلغ يك ميليون تومان براي تهيه وسايل مقدماتي آزمايشگاه اتمي اختصاص يافته است. با تهيه وسايل مورد نظر، كه قسمت عمده آن عبارت از يك رآكتور صد كيلو واتي و يك سينكر و سيكلوترون به قدرت فقط 30 ميليون الكترون ولت مي باشد، مي توان محصلين را دراين رشته تا حدي تربيت نمود تا در مدت نسبتاً كمي بتوانند معلومات خود را در دانشگاه هاي خارج تكميل كنند. همچنين، شرايط براي انجام مطالعات و پژوهش هاي علمي روز تا حدي فراهم مي گردد.

كميسيون پيشنهاد دارد: بدون فوت وقت لازم است دانشگاه تهران به كمك دولت مقدمات تهيه وسايل پيشرفت تحقيقات اتمي را در ايران آغاز كند.

كميسيون سپس كمكهاي زير را درخواست مي كند:

الف) اعزام محصلين داراي درجات دانشگاهي به خارج براي فراگرفتن اطلاعات اتمي.

ب) دعوت استادان براي مطالعه در رشته اتمي كشورهاي خارج.

جلسه كميته انرژي اتمي شركت و در رفع اشكالات مادي اقدام كند. در تداوم اين جلسات،‌ پروفسور حسابي در سال هاي 1343 و 1344 توسط دبير كميسيون، دكتر جمشيد مقيمي، يا وزير اقتصاد وقت به جلسات كميسيون ملي انرژي اتمي دعوت مي شود و در جلسات مذكور حضور مداوم دارد.

در تاريخ 2/2/1346، هيات وزيران طي تصويب نامه اي، مسووليت اجراي امور اتمي كشور را به سازمان برنامه محول و پيرو اين امر «دفتر انرژي اتمي» در سازمان مذكور ايجاد مي شود و سازمان برنامه كميته اي به نام «كميته مشورتي انرژي اتمي» را تشكيل مي دهد. در نامه اي به تاريخ 24/2/46، سازمان برنامه ضمن اعلام موارد فوق به پروفسور حسابي، ازايشان براي پذيرش عضويت اين كميته دعوت مي كند. خلاصه نامه مزبور، كه زير عنوان «جناب آقاي دكتر محمود حسابي، استاد محترم دانشگاه تهران» نگاشته شده، به شرح زير است:

به منظور مطالعه و بررسي عميق مسائل مورد نظر و مشورت درامور مربوطه، سازمان برنامه در نظر دارد كميته اي به نام «كميته مشورتي انرژي اتمي» مركب از افراد ذي صلاحيت و صاحب نظر تشكيل دهد. وظايف اين كميته به شرح زير مي باشد:

ـ مطالعه فعاليتهاي اتمي كشور و پيشنهاد رفع اشكالات و نقايص احتمالي موجود.

ـ بررسي دقيق كاربرد و استفاده از اشعه و انرژي اتمي در ايران براي كمك به پيشرفت علمي طرح هاي علمي، تجهيزاتي، اجتماعي و غيره.

ـ بررسي احتياجات و امكانات كشور در زمينه انرژي اتمي طي سال هاي آينده و كمك به تعيين برنامه فعاليت هاي اتمي در كادر برنامه عمراني پنج ساله چهارم.

ـ سازمان برنامه با توجه به سوابق و صلاحيت و علاقه اي كه نسبت به پيشرفت امور اتمي كشور داريد، از جناب عالي دعوت مي نمايد با قبول عضويت در «كميته مشورتي انرژي اتمي» موجبات پيشرفت و توسعه امور مورد نظر را فراهم آوريد.

در سال 1347، شوراي مركز اتمي دانشگاه تأسيس و دكتر جهانشاه صالح، رئيس دانشگاه تهران، از پروفسور حسابي براي شركت در جلسات شوراي مذكور دعوت مي كند.

در همان سال، به پيشنهاد استاد، رياست مركز اتمي دانشگاه به عهده شاگرد ايشان، دكتر علي اصغر آزاد، گذاشته مي شود. پروفسور حسابي در جلسات شوراي مركز اتمي دانشگاه حضور يافته و به عنوان پيش كسوت راهنمايي هاي لازم را ارائه مي دهد.

وظايف و اختيارات شوراي مركز اتمي دانشگاه تهران در تاريخ 28/3/1348 طي آيين نامه اي به طور آزمايشي اعلام مي شود. در تهيه اين آيين نامه، استاد نقش اصلي را ايفا مي كند.

از جمله دستاوردهاي عمر پر بار استاد و مشاغلي كه در مسند آن خدمات علمي و فرهنگي شايان توجهي ارائه نمود، به چند نمونه زير اشاره مي شود:

اولين نقشه برداري علمي و فني:‌ رسم اولين نقشه نوين راه ساحلي سراسري ميان بنادر خليج فارس (سال 1306 هجري شمسي)؛ تأسيس مدرسه مهندسي وزارت راه و تدريس در آن (سال 1307 هجري شمسي)؛ تأسيس دارالمعلمين عالي و تدريس در آن (سال 1307 هجري شمسي)؛ ساخت اولين راديو در كشور (سال 1307 هجري شمسي)؛ تأسيس دانش سراي عالي و تدريس در آن (سال 1308 هجري شمسي)؛ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران (سال 1310 هجري شمسي)؛ نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران (سال 1310 هجري شمسي)؛ تعيين ساعت ايران (سال 1311 هجري شمسي)؛ تأسيس اولين بيمارستان خصوصي درايران به نام بيمارستان گوهرشاد به ياد مادر گرامي شان (سال 1312 هجري شمسي)؛ مامور وزارت راه براي تهيه راه تهران به شمشك جهت معادن زغال سنگ (سال 1312 هجري شمسي)؛ پيشنهاد و تدوين قانون تأسيس دانشكده فني (سال 1313 هجري شمسي) و رياست آن دانشكده تا سال 1315 هجري شمسي و تدريس در آن؛ تأسيس دانشكده علوم و رياست آن دانشكده از سال 1321 تا 1327، و از سال 1330 تا 1336 هجري شمسي و تدريس در گروه فيزيك آن دانشكده تا واپسين روزهاي عمر؛ تأسيس مركز عدسي سازي ـ ديدگاني ـ اپتيك ـ كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران؛ ماموريت خلع يد از شركت نفت انگليس در دولت دكتر مصدق؛ اولين رئيس هيئت مديره و مدير عامل شركت ملي نفت ايران؛ وزير فرهنگ در دولت دكتر مصدق (سال 1330 هجري شمسي)؛ پايه گذاري مدارس عشايري و تأسيس اولين مدرسه عشايري ايران (سال 1330 هجري شنسي)؛ مخالفت با طرح قرارداد ننگين كنسرسيوم و كاپيتولاسيون در مجلس؛ مخالفت با عضويت دولت ايران در قرارداد سنتو در مجلس؛ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران (سال 1330 هجري شمسي)؛ پايه گذاري مركز تحقيقات و رآكتور اتمي دانشگاه تهران؛ تأسيس سازمان انرژي اتمي و عضو هيئت دائمي كميته بين المللي هسته اي (سال 1330، 1349 هجري شمسي)؛ تدوين قانون استاندارد و تأسيس موسسه استاندارد ايران (سال 1333 هجري شمسي)؛ تأسيس اولين رصدخانه نوين در ايران؛ تأسيس اولين مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز (سال 1335 هجري شمسي)؛ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان (سال 1338 هجري شمسي)؛ تشكيل و رياست كميته پژوهشي فضاي ايران و عضو دائمي كميته بين المللي فضا (سال 1360 هجري شمسي)؛ تأسيس انجمن موسيقي ايران؛ از موسسين وعضو پيوسته فرهنگستان زبان ايران از سال 1349 هجري شمسي تا آخرين روزهاي حيات؛ فعاليت در دو نسل كاري و آموزش 7 نسل استاد و دانشجو از خدمات ارزنده پروفسور حسابي بشمار مي رود و در همين راستا ايشان از سال 1350 هجري شمسي به عنوان «استاد ممتاز دانشگاه تهران» شناخته شدند.

استاد به چهار زبان زنده دنيا: فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بود و به زبان هاي: سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، اوستايي، تركي و ايتاليايي اشراف داشت. در زمينه تحقيق علمي: 25 مقاله، رساله و كتاب از استاد به چاپ رسيده است. تئوري «بي نهايت بودن ذرات» ايشان در ميان دانشمندان و فيزيكدان هاي جهان شناخته شده است.

نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندوردولالژيون دونور»، بزرگترين نشان هاي كشور فرانسه، به ايشان اهدا گرديد. استاد تنها شاگرد ايراني پروفسور اينشتين بوده و در طول زندگي با دانشمندان طراز اول جهان نظير شرودينگر،‌ بورن، فرمي، ديراك، بوهر …….و نيز فلاسفه و ادبايي همچون آندره ژيد، برتراند راسل ……. تبادل نظر داشت. ايشان از سوي جامعه علمي جهان به عنوان «مرد اول علمي جهان» (سال 1990 ميلادي) برگزيده، و در كنگره  شصت سال فيزيك ايران (سال 1366 هجري شمسي) ملقب به «پدر فيزيك ايران» گرديد.

پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي،‌ بدرود حيات گفتند. يادشان گرامي و راه شان پر رهرو باد. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان، در زادگاه خانوادگي در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد.


گزيده اي از فعاليت هاي علمي دکتر حسابي

اولين نقشه برداري علمي و فني در کشور و تأسيس مدرسه مهندسي وزارت راه
تأسيس دارالمعلمين عالي و تدريس در آن
ساخت اولين راديو در کشور
ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران
نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران
تعيين ساعت ايران
تأسيس اولين بيمارستان خصوصي در ايران به نام بيمارستان گوهرشاد
تأسيس دانشگاه تهران
تأسيس مرکز عدسي سازي و اپتيک کاربردي در دانشکده علوم دانشگاه تهران
پايه گذاري موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران
پايه گذاري مرکز تحقيقات و رآکتور اتمي دانشگاه تهران
تأسيس سازمان انرژي اتمي
تدوين قانون استاندارد و تأسيس مدرسه استاندارد ايران
راه اندازي اولين ليزر ايران
تأسيس اولين رصدخانه نوين در ايران
پايه گذاري مرکز مخابرات اسدآباد همدان
مؤسس و عضو فرهنگستان زبان ايران.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:15  توسط مدیریت  | 

بسمه تعالي

 

توسعه روستايي چيست؟

 

محمدرضا ميرزااميني

(انديشگاه شريف)

 

(كليه حقوق مادي و معنوي اين سند, كه بخشي از يك گزارش مفصل مي‌باشد, متعلق به سازمان همياري اشتغال فارغ‌التحصيلان مي‌باشد)

 

مقدمه

انسان پيش از آموختن كشاورزي و كشف فنون و ابزارهاي مختلف, براي تامين نيازهاي زندگي خود به كوچ و چندجانشيني مي‌پرداخت. انسان‌ها براي تامين غذاي موردنياز خود و يافتن مكاني مناسب براي سكونت, به مكان‌هاي مناسب داراي منابع طبيعي (مرتع, آب, حيوانات) مهاجرت مي‌نمودند. از زماني كه انسان كشاورزي را آموخت و توانست ابزارهاي مورنياز زندگي خود را بسازد به يكجانشيني روي آورد و روستاها متولد شدند. روستاها يا دهات, اولين مراكز اجتماعي زندگي نوين انسان محسوب مي‌شوند.

طبق تحقيقات باستان‌شناسان, قديمي‌ترين دهكده‌هاي جهان كه تاكنون بوسيله حفاران پيدا شده, در خاورميانه واقع است. دو روستا در ”جارمو“ و ”تپه سربين“ واقع در ايران و عراق امروزي, نشان مي‌دهد كه يكجانشيني يا تشكيل اجتماعات روستايي, دست‌كم به 10000 سال پيش بر مي‌گردد.

با رشد و تكامل مراكز روستايي و ظهور كسب‌وكارهايي غيرازكشاورزي (تجارت, خدمات, حكومت‌) شهرها بوجود آمدند. بخاطر تمركز بالاي جمعيت در مناطق شهري توام با رشد پرشتاب صنايع و خدمات, به سرعت شهرها توسعه پيدا كردند در حاليكه روستاها به كندي حركت نمودند.

 

روستا چيست؟

”ده“ (يا ”قريه“) به معني سرزمين است. از نظر تقسيمات كشوري, ”ده“ (يا ”روستا“ ويا ”آبادي“) در ايران, كوچكترين واحد سكونتي و اجتماعي-سياسي است. كشور به چندين استان (داراي استاندار), هر استان به چند شهرستان (داراي فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (داراي بخش‌دار), و هر بخش به چند شهر (داراي شهردار) و روستا (داراي كدخدا) تقسيم مي‌شود. البته به مجموعه‌اي از چندين ده هم دهستان گفته مي‌شود كه مسؤول آن دهيار ناميده مي‌شود.

مطابق سرشماري‌هايي كه در كشور انجام مي‌شود, به نقاطي كه كمتر از 5000 نفر جمعيت داشته باشند روستا, و به نقاط بيش از 5000 نفر شهر گفته مي‌شود. البته استثنائاتي نيز (عليرغم ملاك مذكور) وجود دارد. مردم روستا, از طريق كشاورزي امرار معاش مي‌كنند به همين جهت بعدها, در تعريف روستا, شغل كشاورزي نيز به عنوان اساس كار روستاييان اضافه گرديد. البته تعاريف ديگري نيز از روستا (يا ده) در كشور وجود دارد كه از مجموع آن‌ها مي‌توان اين تعريف را ارايه نمود:

روستا, عبارت از محدوده‌اي از فضاي جغرافيايي است كه واحد اجتماعي كوچكي مركب از تعدادي خانواده كه نسبت به هم داراي نوعي احساس دلبستگي, عواطف و علائق مشترك هستند, در آن تجمع مي يابند و بيشتر فعاليت‌هايي كه براي تامين نيازمندي‌هاي زندگي خود انجام مي‌دهند, از طريق استفاده و بهره‌گيري از زمين و در درون محيط مسكوني‌شان صورت مي‌گيرد. اين واحد اجتماعي كه اكثريت افراد آن به كار كشاورزي اشتغال دارند در عرف محل, ده ناميده مي‌شود [20].

براساس مطالعات جهاني, تعريف روستا در كشورهاي مختلف,‌ داراي تفاوت‌هايي مي‌باشد. مثلاً در آمريكا بيشتر بر مفهوم ”مناطق روستايي“ تاكيد مي‌شود كه بيانگر نواحي داراي چگالي جمعيتي كم است در حاليكه در بعضي كشورهاي ديگر همچون ايران نيز روستا بر اساس ميزان جمعيت تعريف مي‌شود. به عنوان مثال, ملاك جمعيت روستا در فرانسه 2000 نفر, در بلژيك 5000 نفر,‌ در هلند 20000 نفر و در ژاپن 30000 درنظر گرفته شده است [20].

 

توسعه روستايي چيست؟

از چند سده اخير و با رشد پرشتاب صنعت و فناوري در جهان, عقب‌ماندگي مناطق روستايي بيشتر عيان گرديده است. از آن‌جاييكه عموماً روستاييان نسبت به شهرنشينان داراي درآمد كمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردار هستند, اقشار روستايي فقيرتر و آسيب‌پذيرتر محسوب مي‌شوند كه بعضاً منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نيز مي‌شود. علت اين امر نيز پراكندگي جغرافيايي روستاها, نبود صرفه اقتصادي براي ارايه خدمات اجتماعي, حرفه‌اي و تخصصي‌نبودن كار كشاورزي (كم‌بودن بهره‌وري), محدوديت منابع ارضي (در مقابل رشد جمعيت), و عدم‌مديريت صحيح مسؤولان بوده است. به همين جهت, براي رفع فقر شديد مناطق روستايي, ارتقاي سطح و كيفيت زندگي روستاييان, ايجاد اشتغال و افزايش بهره‌وري آنان, تمهيد ”توسعه روستايي“ متولد گرديد.

بنا بر تعريف, برنامه‌هاي توسعه روستايي, جزئي از برنامه‌هاي توسعه هر كشور محسوب مي‌شوند كه براي دگرگون‌سازي ساخت اجتماعي-اقتصادي جامعه روستايي بكار مي‌روند. اينگونه برنامه‌ها را كه دولت‌ها و يا عاملان آنان در مناطق روستايي پياده مي‌كنند, دگرگوني اجتماعي براساس طرح و نقشه نيز مي‌گويند. اين امر در ميان كشورهاي جهان سوم كه دولت‌ها نقش اساسي در تجديد ساختار جامعه به منظور هماهنگي با اهداف سياسي و اقتصادي خاصي به عهده دارند, مورد پيدا مي‌كند. از سوي ديگر توسعه روستايي را مي‌توان عاملي در بهبود شرايط زندگي افراد متعلق به قشر كم‌درآمد ساكن روستا و خودكفاسازي آنان در روند توسعه كلان كشور دانست [19].

در گذشته بعضي مديران و سياست‌گذاران امر توسعه, صرفاً بر ”توسعه كشاورزي“ متمركز مي‌شدند كه امروز نتايج نشان داده است كه توسعه روستايي صرفاً از اين طريق محقق نمي‌شود. روستا جامعه‌اي است كه داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه‌جانبه (يعني توسعه روستايي) است نه صرفاً توسعه كسب‌وكار و نظامي به نام ”كشاورزي“. هرچند بايد گفت كه از طريق توسعه كشاورزي موفق نيز الزاماً توسعه روستايي محقق نمي‌شود. چون اولاً فوايد توسعه كشاورزي عايد همه روستاييان نمي‌شود (بيشتر عايد زمين‌داران, بخصوص مالكان بزرگ, مي‌شود), ثانياً افزايش بهره‌وري كشاورزي باعث كاهش نياز به نيروي انساني مي‌شود (حداقل در درازمدت) و اين خود باعث كاهش اشتغال روستاييان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بيشتر به سمت شهرها مي‌شود.

 

استراتژي‌هاي توسعه روستايي

كشورها و مناطق مختلف جهان, متناسب با شرايط و اولويت‌ها, رويكردها و استراتژي‌هاي توسعه روستايي متفاوتي را در پيش گرفته‌اند. قطعاً نمي‌توان بدون درنظرگرفتن تجربيات جهاني در اين زمينه و با تمركز صِرف بر اشتغالزايي در روستاها (بدون درنظر گرفتن استراتژي توسعه روستايي) توفيق چنداني بدست آورد (كه پايدار و ماندگار نيز باشد). چون اشتغالزايي و كارآفريني در فضايي مستعد رخ مي‌دهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمي‌توان متوقع موفقيتي پايدار بود. رويكردها و استراتژي‌هاي توسعه روستايي را اينگونه مي‌توان تقسيم‌بندي نمود [29]:

 

الف. رويكردهاي فيزيكي-كالبدي:

1. استراتژي توسعه و بهبود زيرساخت‌هاي روستايي

زيرساخت‌هاي روستايي را مي‌توان سرمايه‌هاي عمومي و اجتماعي روستاها دانست كه بدين جهت توسعه اين زيرساخت‌هاي اجتماعي, فيزيكي و نهادي باعث بهبود شرايط و كيفيت زندگي و معيشت مردم محلي و ارتقاي كارايي زندگي اجتماعي و اقتصادي آنان خواهد شد. بعنوان مثال, توسعه زيرساخت‌هاي اجتماعي همچون تسهيلات و خدمات بهداشتي و آموزشي, باعث بهبود كيفيت منابع انساني و افزايش توانايي‌هاي آنان (در جايگاه‌هاي فردي و اجتماعي) خواهد شد. منظور از ايجاد, توسعه و نگهداري زيرساخت‌هاي روستايي, صرفاً تزريق نهاده‌هاي سرمايه‌اي به يك جامعه با توليد سنتي نيست, بلكه هدف ايجاد سازوكارها, نهادها و مديريت جديدي است كه در عمل نيازمند مشاركت وسيع روستاييان است. در واقع اين استراتژي, با همكاري مردم مي‌تواند به طور آگاهانه, ارادي و موفقيت‌آميز از دوران طراحي, برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري گذر كرده و به شرايط مطلوب پايدار وارد گردد.

 

ب. رويكردهاي اقتصادي:

1. استراتژي انقلاب سبز

اين استراتژي داراي دو معناي به‌نسبه متفاوت است: يكي به معني دگرگوني كلي در بخش كشاورزي است به طوريكه اين تحول باعث كاهش كمبود مواد غذايي در كشور و مشكلات كشاورزي گردد. ديگري به معني بهبود نباتات خاص (بويژه گسترش انواع بذرهاي اصلاح‌شده گندم و برنج) و توليد زياد آنان است. براساس مطالعات ميسرا, انقلاب سبز باعث كاهش مهاجرت‌هاي روستايي نشده است و بعضاً باعث بروز اخلافاتي مابين نواحي روستايي (بخاطر بازده متفاوت زمين‌ها در اين محصولات اساسي) نيز شده است (توضيحات بيشتري در بخش استراتژي‌هاي توسعه اقتصادي آمده است).

 

2. استراتژي اصلاحات ارضي

اكثر كشورهاي جهان, براي گذار از يك ساخت ارضي به ساختي ديگر, اصلاحات ارضي را در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه روستايي خود گنجانده‌اند. به عبارت ديگر, تجديد ساختار توليد و توزيع مجدد منابع اقتصادي را از اهداف عمده برنامه‌هاي توسعه روستايي خويش قلمداد نموده‌اند. از ديدگاه بسياري از صاحبنظران امر توسعه (همچون ميردال و تودارو), اصلاحات ارضي كليد توسعه كشاورزي است. البته در بعضي موارد نيز, به دليل ساماندهي نامناسب خدمات پشتيباني و تخصيص اعتبارات موردنياز, چيزي به درآمد زارعان خرده‌پا افزوده نمي‌شود.

 

3. استراتژي صنعتي‌نمودن روستاها

اگرچه در اين استراتژي, توسعه كشاورزي در فرآيند توسعه روستايي حايز اهميت است اما در عين حال بايد با توسعه فعاليت‌هاي صنعتي همراه شود. در بسياري از كشورها (بخصوص آسيايي‌ها) صرفاً زراعت نمي‌تواند اشتغال كافي و بهره‌ور ايجاد نمايد (ظرفيت زمين نيز محدود است) بدين جهت بايد به ايجاد اشتغال سودآور غيرزراعي نيز پرداخت تا تفاوت درآمد شهرنشينان و روستانشينان افزايش نيافته و مهاجرت روستاييان به شهر كاهش يابد. در اين راستا بايد اقدامات ذيل صورت پذيرد: (الف) ايجاد مشاغل غيرزراعي و فعاليت‌هاي درآمدزا, (ب) رواج مراكز روستايي دست پايين. اهداف عمده اين استراتژي را مي‌توان اينگونه برشمرد:

·        ايجاد اشتغال غيركشاورزي براي روستاييان بيكار يا نيمه‌بيكار در يك منطقه

·        همياري در جلوگيري از جريان مهاجرت به مراكز شهري

·        تقويت پايه‌هاي اقتصادي در مراكز روستايي

·        استفاده كامل (بيشتر) از مهارت‌هاي موجود در يك ناحيه

·        فرآوري توليدات كشاورزي محلي

·        تهيه نهاده‌هاي اساسي و كالاهاي مصرفي براي كشاورزان و ديگر افراد محلي

بيشتر اينگونه صنايع روستايي در كسب‌وكارهاي خرد (كوچك‌مقياس) شكل مي‌گيرند كه مي‌تواند بخش عمده‌اي از آن را صنايع دستي تشكيل دهد. اين صنايع دستي مي‌توانند از ابزارهاي پيشرفته‌تر براي كار خود بهره برده و بدليل سادگي و مقبوليت بيشتر در جوامع روستايي و امكانات اشتغالزايي بيشتر, كمك بيشتري به بهبود وضعيت روستاييان انجام دهند.

 

4. استراتژي رفع نيازهاي اساسي

اين استراتژي در جستجوي اتخاذ شيوه‌اي است تا براساس آن نيازهاي اساسي فقيرترين بخش از جمعيت روستايي را به درآمد و خدمات (در طول يك نسل), برطرف نمايد. نيازهاي اساسي شامل درآمد (كار مولد) و هم خدمات موردنياز زندگي مي‌شود. محورهاي اصلي اين استراتژي عبارتند از:

·        تغيير معيار برنامه‌هاي اجرايي از ”رشد“ به سمت ”نيازهاي اساسي“ كه از طريق اشتغال و توزيع مجدد صورت مي‌گيرد (به عبارت ديگر از ”رشد اقتصادي“ به ”توسعه اقتصادي“).

·        چرخش از اهداف ذهني به سمت اهداف عيني و واقعي

·        كاهش بيكاري

از اين رو رفع نيازهاي اساسي تهيدستان, در كانون مركزي اين استراتژي قرار مي‌گيرد و اهداف رشدمحور جاي خود را اهداف مصرفي مي‌دهند كه در مناطق روستايي با سرمايه و واردات كمتري (نسبت به بخش شهري) قابل انجام هستند.

 

ج. رويكردهاي اجتماعي-فرهنگي:

1. استراتژي توسعه اجتماعي

استراتژي توسعه اجتماعي محلي (جامعه‌اي), اهداف توسعه اقتصادي-اجتماعي را تواماً شامل مي‌شود و نويد مي‌دهد كه هم پايه‌هاي نهادهاي دموكراتيك را بنا نهد و هم در تامين رفاه مادي روستاييان مشاركت نمايد.

 

2. استراتژي مشاركت مردمي

از اين ديدگاه, مردم هم وسيله توسعه هستند و هم هدف آن. طرح‌هاي توسعه روستايي چه به لحاظ ماهيت طرح‌ها و چه به خاطر محدوديت امكانات و منابع دولتي, نيازمند مشاركت مردم در ابعاد وسيع هستند. در اين استراتژي بايد با تلفيق مناسب رويكردهاي بالا به پايين و پايين به بالا, امكان مشاركت گسترده مردم را در فرآيند توسعه روستايي فراهم آورد. محورهاي اصلي اين استراتژي عبارتند از:

·        تاكيد بيشتر بر نيازهاي مردم

·        تشويق و افزايش مشاركت مردم در هر مرحله از فرآيند برنامه‌ريزي

·        بسط و ترويج سرمايه‌گذاري‌هاي كوچك, كه مردم قادر به اجراي آن باشند

·        كاهش هزينه‌هاي مردم و در مقابل افزايش درآمدهاي آنان

·        تشويق مردم در جهت تداوم و نگهداري پروژه‌هاي توسعه (افزايش آگاهي‌هاي مردم و كاهش زمان و هزينه طرح‌ها و پروژه‌ها)

مشاركت در حكم وسيله‌اي براي گسترش و توزيع دوباره فرصت‌ها با هدف اتخاذ تصميم‌هاي جمعي, همياري در توسعه و بهره‌مندي همگاني از ثمرات آن است. اين مشاركت مي‌تواند در تمامي مراحل مختلف تصميم‌گيري, اجرا (عمليات, مديريت و اطلاع‌رساني), تقسيم منافع, و ارزيابي وجود داشته باشد.

 

د. رويكردهاي فضايي, منطقه‌اي و ناحيه‌اي:

1. استراتژي‌هاي تحليل مكاني

والتر كريستالر (1933) برمبناي نظريات جي.اچ.فون تونن و آلفرد وبر (1909) نظريه ”مكان مركزي“ را ارايه نمود كه براساس ميزان جمعيت, نقش و كاركرد, فاصله, پراكندگي سكونتگاه‌هاي انساني به شرح و تبيين ساختار (چارچوب) فضايي سكونتگاه‌ها و حوزه نفوذ آنان (و بالتبع سروساماندهي به نحوه چيدمان نقاط شهري و روستايي) مي‌پردازد. متخصصان اين زمينه با پذيرش علم جغرافيا (به عنوان تحليل‌گر فضاي زيست), به استفاده از نظريات برجسته ديگر در رابطه با تقسيم‌بندي فضايي-مكاني و ساماندهي فضا نيز مبادرت نمودند. سه نظريه مطرح در اين زمينه را مي‌توان به طور خلاصه اينگونه معرفي نمود:

- نظريه زمين‌هاي كشاورزي (جي.اچ.فون تونن): اين نظريه به تحليل چگونگي استفاده و سروساماندهي به زمين‌هاي كشاورزي مي‌پردازد. براساس اين نظريه فعاليت‌هاي كشاورزي و ارزش زمين‌ها متناسب با فاصله آن‌ها از بازار (شهري) تعريف مي‌شود (دواير متحدالمركزي حول شهرها).

- نظريه مكان‌يابي صنايع (آلفرد وبر): براساس اين نظريه, صاحبان صنايع مي‌كوشند مكاني را جهت استقرار كارخانه‌هاي خود برگزينند كه با حداقل هزينه توليد محصول و توزيع آنان (هزينه‌هاي حمل‌ونقل) همراه باشد. در واقع زنجيره‌اي از جريان كالا, خدمات و اطلاعات (وزن و نحوه تعامل آن‌ها) ما را قادر به مكان‌يابي صحيح صنايع مي‌كند.

- نظريه مكان مركزي (والتر كريستالر): براساس اين نظريه, هر مكاني كه موقعيت مركزي مي‌يابد با توليد و توزيع هرچه‌بيشتر كالا و خدمات در حوزه‌هاي اطراف (يا منطقه نفوذ) به تحكيم موقعيت مركزي خود مي‌پردازد, به همين خاطر, چنين مكان‌هاي مركزي, خدمات بيشتري را در خود متمركز مي‌سازند. برمبناي اين نظريه, نقاط مركزي در قالب نظامي سلسله‌مراتبي (مبتني بر جمعيت, فاصله, نقش يا كاركرد) عمل مي‌نمايند. طبق اين نظريه, خريداران, كالاها و خدمات موردنياز خود را از نزديك‌ترين بازار فروش دردسترس تهيه مي‌كنند.

 

2. استراتژي توسعه روستا-شهري

از پايان دهه 1970, در واكنش به زوال الگوهاي توسعه و پس از استراتژي ”نيازهاي پايه“ سازمان جهاني كار (1976), استراتژي توسعه روستا-شهري يا منظومه كشت-شهري (اگروپوليتن) مطرح گرديد. براي درك بهتر اين استراتژي بايد الگوي ”مركز-پيرامون“ و استراتژي نيازهاي پايه را دانست.

تحقيقات فريدمن (در آمريكاي جنوبي) نشان داده است كه مي‌توان فضاي زندگي را به دو بخش ”مركز“ و ”پيرامون“ تقسيم نمود كه رابطه بين اين دو نظام, استعماري است و پيامد آن قطبي‌شدن در مركز و حاشيه‌اي‌شدن در پيرامون است. استراتژي نيازهاي پايه نيز چرخش آشكاري بود از استراتژي‌هاي متداول توليدمحور, صنعت‌مدار و شهرگرا به سمت استراتژي‌هاي مردم‌محور, كشاورزي‌مدار و روستاگرا.

استراتژي روستا-شهري برمبناي الگوي مركز-پيرامون (تجمع سرمايه و منافع در نقاط شهري) و متاثر از استراتژي نيازهاي پايه (رفع فقر و ايجاد اشتغال, خوداتكايي, و تامين مايحتاج اصلي), اين محورها را براي توسعه مناطق روستايي پيشنهاد مي‌كند: درون‌گرايي, حفاظت‌گرايي, خودگرداني (خودكفايي), و نهادينه‌سازي مشاركت. اگر قرار است منظومه كشت-شهري توسعه يابد, بايد توسعه را خود بخش‌ها تعيين كرده, خود راه‌اندازي كرده, خود ساخته و خود صاحب شوند. مديريت مناسبات نظام‌ها نيز بايد توسط شورايي متشكل از نمايندگان بخش‌هاي مختلف (و مديران ملي) انجام پذيرد.

 

3. استراتژي يوفرد

اين استراتژي برپايه نقش فعاليت‌ها و كاركردهاي شهري در توسعه روستايي (و منطقه‌اي) تعريف مي‌شود كه شامل اين مراحل مي‌گردد: تجزيه و تحليل منابع ناحيه‌اي, تدوين نقشه تحليلي منطقه, تحليل نظام سكونتگاهي, تحليل ارتباطات فضايي, تحليل دسترسي‌ها (ارتباطات), تحليل شكاف عملكردي, تنظيم استراتژي‌هاي توسعه فضايي, تعيين نارسايي پروژه‌ها و برنامه‌هاي توسعه, بازبيني و نهادينه‌سازي تحليل‌هاي فضايي در برنامه‌ريزي روستايي و ناحيه‌اي.

اين استراتژي با ارايه اطلاعات فراوان و ذي‌قيمتي به سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان, آنان را در توزيع سرمايه‌گذاري‌ها در راستاي يك الگوي متعادل جغرافيايي (اقتصادي و فيزيكي) ياري مي‌دهد. برمبناي اين استراتژي, وجود شهرك‌ها و مراكز كوچكي (به عنوان بازار محصولات كشاورزي), كه خدمات اجتماعي اوليه و امكانات عمومي را نيز در اختيار روستاييان قرار مي‌دهند, بخاطر پيوندهاي مابين خود و مناطق روستايي, مي‌توانند به‌گونه‌اي بهتر به شكل‌گيري اسكلت موردنياز توسعه روستايي ياري رسانند.

 

4. استراتژي نظام سلسله‌مراتبي سكونتگاه‌ها و برنامه‌ريزي مراكز روستايي

بسياري از كشورهاي درحال‌توسعه فاقد الگوي استقرار هستند و ممكن است در سلسله‌مراتب سكونتگاهي, مراكز مياني و واسطه مجهز داشته باشند اما مراكز سطح پايين ندارند و يا اينكه مراكز كنوني, بخشي از نظام سلسله‌مراتب نقاط مراكزي (يكپارچه از نظر كاركردي) را تشكيل نمي‌دهند. نظام فضايي (پديد آمده) بايد بگونه‌اي باشد كه براي انتقال رشد اقتصادي و تامين خدمات و كالاهاي كافي مناسب باشد. در فرآيند برنامه‌ريزي ناحيه‌اي توسعه, اين استراتژي حد ميانه تمركزگرايي (مانند قطب رشد) و تمركززدايي (همچون منظومه كشت-شهري) را برگزيده و تجميع غيرمتمركز و به عبارت بهتر, ”تمركززدايي با تجميع“ را پيشنهاد كرده است. در واقع اين نظريه, راه‌حلي اصلاح‌طلبانه براي كاستي‌ها و نارسايي‌هاي توسعه فضايي متدوال, كه قطبي شده و باعث ايجاد اختلافات ناحيه‌اي شده است, مي‌باشد.

”جانسون“, جمع‌بندي نظريه‌ها را در گرو سياست‌گذاري فضايي براي دستيابي به توسعه مي‌دانست, اما كليد توسعه روستايي را در وجود شبكه‌اي از شهرهاي كوچك (كه واسطه ارتباط با شهرهاي بزرگ مي‌شوند) ديده است. در واقع دسترسي فضايي به فرصت‌ها و توليدات را با ايجاد و تقويت اين گونه شهرها پيشنهاد نموده است. ”رندنيلي“ معتقد بود بايد ايجاد شهرهاي كوچك در پيوند با حوزه‌هاي روستايي, محور قرار گرفته تا تنوع‌بخشي به اقتصاد, صنعتي‌نمودن, عرضه پشتيباني و تجاري‌سازي كشاورزي و امثالهم, و در نهايت سازماندهي و مديريت توسعه به خوبي برآورده شود. برخلاف او كه پركردن خلا سلسله‌مراتبي را از بالا به پايين مدنظر قرار داده است, ”ميسرا“ (پژوهشگر معروف هندي), ساختن چنين فضايي را عمدتاً از پايين به بالا مدنظر قرار داده است (از كوچكترين نقطه روستايي ممكن).

در الگوي رشد مراكز روستايي (”كميسيون پيرسون“), عمدتاً مراكز روستايي نقاطي هستند كه بايد براي  جهت‌دهي مناسب به فرآيند توسعه, تسهيلات و امكانات قابل‌قبولي را در آنان متمركز نمود. تمركز اين تسهيلات نيل به تخصص مناسب و موثر در زمينه خدمات و همچنين ايجاد تحرك كنترل‌شده توسعه را در پي خواهد داشت. هدف اين الگو, فوريت‌بخشي و تقويت شبكه‌اي از نقاط مركزي در نواحي روستايي و توزيع مناسب مراكز زيستگاهي (در بخش‌هاي پايين سطح و واسط مياني) است.

 

5. استراتژي توسعه يكپارچه ناحيه‌اي

مهمترين دلايل روي‌آوري به اين استراتژي, عبارتند از:

·        استفاده بهتر از سرمايه, نيروي انساني و عوامل توليد

·        استخراج و بكارگيري بهينه منابع محلي

·        مشاركت آزادانه مردم در سطح ناحيه (كه كوچكتر از منطقه است)

·        تجانس بيشتر در ناحيه به علت كوچكي نسبت به منطقه

·        همكاري بهتر سازمان‌هاي مختلف درگير در امر برنامه‌ريزي

هدف از اين استراتژي يكپارچه‌سازي كليه امور توسعه در ناحيه است. برنامه‌ريزي ناحيه‌اي, برنامه‌ريزي براي مراكز روستايي (فقط ناحيه نه الزاماً جزيي از فرآيند برنامه‌ريزي ملي) است, به شرط آنكه به پيوند با مراكز شهري بزرگتر واقع در خارج از سلسله‌مراتب ناحيه نيز توجه كافي مبذول دارد (برنامه‌ريزي توزيع‌شده). به عبارت ديگر, توسعه يكپارچه ناحيه‌اي, روشي است براي اجراي همزمان فعاليت‌هاي مربوط به برنامه‌ريزي‌ چندمنظوره, كه البته اين فعاليت‌ها در هر دو سطح كلان و خرد صورت مي‌پذيرد (كشاورزي,‌ صنعت و خدمات) و ابعاد اقتصادي, اجتماعي, فضايي و سازماندهي را با هم دربرمي‌گيرد. ويژگي‌هاي اصلي توسعه يكپارچه ناحيه‌اي عبارتند از: هماهنگي بين بالا و پايين, يكپارچگي ميان‌بخشي و برقراري روابط متقابل مابين چهار جنبه اصلي توسعه (اقتصادي, اجتماعي, فضايي و سازماندهي).

 

6. استراتژي توسعه زيست-ناحيه

”زيست-ناحيه“ را مي‌توان در كل معادل ”قلمرو زندگي“ دانست كه عبارتست از سطح جغرافيايي قابل‌تشخيصي كه شامل نظام‌هاي زندگي به‌هم‌پيوسته و خودنگهداري (از نظر بازتوليد طبيعت) بوده و در نتيجه روابط ارگانيك بين تمامي اعضاي ناحيه برقرار است. توسعه متوازن يك ”اجتماع“ يعني انسان و محيط زيست اطراف او باعث مي‌شود طي يك روند اخلاقي پايدار, رشد و پيشرفت مستمر مردم (به عنوان هدف اصلي) در تعاملي سازنده با محيط اطراف محقق شود و به زمين, هوا, آب و كلاً محيط زيست انسان لطمه‌اي وارد نشود. اين استراتژي ملهم از انديشه توسعه پايدار است.

 

7. استراتژي توسعه پايدار و همه‌جانبه روستايي [24]:

مطابق اين استراتژي بايد فرآيندي همه‌جانبه و پايدار طي شود تا در چارچوب آن, ”توانايي‌هاي اجتماعات روستايي“ در جهت رفع نيازهاي مادي و معنوي, در عين برقراري توازن ميان اجزاي تشكيل‌دهنده نظام سكونت محلي (اكولوژيكي, اجتماعي, اقتصادي و نهادي), رشد و تعالي يابد. محورهاي اصلي اين استراتژي عبارتند از:

1.       حفاظت, بهره‌برداري موثر و متوازن از منابع پايه

2.       افزايش قدرت انتخاب مردم و توانمندنمودن اقشار آسيب‌پذير روستايي بويژه زنان و جوانان

3.       توسعه و گسترش مشاركت موثر و همه‌جانبه مردم و نهادهاي محلي در فرآيند تصميم‌سازي و برنامه‌ريزي

4.       ارتقاي بهره‌وري, توسعه فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي متنوع اقتصادي

5.       توسعه فرصت‌هاي پايدار از حيث دسترسي به منابع, امكانات و منافع ميان شهر و روستا

6.       ارتقاي همه‌جانبه كيفيت زندگي اجتماعات روستايي


مراجع و منابع

 

 

1.       كِيت گريفين, راهبردهاي توسعه اقتصادي, حسين راغفر, محمدحسين هاشمي, نشر ني, 1382

2.       دكتر مصطفي سليمي‌فر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382

3.       دكتر محمود متوسلي, توسعه اقتصادي, سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت), 1382

4.       ديويد كلمن, فورد نيكسون, اقتصادشناسي توسعه‌نيافتگي, دكتر غلامرضا آزاد (ارمكي), موسسه انتشاراتي و فرهنگي وثقي, 1378

5.       مايكل تودارو, توسعه اقتصادي در جهان سوم, دكتر غلامرضا فرجادي, موسسه عالي پژوهش در برنامه‌ريزي وتوسعه, 1382

6.       دان بلانت, مارك جكسون, اقتصاد كار و نيروي انساني, محسن رناني, انتشارات فلاحت ايران, 1373

7.       هيات نويسندگان, مقدمه‌اي بر كارآفريني, سيامك نطاق, سازمان ملي بهره‌وري ايران, 1380

8.       عليرضا بوشهري, فن‌آفريني, سازمان همياري اشتغال فارغ‌التحصيلان, 1381

9.       سازمان همياري اشتغال فارغ‌التحصيلان, شوراي عالي اطلاع‌رساني, مجموعه مقالات همايش نقش فناوري اطلاعات در اشتغال, تهران, 1380

 

10.   دكتر محمد طبيبان, اقتصاد ايران, موسسه عالي پژوهش در برنامه‌ريزي و توسعه, 1378

11.   دكتر ابراهيم رزاقي, گزيده اقتصاد ايران, انتشارات اميركبير, 1375

12.   دكتر ابراهيم رزاقي, آشنايي با اقتصاد ايران, نشر ني, 1381

13.   مركز آمار ايران, سالنامه آماري كشور 1381, مركز اطلاع‌رساني, 1382

14.   دكتر محمدمهدي بهكيش, اقتصاد ايران در بستر جهاني‌شدن, نشر ني, 1381

15.   دكتر محمدعلي خطيب, اقتصاد ايران, انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران, 1374

16.   دكتر نيلي و همكاران, استراتژي توسعه صنعتي كشور, دانشگاه صنعتي شريف, 1382

17.   مجيد كوپاهي, اصول اقتصاد كشاورزي, انتشارات دانشگاه تهران, 1382

 

18.   (به‌كوشش) قدير فيروزنيا, دكتر عبدالرضا ركن‌الدين اقتخاري, جايگاه روستا در فرآيند توسعه ملي از ديدگاه صاحب‌نظران, 1382

19.   دكتر مصطفي ازكيا, جامعه‌شناسي توسعه و توسعه‌نيافتگي روستايي ايران, انتشارات اطلاعات, 1381

20.   علي‌اكبر نيك‌خلق, جامعه‌شناسي روستايي, انتشارات چاپخش, 1381

21.   دكتر ناصر خادم آدم,‌ سياست اقتصاد كشاورزي در نظام‌هاي مختلف و ايران, انتشارات اطلاعات, 1370

22.   سازمان شهرداري‌هاي كشور, نشريه دهياري‌ها, سال اول, شماره 6-1, تهران, 1382

23.   مركز تحقيقات مناطق كويري و بياباني ايران, مجموعه مقالات سمينار بررسي مسايل مناطق بياباني و كويري ايران, يزد, 1371

24.   موسسه توسعه روستايي ايران, چالش‌ها و چشم‌اندازهاي توسعه روستايي ايران, تهران, 1381

25.   مركز مطالعات مديريت و بهره‌وري ايران, موسسه توسعه روستايي ايران, برنامه اقدام ملي مقابله با بيان‌زايي و تعديل اثرهاي خشكسالي, وزارت جهادكشاورزي, 1381

26.   دكتر عبدالحسين نيك‌گهر, مهناز كاشاني, گزارش طرح بيمه روستاييان, موسسه عالي پژوهش تامين اجتماعي, 1375

27.   دكتر بهاءالدين نجفي, درباره اقتصاد كشاورزي ايران, انتشارات علمي و فرهنگي, 1376

28.   حسين سلطان‌زاده, مقدمه‌اي بر تاريخ شهر و شهرنشيني در ايران, نشر آبي, 1365

29.   عليرضا استعلاجي, بررسي و تحليل رويكردها و راهبردهاي توسعه روستايي-ناحيه‌اي, نشريه جهاد, سال 22, شماره 250-251 و 252, خرداد و تير و مرداد 1381

30.   محسن ابراهيم‌پور, احمد ترك‌نژاد, آموزش و بسط اشتغال در روستا, نشريه جهاد, سال 22, شماره 250-251, خرداد و تير 1381

31.   افسانه و همايون فرهاديان, جايگاه و نقش صنايع روستايي در توسعه روستايي, نشريه جهاد, سال 23, شماره 258, مرداد و شهريور 1382

32.   تي. پترين, كارآفريني به منزله يك نيروي اقتصادي در توسعه روستايي, حميدرضا زرنگار, نشريه جهاد, سال 22, شماره 253, مهر و آبان 1381

33.   مهرداد توده روستا, ايجاد اشتغال در مناطق روستايي, راهي به سوي توسعه روستايي و غلبه بر فقر,‌ نشريه جهاد, سال 23, شماره 257, خرداد و تير 1382

34.   محمدحسين عمادي, اسفنديار عباسي, كارآ‏فريني در روستا, نشريه جهاد, سال 22, شماره 250-251, خرداد و تير 1381

35.   عليرضا بوشهري, پنجره‌اي به سوي كارآفريني تكنولوژيك, گسترش صنعت, سال ..., شماره ...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:14  توسط مدیریت  | 

لیست پایان نامه علوم و تحقیقات تهران

لیستی از پایان نامه های موجود در بخش پایان نامه های دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي

رکورد

شماره رساله

عنوان - پديدآور - مشخصات

۵۹۰

G 38

بررسي شاخص‌هاي اجتماعي و اقتصادي در توسعه روستايي (نمونه موردي دهستان شيان از توابع شهرستان اسلام‌آباد غرب)/ کيومرث کاکاخاني.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۷-‎۱۳۷۶.

۶۲۵

G 39

طرح ساماندهي روستاهاي پراکنده (مطالعه موردي: دهستان گرده از توابع شهرستان نمين)/ اصغر صفرنژاد ديجوجين.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۶۹۶

G 40

برنامه‌ريزي روستايي و ارائه الگوي بهينه توزيع خدمات عمومي در مراکز روستايي شهرستان مرند مطالعه موردي دهستان دولت آباد/ عسگر پورموسي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۷۴۲

G 41

کوچ‌نشيني در دامنه‌هاي جنوبي البرز (محدوده استان سمنان)/ عليرضا شاه‌حسيني.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۷۶۰

G 42

نقش بنيانهاي جغرافيايي در برنامه‌ريزي توسعه روستاهاي شهرستان کرمانشاه نمونه موردي دهستان بيلوار، پشت دربند/ نوذر قنبري.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۸۲۱

G 37

بررسي توانهاي محيطي و زيربنايي و نقش آن در توسعه روستايي استان همدان/ رضا افتخاري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۸۲۵

G 44

بررسي روند تغييرات جمعيت مناطق روستايي شهرستان اردبيل بين سالهاي ۱۳۴۵ تا ۱۳۷۵/ احمد حاج‌عليزاده.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۸۳۹

G 43

بررسي نقش کشاورزي و آموزشهاي ترويجي بر توسعه روستاهاي شهرستان گرگان/ حشمت روشندل.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۸۸۷

G 84

امکان‌سنجي استقرار بهينه سکونتگاههاي روستائي در رابطه با توانهاي جغرافيايي، مطالعه موردي: (دهستان کشکسراي) شهرستان مرند/ ميريوسف پيغمبردوست.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۹۰۴

G 81

بررسي جغرافيايي توانهاي محيطي تالش با نگرش موردي به بخش مرکزي/ فرحناز عطوفي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۹۲۷

G 47

بررسي تاثير عوامل جغرافيايي در شکل‌گيري روستاها و ارايه پيشنهاد طرح ساماندهي روستايي منطقه اردستان/ محمدعلي حامدي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۹۳۰

G 46

بررسي توانهاي محيطي و انساني روستاهاي شهرستان بابل، مطالعه موردي دهستان سجادرود/ رمضان قلي‌زاده.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۹۹۳

G 48

اوضاع جغرافيايي دهستان چهارکوه جهت استفاده در برنامه‌ريزي روستايي/ قنبرعلي تسليمي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۱۲۳۲

G 87

نقش بنيانهاي جغرافيايي در توسعه روستايي مورد دهستان لاکان/ خديجه احمدي‌نژاد ماسوله.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره عزت‌اله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۱۵۹۱

G 35

بررسي روند مهاجرت روستايي در گيلان مطالعه موردي دهستان کنارسر شهرستان رشت ۷۵-۱۳۵۵/ سيدذکريا جوادي سياهکله.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۷-‎۱۳۷۶.

۱۵۹۲

G 36

توسعه روستايي در گيلان مطالعه موردي: روستاي آبکنار انزلي/ سعيد درويشي احمدآباد.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۷-‎۱۳۷۶.

۱۶۶۷

G 53

نقش کاربري بهينه زمين در توسعه روستايي "مورد روستاهاي زير حوزه کوير اراک"/ حسين کنگري.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۶۷۰

G 54

بررسي توانهاي محيطي شهرستان اردبيل/ کريم وثوقي نيري.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۶۹۴

G 55

بررسي عوامل طبيعي شهرستان فيروزآباد فارس و نقش آن در برنامه‌ريزي کشاورزي (مطالعه موردي دهستان افزر)/ نقي مهدوي.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره زهرا پيشگاهي‌فرد.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۷۵۴

G 58

شناسايي قابليتها و پتانسيلهاي توسعه يکپارچه نواحي روستايي شهرستان آمل (مطالعه موردي دهستان بالا خيابان ليتکوه)/ نادر علي‌زاده.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۷۶۰

G 61

بررسي اثرات ارائه خدمات زيربنايي در تثبيت جمعيت روستايي شهرستان قزوين/ عباس تک فلاح.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره عزت‌اله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۷۶۶

G 63

بررسي توانهاي محيطي و نقش آن در توسعه روستايي، مطالعه موردي دهستان غربي ( اردبيل )/ عظيم حبيب‌زاده جبه‌دار.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۷۸.

۱۷۷۳

G 59

برنامه‌ريزي توسعه روستايي و ارائه الگوي بهينه توزيع خدمات عمومي در مراکز روستايي شهرستان سمنان/ محمدرضا قادري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۷۸۶

G 60

نقش عوامل جغرافيايي در برنامه‌ريزي و توسعه روستايي (مورد مطالعه شهرستان پارس‌آباد)/ اسماعيل ابراهيمي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۱۸۲۸

G 72

بررسي توانمنديهاي محيطي شهرستان بابل در ارتباط با فعاليتهاي کشاورزي/ محمد احسان‌زاده صورتي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۱۸۲۹

G 73

بررسي توانهاي محيطي شهرستان بابلسر در امر فعاليتهاي کشاورزي "برنج" مطالعه موردي بخش فريدونکنار/ عبداله مهدوي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره عزت‌اله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۱۸۳۸

G 68

بررسي روند مهاجرت جمعيت روستايي به شهر در شهرستان مرند "مطالعه موردي دهستان بناب"/ بختيار مردي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۱۸۵۹

G 64

بررسي مساکن روستايي و روابط آنها با محيط جغرافيايي ( مطالعه موردي استان اردبيل )/ تهراج خداياري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۱۹۲۲

G 69

راه آهن بعنوان محرکه‌اي در رشد و توسعه روستاهاي کشور "مطالعه موردي شهرستان ميانه"/ محمدباقر ساجدي دستک.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره مسعود مهدوي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۱۹۷۳

G 71

نقش زنان در اقتصاد روستايي ايران (مطالعه موردي شهرستان شهريار)/ آمنه حقزاد.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره عزت‌اله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۸-‎۱۳۷۷.

۲۰۳۷

G 75

برنامه‌ريزي روستايي در رابطه با ويژگيهاي جمعيتي شهرستان اردبيل "مطالعه موردي دهستان شرقي"/ رسول شاهين ججين.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره عزت‌اله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۷۹.

۲۰۳۸

G 74

برنامه‌ريزي مکاني جهت توسعه و عمران فضاها و مراکز روستايي استان سمنان "مطالعه مورد بخش اميرآباد شهرستان دامغان"/ ولي‌اله ملاکاظمي.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۲۱۱۹

G 77

بررسي اثرات اجتماعي - اقتصادي طرحهاي هادي در روستاهاي استان تهران (منطقه شميرانات)/ فرشته شکرآبي.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره مسعود مهدوي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۲۲۰۱

G 76

فعاليتهاي توليدي زنان روستايي (مطالعه موردي: استان سمنان)/ دينا صفاجو.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره زهرا پيشگاهي‌فرد.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۲۳۲۴

G 79

بررسي جغرافيايي قابليتها و توانمنديهاي مناطق روستاي شهرستان کرج در ارتباط با توسعه روستايي/ رامين احمدخانيها.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۲۳۴۳

G 80

توسعه اقتصادي و اجتماعي شهر صائين قلعه و تاثير آن بر مهاجرت روستائيان تابعه/ علي رجبي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۲۵۳۰

G 92

سازماندهي فضايي روستاها از ديدگاه جغرافيا (موردي بخش ميرزاکوچک صومعه‌سرا)/ فاطمه کوچکي‌نژاد ارم ساداتي.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۲۵۳۱

G 91

بررسي و تحليل نظام سکونتگاههاي روستايي شهرستان قزوين (موردبخش رودبار شهرستان)/ پرناز غياثوند محمدخاني.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۲۸۲۸

G 96

اثرات فرسايش حوضه آبخيز شهيد مدرس شهرستان شوشتر بر روي روستاي ظهيريه/ ناهيد سلاطيني.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۰.

۲۸۸۸

G 97

بررسي توانهاي محيطي شهرستان بابلسر و استفاده از آن در طرح آمايش سرزمين (از نظر جغرافياي کاربردي)/ مصطفي مهدوي حمزه‌کلائي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۰.

۲۹۰۲

G 98

ساختار فضايي مناطق روستايي (مطالعه موردي: شهرستان دره‌شهر از استان ايلام)/ عليار رحماني‌پور.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۰.

۳۰۰۱

G 100

تاثير عدم کنترل فعاليتهاي انساني در وقوع سيلاب چهارم مرداد ۱۳۷۸ شهرستان نکا/ حسن احمدي.- به راهنمايي منصور بدريفر، به مشاوره جمال قدوسي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۰.

۳۲۴۱

G 102

نقش جغرافيا در مکانيابي توسعه روستايي - مطالعه موردي شهرستان دماوند - دهستان آبعلي/ علي‌اصغر يزدي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدريفر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۱-‎۱۳۸۰.

۳۵۱۴

G 110

شناخت ويژگيهاي اجتماعي و اقتصادي عشاير کوچ‌گر خوزستان (موردي ايل بختياري)/ افسون زرين‌خط.- به راهنمايي مشيري، آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۱-‎۱۳۸۰.

۳۷۰۸

G 116

نقش عوامل جغرافيايي در برنامه‌ريزي روستايي شهرستان اسکو، دهستان سهند، روستاي کندوان/ رقيه نيکي اسکوئي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۱-‎۱۳۸۰.

۳۷۶۵

G 117

مديريت در توسعه و عمران روستاهاي کشور با تاکيد بر حوزه روستايي شهر بادرود استان اصفهان/ حسين سپهري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۱.

۳۸۶۵

G 121

جايگاه بخش کشاورزي در اقتصاد شهرستان تنکابن با تاثيرپذيري از استعدادهاي بالقوه طبيعي و اعمال سياستهاي بانکي در مقطع پنج ساله ۷۵الي۸۰/ حسن افشار محمديان.- به راهنمايي رحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش و منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) .

۳۸۹۸

G 119

رده‌بندي آباديهاي کشور بر اساس برخورداري از خدمات و امکانات موجود به تفکيک استان و شهرستان در رابطه با توان‌هاي محيطي/ مژگان حسنلو.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۱.

۳۸۹۹

G 122

نقش بنيانهاي جغرافيايي در برنامه‌ريزي شهرستان مشهد (نمونه موردي: دهستان طرقبه)/ فاطمه دانشور عنبران.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۲-‎۱۳۸۱.

۳۹۲۷

G 189

تاثيرات اقتصادي - اجتماعي تبديل شدن روستا به شهر: مطالعه موردي "شهرستان مشهد، شهر رضويه"/ طاهره حسيني.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۰۰۰

G 192

ارزيابي شاخصهاي توسعه نواحي روستايي شهرستان زرنديه بخش مرکزي/ حميد زينلي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره عزت‌الله عزتي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۶۳۸

G 198

مدل‌هاي کاربردي در تحليل مسايل روستايي و ناحيه‌اي "مورد دهستان بروانان شرقي"/ اشرف سجادي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۷۹۶

G 124

بررسي توانهاي محيطي و نقش آن در توسعه روستايي (مورد، بخش نظرآباد، شهرستان ساوجبلاغ)/ محمدرضا قاسمي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۲-‎۱۳۸۱.

۴۷۹۸

G 126

رابطه اشتغال زنان روستايي با فرآيند توسعه روستايي مورد: شهرستان فريمان/ زرين محمدي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۱.

۴۷۹۹

G 127

نابرابري توسعه در مناطق روستايي کشور بر اساس شاخصهاي کليدي توسعه ۱۳۷۵-۱۳۶۵/ آمنه احمدي‌نژاد ماسوله.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره زهرا پيشگائي‌فرد.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۰-‎۱۳۷۹.

۴۸۰۰

G 128

"نقش توانمنديهاي محيطي در توسعه روستايي" مطالعه موردي، آذربايجان‌شرقي منطقه ارسباران - اهر/ رسول اسمعيل‌زاده نوجه‌ده.- به راهنمايي کردواني، به مشاوره بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۱.

۴۸۰۲

G 130

بررسي توان‌هاي محيطي و انساني در توسعه روستايي بخش رودبار الموت با تاکيد بر صنعت گردشگري (توريسم)/ پرويز قورچي بيگي.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۲-‎۱۳۸۱.

۴۸۰۳

G 131

بررسي شاخصهاي مکانيابي صنايع تبديلي کشاورزي جهت توسعه روستاهاي استان لرستان مطالعه موردي: شهرستان سلسله/ عاطفه سياهپوش.- به راهنمايي رحمت‌اله فرهودي، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۷۹-‎۱۳۷۸.

۴۸۰۸

G 136

بررسي توانهاي محيطي شهرستان نور/ سارا غلامي.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۲.

۴۸۱۳

G 141

توان‌هاي محيطي شهرستان لاهيجان در زمينه فعاليت کشاورزي (کشت چاي) مطالعه موردي (بخش مرکزي)/ ليلا قاسم‌پور.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۲-‎۱۳۸۱.

۴۸۱۹

G 147

گروهبندي مناطق روستايي شهرستانهاي کل کشور از نظر توسعه نيافتگي (با استفاده از روش گروهبندي Cluster)/ علي فتحي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۲-‎۱۳۸۱.

۴۸۲۷

G 155

ساختار فضايي روستايي (مطالعه موردي شهرستان خوانسار از استان اصفهان)/ بهرام رضاسلطاني.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۲.

۴۸۳۲

G 160

توانهاي محيطي شهرستان گناباد در ارتباط با فعاليتهاي کشاورزي با تاکيد بر زعفران مطالعه موردي بخش مرکزي و بخش کاخک/ عليرضا رحمتي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۸۳۶

G 164

توسعه اقتصادي - اجتماعي شهرستان کرج و تاثير آن بر مناطق روستايي تابعه مورد (دهستان آسارا)/ سکينه عليزاده فلاح.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۲.

۴۸۴۶

G 174

بررسي خدمات بنيادي و نتايج آن بر بقاء روستاها "مطالعه موردي روستاهاي شهرستان مرند"/ عبدالله محبوبي هرزند.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره مسعود مهدوي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۸۵۲

G 180

بررسي نقش و عملکرد شوراهاي اسلامي روستايي از ديدگاه جغرافيا مطالعه موردي بخش باوي اهواز/ سروجهان محسني.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۸۵۷

G 185

ساماندهي مراکز و فضاهاي روستايي شهرستان آمل با تاکيد بر جغرافياي کاربردي/ محمود رحماني.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۴۸۵۹

G 187

بررسي توانهاي محيطي و تاثير آن در توسعه روستايي "مطالعه موردي: دهستان لواسان کوچک، حوزه افجه"/ کيميا افجه‌اي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۲.

۴۸۶۰

G 188

حاشيه‌نشيني در تهران، مطالعه موردي اسلام‌شهر/ ليدا مکتبي.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۶۳۵۷

G 218

تغيير ساختار کشاورزي و نقش آن بر مورفولوژي زراعي (نمونه موردي: شهرستان تربت حيدريه)/ ابراهيم بخشوده.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۶۴۶۴

G 222

چشم‌انداز روستايي از منظر پويايي‌شناسي بنيانهاي جغرافيايي (مطالعه موردي: دهستانهاي شيوه‌سر، گواور و دينور در استان کرمانشاه)/ نوذر قنبري.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۶۵۴۰

G 223

شناخت ويژگي‌هاي اجتماعي و اقتصادي ايل ترکمن (مطالعه موردي طايفه يموت)/ حسين کر.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۶۶۱۵

G 225

بررسي جغرافيايي شهرستان علي‌آباد (استان گلستان) از بعد کشاورزي/ جواد نظري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره رحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقا، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۶۸۶۲

G 236

سطح‌بندي توسعه‌يافتگي روستاهاي استان مرکزي (با استفاده از شاخص توسعه‌نيافتگي موريس) مورد مطالعه: شهرستان ساوه، بخش مرکزي/ محمدصادق مهدوي خرمي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۶۹۹۶

G 237

بررسي توان‌هاي محيطي نواحي روستايي به منظور توسعه پايدار مطالعه موردي دهستان کلاردشت/ منصوره رفيع‌نژاد.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۷۰۹۸

G 242

برنامه‌ريزي روستايي با تاکيد بر مکان‌يابي مراکز توسعه روستايي (مطالعه موردي: شهرستان چناران)/ حميد جعفري.- به راهنمايي سيدرحيم مشيري، به مشاوره منصور بدري‌فر.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۷۰۹۹

G 241

توسعه اجتماعي اقتصادي شهرستان ساوجبلاغ و تاثير آن بر مناطق روستايي تابعه مطالعه موردي بخش چندار/ حسين چراغي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۷۱۱۷

G 244

سازماندهي فضايي روستاها از ديدگاه جغرافياي کاربردي (موردي: شهرستان صومعه‌سرا استان گيلان)/ فاطمه کوچکي‌نژاد ارم‌ساداتي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۷۱۸۹

G 248

ساختار فضايي روستاهاي شهرستان ايلام/ حميرا مهدي‌بيگي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۴.

۷۲۰۷

G 250

بررسي رشد و توسعه تهران و تاثيرات آن در تغيير شکل نواحي روستايي پيرامون (مطالعه موردي: سعدآباد - ولنجک)/ سيمين نجمي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۷۳۶۲

G 256

بازارهاي هفتگي در توسعه روستايي مطالعه موردي منطقه مياني مازندران/ رقيه شکري اندي.- به راهنمايي رحيم مشيري، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۱.

۷۶۰۵

G 271

نقش محصولات کشاورزي با تاکيد بر گندم در توسعه روستاهاي شهرستان کلاله استان گلستان مطالعه موردي دهستان تمران/ ايوب بدراق‌نژاد.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۴.

۷۷۰۵

G 281

بررسي مهمترين عوامل تخريب جنگل‌هاي استان لرستان مطالعه موردي قلعه گل شهرستان خرم‌آباد/ عباس طرهاني.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۷۸۶۴

G 283

توسعه پايدار اقتصادي - اجتماعي روستاهاي تنکابن با تاکيد بر ترويج توريسم به عنوان درآمد مکمل/ حسن افشار محمديان.- به راهنمايي آسايش، به مشاوره بدري‌فر.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۱۷۳

G 301

بررسي توان‌هاي اقتصادي و اجتماعي روستاهاي شهرستان لنجان (مطالعه موردي بخش باغبهادران)/ مهين خورشيدپور.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره اکبر پرهيزکار.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۴.

۸۳۰۶

G 306

بررسي و تحليل تاثير رفتار ادراک محيطي روستاييان بر توسعه پايدار نواحي روستايي مطالعه موردي: دهستان تنگه سليمان شهرستان ساري/ عبدالرضا مسلمي.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره منصور بدري‌فر و پرويز کردواني.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۳۱۷

G 305

بررسي صنايع روستايي و نقش آن در توسعه روستايي شهرستان خوي/ صفر عيوضلو.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۳-‎۱۳۸۲.

۸۴۱۵

G 313

الگوي مناسب براي ساماندهي فضايي نواحي روستائي (مطالعه موردي روستاهاي بخش مرکزي سنندج)/ رحمت‌الله بهرامي.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۸۴۳۰

G 312

بررسي اثرات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي اسکان در کانونهاي توسعه اسکان عشاير مطالعه موردي: منطقه تل شوره و ملائي بلوط (شهرستان کازرون)/ طوبي اميرعضدي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر و مسعود مهدوي.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۵۵۶

G 322

تحولات کالبدي فضاي روستاهاي واقع در محدوده تهران مطالعه موردي (سولقان - اوين - طرشت - دولت‌آباد)/ مژده افتخاري.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ‎۱۳۸۴.

۸۹۴۱

G 344

نقش ورزش در توسعه مناطق روستايي و جلوگيري از مهاجرت مطالعه (مورد روستاهاي جنوب شرقي اصفهان بخش مرکزي شهرستان شهرضا)/ پژمان اسماعيلي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۹۴۵

G 343

بررسي و ارزيابي نقش دهياري‌ها در توسعه فضايي - کالبدي سکونتگاههاي روستايي (مطالعه موردي: بخش رودبار شهرستان)/ رضا رضايي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۹۸۹

G 342

توانمنديهاي توريسم روستايي در توسعه اقتصادي و اجتماعي خراسان رضوي با تاکيد بر کلات/ سيمين ارمغان.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره رحيم مشيري، مسعود مهدوي.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۸۹۹۹

G 341

بررسي توانهاي محيطي و نقش آن در توسعه روستايي (مطالعه موردي: بخش مرکزي شهرستان مهاباد)/ هيوا محي‌الديني.- به راهنمايي مسعود مهدوي، به مشاوره منصور بدري‌فر.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۹۲۴۴

G 356

بررسي جغرافيايي اثرات اقتصادي، اجتماعي و کالبدي اجراي طرحهاي هادي در روستاهاي (باغ معروف - سفيدان - خلجان - ليقوان) شهرستان تبريز/ اسمعيل معصومي تکمه‌داش.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۹۳۱۲

G 358

بررسي نقش مشارکت زنان روستايي در توسعه روستاها مطالعه موردي: شهرستان گرگان/ حشمت روشندل.- به راهنمايي پرويز کردواني، به مشاوره حسين آسايش.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۴-‎۱۳۸۳.

۹۶۲۰

G 376

بررسي جغرافيايي اثرات اقتصادي - اجتماعي "طرح خروج دام از جنگل" (دهستان حيران - ويرموني آستارا)/ سيده صديقه حسني‌مهر.- به راهنمايي سيد رحيم مشيري، به مشاوره پرويز کردواني و منصور بدري‌فر.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۹۶۹۷

G 381

تحولات چشم‌انداز معيشتي با تاکيد بر رواج کشت تجاري از سال ۱۳۵۵ به بعد مطالعه موردي: بخش حويق تالش (استان گيلان)/ محمدباسط قرشي ميناآباد.- به راهنمايي منصور بدري‌فر، به مشاوره حسين آسايش.- دکتري (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۶-‎۱۳۸۵.

۱۰۱۵۳

G 398

بررسي شاخص‌هاي توسعه‌ي انساني در روستاهاي استان تهران مطالعه‌ي موردي شهرستان کرج (۱۳۸۳-۱۳۶۸)/ ليلا پناهي.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره پرويز کردواني.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۶-‎۱۳۸۵.

۱۰۲۶۱

G 402

نقش و جايگاه زنان در اقتصاد کوچندگان ايل بيرانوند لرستان (مطالعه موردي طايفه مستقل بازگير سفيد)/ طاهره موسيوند.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

۱۰۴۷۱

G 415

بررسي توان‌هاي توسعه روستايي با تکيه بر گردشگري نمونه موردي روستاي پاقلعه، شهرستان راميان، استان گلستان/ طيبه قرباني.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره سيدرحيم مشيري.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۶-‎۱۳۸۵.

۱۰۸۵۵

G 425

بررسي توانهاي توسعه روستايي با تکيه بر گردشگري روستايي مطالعه موردي: روستاي يوش استان مازندران/ منيره ناصري.- به راهنمايي حسين آسايش، به مشاوره مسعود مهدوي حاجيلوئي.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۶-‎۱۳۸۵.

۱۱۲۳۸

G 438

مکان‌يابي صنايع روستايي با بهره‌گيري از فناوري سامانه اطلاعات جغرافيايي GIS (مطالعه موردي، نواحي روستايي شهرستان کاشمر)/ جواد ادهم هاشمي.- به راهنمايي عليرضا استعلاجي، به مشاوره حسين آسايش.- کارشناسي ارشد (دانشگاه آزاد اسلامي. واحد علوم و تحقيقات، دانشکده علوم انساني و اجتماعي، گروه جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي، رشته جغرافيا و برنامه‌ريزي روستايي) ؛ ۸۵-‎۱۳۸۴.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:14  توسط مدیریت  | 


كشف قبيله غار نشين در ايران
مقالات سياسي
به نظر من بايد به فرماندار جيرفت و عنبر آباد و مسوولان اين شهرها به خاطر كشف قبيله غار نشين در اين منطقه جايزه بدهند !

موضوع از اين قرار است كه در زمستان 1384 سربازان گمنام وزارت اطلاعات روستايي را در ‪ ۱۲۰كيلومتري شهرستان عنبرآباد كشف كرده‌اند. اهالي روستاي تازه كشف شده مانند غارنشين‌ها برهنه بوده و از برگ درختان تغذيه مي‌كنند. نام روستاي مذكور " پيدن كوپيه" است اين روستا در دل كوه واقع شده كه حدود ‪ ۲۰۰نفر درآن زندگي مي‌كنند و هرگز از دره‌ها و بيشه‌هاي محل سكونت خود خارج نشده‌اند. ساكنان اين روستا هيچ اطلاعي از خدا دين، اسلام و ولايت ندارند و هرگز در طول عمر خود وسيله نقليه نديده‌اند و حتي در طول زندگي خود از دارو و دكتر نيز استفاده نكرده‌اند

شرح بيشتر ماجراي روستاي پيدن كوئيه در گزارش روزنامه همشهري مورخ 6 خرداد 1385 آمده است
يكي از بهترين كارهاي ژورناليستي ، تهيه فيلم از اين روستا و اهالي آن است . اگر اين اتفاق در هر كشور ديگري افتاده بود موجي از روزنامه نگاران و خبرنگاران شبكه هاي تلويزيوني بهآنجا هجوم مي آورد اما با گذشت يك هفته از انتشار اين خبر و تاييدآن توسط مقامات رسمي منطقه تنها گزارش نصفه و نيمه از آنجا توسط همشهري تهيه شده كه البته در جاي خود قابل تقدير است .
متن مصاحبه نماينده جيرفت :

متن كامل گزارش همشهري :
گفتگو با يكي از اهالي منطقه
اگر مريض شوي چه كار مي كني؟
نمك را در خاكستر مي مالم و آن را به پيشاني مي زنم.
مگر خوب مي شوي؟
شايد شدم، شايد هم نشدم.
وقتي كه دندان درد مي گيري چه كار مي كني؟
آهن داغ مي كنم و روي دندانم مي گذارم اولش درد مي گيرد ولي بعد خوب مي شود.
مي داني الان ساعت چند است؟
ساعت ديگه چيه ،ما كاري به ساعت نداريم.
پس چطوري وقت را مي فهمي؟
هر وقت شب بشود مي خوابيم هر وقت روز باشد بيدار مي شويم
تا حالا شهر رفته اي؟
مي خواهم بروم چه كار كنم، يكي از بچه ها به شهر رفته ولي ديگر برنگشته، اينجا راحت هستيم. خيلي هم به ما خوش مي گذرد. مي گويند آنجا ماشين زياد است، ماشين اگر آدم را زير بگيرد آدم مي ميرد.
با حيوانات وحشي مشكلي نداريد؟
نه. آنها كاري به كار ما ندارند ما هم كاري به آنها نداريم.

ماني ثابتي _ خبرنگار اعزامي همشهري:
شايد در قرن بيست و يكم با اين همه شبكه هاي تلويزيوني و راديويي و رسانه هاي چاپي، باور وجود آدمهايي كه در لاي چرخهاي زمان متوقف مانده و هنوز ندانند كه در چه دوره اي زندگي مي كنند خيلي سخت باشد، اما باور كنيد ما آدمهايي را ديديم كه با آنكه چند صد كيلومتر آنطرفتر از ما بودند، ولي در يك فاز زماني چند قرني ازما زندگي مي كردند.سوژه رفتن به سكونتگاه اين مردم هنگامي مطرح شد كه سه شنبه گذشته حجت الاسلام زادسر نماينده جيرفت از روستايي سخن گفت كه ماموران اطلاعات در زمستان ۸۴ آنرا در ۱۲۰ كيلومتري عنبرآباد كشف كرده بودند، روستايي كه مردمش غارنشين و برهنه بوده و با برگ درخت تغذيه مي كردند.
و ما به اين ترتيب به عنبرآباد رفتيم، اما وقتي كه با فرمانداري و دفتر امام جمعه منطقه هماهنگي كرديم متوجه شديم كه بايد كيلومترها در جاده هاي خلوت بپيماييم تا به غارنشينان قرن ۲۱ كه در كوههاي پيدن كوئيه ساكن بودند برسيم، پس راه آسفالته عنبر آباد به سمت شرق را پيموديم و از يكي از راههاي خاكي ۲۶ كيلومتر به داخل رفتيم تا رسيديم به جايي كه تعدادي از اين مردم آنجا ساكن بودند، به روستاي «زاروكي» كه يكي از روستاهاي پيدن كوئيه بود.
روستاييان اينجا تنها چند ماهي بود كه با جهان امروزي روبرو شده بودند، يعني از آخرين روزهاي اسفند كه يك اتفاق آنها را پرتاب كرده بود به دنياي كنوني.... در همان اولين گفتگوها با آنها دريافتيم كه آنها هنوز مانند انسانهاي عصر حجر با آتش، شبهايشان را روشن مي كنند، اكثر آنها معناي خودكار و كاغذ را نمي دانستند، در اينجا صحبت كردن از تلويزيون و روزنامه خيلي خنده دار به نظر مي رسيد، وقتي كه روزنامه همشهري را از كيفمان بيرون آورده و به يكي از آنها نشان داديم و از روزنامه برايش گفتيم خيلي تعجب كرد و از اينكه چيزي در جهان وجود دارد كه اخبار آدمها را در آن بنويسند شگفت زده شد، او حتي نمي توانست روزنامه را درست در دست بگيرد و اصلا عكسهاي اين آدمها برايشان مفهومي نداشت.
وقتي از آنها پرسيديم كه مي دانند الان چه دوره اي است، همه آنها هاج و واج به يكديگر نگاه كردند، تنها ريش سفيدشان مي دانست كه سالهاست شاه از كشور رفته است، اما وقتي كه عكسهاي شخصيتهاي كشوري را به آنها نشان داديم هيچكدامشان را نمي شناختند آنها حتي مسئولين شهرشان را هم نمي شناختند، فهميديم كه به جز يك يا دو جوان كه ديگر هيچوقت بازنگشته اند هيچكدام از آنها تا كنون به شهر نرفته اند.

زندگي در پناه صخره ها
وجود اين آدمهاي عجيب هنگامي به ثبت رسيد كه امام جمعه عنبر آباد به همراه فرماندار و گروهي از فرمانداري به منطقه رفته و به گفتگو با اين مردم پرداختند.
امام جمعه شهرستان عنبرآباد كه يكي از اعضاي نخستين گروهي بوده كه به سراغ اين مردم رفته است با تأييد وجود روستايي در كوه هاي منطقه كه هنوز فاقد امكانات اوليه زندگي است مي گويد: ۲۹اسفند ۸۴ به همراه فرماندار شهرستان و ساير مسئولان پس از طي مسافت طولاني با پاي پياده به آبادي كوچكي رسيديم كه ۵ خانوار در آن زندگي مي كردند.
اين آبادي يكي از آبادي هاي روستاي پيدن كوئيه بود كه از مدتها پيش از وجود آن آگاه بوديم ولي نمي دانستيم دقيقا آنها چگونه زندگي مي كنند.به گفته وي ساكنان اين آبادي با استفاده از شاخه هاي درخت بادام كوهي براي خود خانه ساخته بودند و در حالي كه بسياري از فرزندان آنها دچار امراض گوناگوني شده بودند اما آنها اصلا هيچ پزشكي را نديده بودند.
نماينده ولي فقيه در شهرستان عنبر آباد مي گويد: وقتي براي اولين بار به اين روستا رفتيم اكثر ساكنان اين آبادي كفش نديده بودند و تلقي درستي هم از آن نداشتند وي در اين باره به فيلمي كه از آنجا تهيه شده و اين نكات را ثابت مي كند اشاره مي كند. به گفته وي تنها برخي از اعضاي اين خانواده ها قادر بودند كه اعداد را تا ۳ بشمارند.
وي مي افزايد: آنها مفهوم حمام را نمي دانستند و اصلا حمام نديده بودند، در آنجا زني را ديدم كه از يك سال پيش پاهايش شكسته و دچار عفونت شده بود و نمي توانست حركت كند اما او براي مداوا از كوه پايين نيامده بود و همانجا در انتظار بهبود مانده بود. وي مي افزايد: اين عده تا به حال مركز بخش و شهرعنبر آباد را نديده بودند و نمي دانستند كجاست.
حجت الاسلام افشار منش مي افزايد: عمده تغذيه اين گروه كيسه هاي آردي بود كه فردي خير هر ماهه برايشان مي برد اما آنها غالبا از برگ و ميوه درختي به نام انجيروك براي تغذيه استفاده مي كردند. افشار منش احتمال وجود آبادي هاي ديگري از اين دست را ممكن دانسته و مي گويد: اين احتمال وجود دارد كه هنوز در اين شهرستان آبادي هاي مشابه ديگري وجود داشته باشد كه هنوز ناشناخته باشند.

آنچه ما آنجا ديديم
مردم اين روستا چندماهي است كه لباسهايي را مي پوشند كه فرمانداري و هلال احمر و ساير سازمانها براي آنها آورده اند، اما به گفته مسئولان شهر آنها تا چند ماه قبل لباس هاي مخصوص به خودشان را داشته اند كه با لباسهاي ما تفاوتهاي زيادي داشته است.در آنجا چيزي كه بيش از همه توجهم را به خودش جلب مي كند، بچه هايي است كه سوختگي شديدي بر روي بدنشان دارند كه گوشت اضافي آورده است. وقتي دليلش را مي پرسم يكي از آنها مي گويد: بيشتر بچه ها در زمستانها هنگامي كه در كنار آتش خوابيده اند دچار سوختگي هاي شديد شده اند كه بدون آن كه به پزشك مراجعه كنند خودشان خوب شده اند.
دست يكي از بچه ها سوخته بود. كوچكترين انگشت دستش به كف دست چسبيده بود ولي نتوانسته بودند آنها را از هم جدا كنند.
از پيرمردي درباره جنگ مي پرسم. او حتي نمي داند كه جنگي رخ داده و بنابراين متعجب ما را نگاه مي كند. او نه عراق را مي شناسد و نه مي داند جنگي ميان ايران و عراق رخ داده است. ما هنگامي به اين منطقه رفته ايم كه آنها قبلاً خودرو هاي ديگري ديده اند و مدتي است هلال احمر و فرمانداري به آنجا آمده اند، اما يكي از آنها به من مي گويد: چند ماه قبل وقتي كه براي اولين بار ماشيني را ديده آن قدر ترسيده است كه به كوهها فرار كرده است.
هيچ كدام از آنها نمي داند تهران كجاست، اما نكته عجيب اين است كه آنها با لهجه غليظ كرماني صحبت مي كنند و حرفهاي ما را به خوبي مي فهمند. منبع ارتزاق آنها قبلاً كيسه هاي آردي بوده كه فرد خيّري براي آنها مي فرستاده، اما هر وقت كه غذايشان تمام مي شد برگ انجيروك و ميوه و برگ درخت بنه را مي خورده اند اما اكنون فرمانداري و كميته امداد برايشان ارزاق مي برد. آنها براي رسيدن به آب، هر از چند گاهي تغيير مكان مي دهند و از يك نقطه كوهستان به قسمت ديگري مي روند.
به تازگي فرمانداري يك راديو به آنها داده است كه آن را ريش سفيد روستا برداشته است. وقتي كه از او مي پرسم كدام برنامه را بيشتر دوست دارد پاسخ مي دهد اخبار را دوست دارم؛ مي خواهم بدانم چه مي شود.
اگرچه تعدادي از آنها اكنون در كنار جاده ساكن شده اند و در چادرهايي كه هلال احمر و فرمانداري براي آنها برپا كرده اند زندگي مي كنند اما تعداد زيادي از آنها هستند كه هنوز در ارتفاعات در صخره هاي كوهها زندگي مي كنند و حاضر به پايين آمدن از آن نيستند.
بررسي ها نشان مي دهد كه آنها عملاً كپرنشين هستند اما با توجه به سرماي زمستان به صخره ها پناه مي برده اند .به مانند غارنشينان زندگي كرده و يك سري چوبهايي را جمع مي كرده اند. ما در آنجا ظرف هاي معمولي و وسايل پخت وپز نديديم، ولي آتش روشن بود.

به نقل از http://www.reporter.ir/

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:9  توسط مدیریت  | 

روستايي‏که بعد از انقلاب‏هيچ مسئولي را نديده بود

از اينترنت و موبايل روزنامه و... پرسيدم و جواب همه شان "لا"بود. اصلا اينطور چيزها براي مردم عطيش مفهوم نداشت آنها بزرگترين دغدغه شان آب و جاده و بهداشت بود. نه درد آزادي قلم و دمکراسي و... داشتند نه غم نداشتن حقوق شهروندي. نه مي دانستند جنبش پوپوليسي چيست نه مي خواستند انقلاب هاي مخملي به راه بيندازند آنها فقط اجازه زندگي مي خواستند....

انگ شهري بودن که بهت زده شد و توي دود ترافيک مدتي را سر کردي کم کم روستا و قريه دهات و... تبديل مي شود به يک خاطره و جايي که تابستان به تابستان اگر فرصتي شد راه بيفتي به سمتش تا هواي پاک و غذاهاي سالمش بي بهره نماني يا در نهايت با زمزمه شعر "خوشا به حالت اي روستايي" حسرت سادگي زندگي آنها را به ياد آوري.اما وقتي پا در روستايي مي گذاري که هيچ شباهتي به رويايي که از زندگي روستايي ساخته اي ندارد تمام شعر اول دبستان روي سرت خراب مي شود و اين سوال تداعي که پس چرا اينجا اينطوري است؟...

در روز اول از دور دوم سفر استاني به خوزستان طبق صلاح ديد هر عکاس وخبرنگار قرار شد هر که مي خواهد برود سر پروژه هاي نيشکر و آب رساني و هر که دوست دارد برود روستا سرانجام دو گروه شديم و ما راه افتاديم سمت روستا...

بعد از گذشتن از مسير انحرافي سازمان آب اهواز و تماشاي کانال هاي آبي که انعکاس نور خورشيد به داخل آنها دنيايي از ستاره را روي آب رقم زده بود وارد بياباني شديم که حتي سرابي هم از دوردست براي آن متصور نبود. همه چيز رنگ خاک داشت و بوي مرگ. زمين برش هاي منظمي خورده بود بطوري که مي شد از داخل شکاف هاي خورده شده داخل زمين را ديد در قسمت هايي هم پوست زمين کنده و اينطرف و آنطرف پخش شده بود.

هر چه بيشتر مي رفتيم نااميدي دو چندان مي شد. دائما در بي سيم مي گفتند پشت هم حرکت کنيد و منحرف نشويد منطقه آلوده است حال نمي دانم منظور از آلودگي چه بود فکر مي کنم سستي زمين را مي گفتند چون مي شد فهميد که اگر پايت را روي زمين بگذاري ممکن است تا 20 سانت داخل زمين بروي. خلاصه هر چه بود توقف جايز نبود...

"عطيش" روستايي با مردم عطشان

بالاخره رسيديم "عطيش" روستايي که مي گفتند چند کيلومتري بيش تر از اهواز فاصله ندارد اما خودش زمين تا آسمان با اهواز فاصله داشت. مردم روستا ايستاده بودند و هاج و واج ما را نگاه مي کردند تعجب هم داشت آخر. به گفته يکي از ساکنين از سال 1357 تا به حال کسي براي سرکشي به مشکلات آنها راهي روستا نشده بود.

رييس جمهور هنوز نرسيده بود و ما فرصتي تقريبا 30 دقيقه اي داشتيم تا پاي صحبت مردم بنشينيم و از نزديک روستا را ببينيم و بقول معروف چرخي در آن بزنيم . زنان روستاها با لباس هاي بلندي که حال و هواي لباس زنان فيلم هاي عربي را تداعي مي کرد بر ديوار مدرسه اي که تنها نام مدرسه را يدک مي کشيد و نه آب و نه امکانات درستي داشت تکيه داده بودند.

نزديکتر رفتم که هم صحبتشان شوم اما همان عدم تسلط به زبان عربي مشکل ساز شد بخصوص اينکه اين روستايي ها اصلا فارسي نمي دانستند و تنها مي توانستند عربي سخن بگويند اکثر خبرنگاران تهراني رفته بودند پروژه و يکي دو نفري هم که امدن به روستا را انتخاب کرده بودند عربي نمي دانستند. بالاخره با کلي جستجو يکي از خبرنگاران استاني قبول کرد که "ديلماج" ما بشود و درد اين مردم را به فارسي برگرداند.

زنان و دختران روستايي که حال هم زباني پيدا کرده بودند تا بتواند از آن طريق با من ارتباط برقرار کنند تند تند و بدون توقف مشکلاتشان را مي گفتند از نداشتن جاده و گاز و بهيار تا شوري آب رودخانه و درس نخواندن و ترس از دست دادن جانشان هنگام وضع حمل. دائما پشت هم مصداق مي آورند چه زناني مرده اند و چه مشکلاتي را قبل و بعد از زايمان متحمل شده اند.

رخنه ترس در نگاه زنان باردار روستا

در ميان جمع چند زن جوان 19 20 ساله که ماههاي آخر بارداري شان را مي گذراندند به چشم مي خوردند يکي شان مي گفت که هفت ماهه باردار است اما بسيار مي ترسد که هنگام وضع حمل بميرد مي گفت شب گذشته يکي از زنان روستا بعد از يک هفته تحمل درد ششمين فرزندش را در بي امکاناتي و نبود بهيار و پزشک و... بدنيا آورده است و حال هم وضع چندان مناسبي ندارد.


مي شد ترس و نگراني را پشت آن چشم هاي سياه و خندان و آن چهره زيباي جنوبي پيدا کرد مي گفت اگر من مردم و فرزندم زنده ماند شما به همه بگوييد که من قبلا گفته ام که احتمال دارد چه بلايي بسرم بيايد. هر چه بيشتر از مشکلاتش مي گفت بيشتر هاج و واج مي ماندم که عجب زندگي دارند اين ها. در اين هفت ماه تنها يکبار پيش پزشک رفته بود و حالا هيچ نمي دانست که بچه اش سالم است يا نه دختر است يا پسر البته چندتا از زنان روستايي به او گفته بودند که فرزندش دختر است اما سالم؟ کسي نمي دانست...

انگار حرف زدن از بيماري و ناراحتي هاي جسمي با مردم اين روستا عجين شده بود زن 20 ساله ديگري که آنهم باردار بود آنچنان راحت در مورد مشکلات پيش آمده اش صحبت مي کرد که مطمنا اگر يک خانم شهري حتي يک صدم آن مشکلات را در دورن بارداري اش به زبان مي آورد تا به حال هزار بار برده بودنش دکتر...

به خودم آمده ام دستم در دست دخترکان روستايي بود آنها خندان و شاداب مرا به دنبال خود مي کشيدند تا همه جاي اين زندگي روستايي نشانم دهند. در کوچه همه دنبال هم به راه افتاده بودند و عکاسان هم مرتب عکس مي گرفتند از اين جمع دوستانه. کوچه هاي روستا پر از خاک بود البته کوچه چه بگويم چند مسير و چند خانه اينطرف انطرف بچه ها هم دنبالمان مي امدند البته پاي برهنه.

يکي از همکاران مي گفت اگر بچه هاي شهري دو روز با پاي برهنه بازي کنند روز سوم بايد راهي بيمارستان شوند وگرنه از مريضي دور از جانشان تلف خواهند شد...

جنبش پوپوليسي چيست ديگر؟/ فقط آب مي خواهيم

برايم جالب بود که کوله باري از مشکلات روي دوششان است اما لبخند مي زدند مي خنديدند با هم شوخي مي کردند بالاخره تاب نياوردم و علت را جويا شدم يکي شان مي گفت: خنده و شوخي را که از خودمان نمي توانيم بگيريم اين تنها دارايي ما است اگر اين را هم خودمان نابودي کنيم ديگر هيچ چيزي نداريم.

آنها مي گفتند و مترجم ترجمه مي کرد و من هم گاه به حرفشان مي خنديدم و گاه تاسف تمام وجودم را بر مي داشت. از اينترنت و موبايل روزنامه و... پرسيدم و جواب همشان "لا"بود. اصلا اينطور چيز ها براي مردم عطيش مفهوم نداشت آنها بزرگترين دغدغه شان آب و جاده و بهداشت بود. نه درد آزادي قلم و دمکراسي و... داشتند نه غم نداشتن حقوق شهروندي. نه مي دانستند جنبش پوپوليسي چيست نه مي خواستند انقلاب هاي مخملي به راه بيندازند آنها فقط اجازه زندگي مي خواستند....

همه چيز اين روستا عجيب بود هم بي امکاناتي اش باور کردني نبود و هم مردم صبور ومهربانش آنچنان دوره مان کرده بودند و خوشامد مي گفتند که انگار سالهاست ما را مي شناسند دائما مي گفتند که قدم روي سر ما گذاشتيد شما براي ما بسيار عزيزيد و...هيچ چيز اين روستا باور کردني نبود...

باد که مي ورزيد بوي نمناک مطبوعي فضا را پر مي کرد خبرنگار استاني مي گفت بدليل وجود شط است ( همان ودخانه خودمان)و الحق که زيبايي توصيف ناپذيري داشت حيرت انگيز بود که همچين رودخانه اي آنجا باشد و مردم در حسرت آب سالم بسر ببرند دخترکان روستايي مي گفتند آب شور است نمي شود به آن لب زد مرا هم بردند تا از شوري اش بچشم.

جاي خوش فيلم هاي ماهواره هاي عربي در ميان روستاييان

خانه ها رايکي يکي نشانم مي دادند و با زبان عربي شکوه و شکايتشان را بيان مي کردند يکي از دخترهاي روستايي که دست و پا شکسته مي توانست فارسي حرف بزند برايم از مشکلاتش گفت از اينکه دخترها و پسرها در مدرسه مختلط تنها تا کلاس پنجم درس مي خواندند مي گفت همه دوست دارند که بيشتر درس بخوانند اما امکانات نيست که به شهر برويم و ادامه تحصيل بدهيم.

سردرگم شده بودم که پس شمايي که نه مدرسه مي رويد نه کتاب مي توانيد بخوانيد و نه روزنامه داريد و... پس چطور صبح تا شبتان را مي گذارانيد. مي گفتند که يا دور هم جمع مي شويم يا ماهواره نگاه مي کنيم ماهواره؟ بله ماهواره داشتند.

شبکه هاي عربي زبان را نگاه مي کردند يکي از سريال هاي عاشقانه عربي هم بشدت در ميان دختران و زنان محبوب بود دو سه تا ديش ماهواره را هم ديديم که در خانه ها نصب شده بود البته داشتن ماهواره تنها محدود به چند خانواده مي شد که در نهايت ساير زنان و دختران روستا هنگام پخش همان فيلم عربي محبوب روانه خانه آنهايي مي شدند که ماهواره داشتند...

مردمان اين روستاها بيشترشان از يک قبيله بنام خنافره بودند که در اکثر موارد در درون قبيله با يکديگر ازدواج مي کردند نکته قابل توجه اينکه علي رغم بسياري از سنت هاي قبيله اي که دختران در سنين پايين ازدواج مي کنند در روستاي عطيش رسم بر اين است که دختران بالاي 18 سال ازدواج کنند...

مردان پاي مي کوبيدند و زنان کل مي کشيدند

صداي هليکوپر و بالگرد که فاصله بسيار دور به گوش رسيد مردم دوان دوان به سمت محل فرود بالگردها و هلي کوپتر رييس جمهور رفتند. باور نمي کردند که قرار است رييس جمهور تا دقايقي ديگر در ميانشان باشد و به مشکلاتشان گوش دهد هلوکوپتر ها به زمين نشستند و رييس جمهور در ميان استقبال مردم روستاي عطيش به سمت شط رفت تا در کنار اين رودخانه و حسينيه نه چندان آباد اين روستاي تشنه سخنراني کند.

زنان با ديدن رييس جمهور کل مي کشيدند و مردان پايکوبي مي کردند و تا دقايقي با دادن شعارهاي عربي به رييس جمهور خوش امد مي گفتند و...رييس جمهور هم هنگام سخنراني جملاتي را به زبان عربي به آنها گفت که با استقبال پرشور مردم همراه شد.

رييس جمهور در سخنانش قول داد که در جلسه فرداي هيئت دولت بودجه مصوب کند تا راه آسفالته، آب آشاميدني، مدرسه راهنمايي، بهيار و... بزودي قدم به اين روستا بگذارد تا با انجام اين کارها هنگامي که باران الهي مي بارد آنها نگران بسته شدن همان مسير خاکي نباشند و يا هنگامي که مريض مي شوند بتوانند چشم به کمک بهيار بدوزند.

نگرانم فرزندم قبل از تولد بميرد!

حال نوبت آن بود که زخم هاي چندين ساله را روي ورق بنويسند و به مسئولان بدهند اما بسياري از بچه هاي روستاها که تا کلاس پنجم هم درس خوانده بودند قادر به نوشتن نامه نبودند بنابراين اهالي روستاها از هر کسي که فکر مي کردند توانايي دو خط نامه نوشتن را داشته باشد طلب کمک مي کردند عکاس فيلمبردار خبرنگار و... گاه تنها مي توانستند لغتي را به زبان فارسي بگويند و همان يک کلمه مي شد سرمشق نامه نويسان تا مشکلات را مشق کنند.

با شلوغ شدن اوضاع مترجمان هم گم شد و حال من مانده بودم کلي آدم که مي خواستند برايشان نامه بنويسم... فقط دو کلمه توانست بگويد "بچه ام" ، "نميره". به هر ظلم زاري بود فهميدم نگران است فرزندش که تا چند روز ديگر قرار بود به دنيا بيايد در شکمش بميرد... دلم بحال خودمان بيشتر سوخت تا به حال زن بيچاره که فوج فوج امکانات از سر وکولمان بالا مي رود آخرش هم صدايمان بلند است که اين چه زندگي است؟ اين چه اوضاعي است ؟و...

سرمشق ها و سرخط هاي خوبي در دل روستا بود که اگر خوب رويش توجه مي شد درسهاي زيادي از دلش بيرون مي آيد.باز موقع رفتن بدرقه مان کردند اشک شوق در نگاهشان حلقه زده بود تنها حرفمان اين بود که مطمئن باشيد آنقدر عزيز هستيد که اين همه آدم مسئول براي ديدنتان مسير سخت را به جان بخرند.به آنها قول داديم دفعه بعد که پاي در روستايشان مي گذاريم ديگر تشنگي نام روستا نصيب خودشان نباشد مثل شط زندگيشان زيبا شود قول داديم و حال چشم دوخته ايم تا...

منبع:رجا نیوز

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:9  توسط مدیریت  | 


سياستهاى كلى برنامه پنجم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگی جمهورى اسلامى ايران


ـ امور فرهنگى
1ـ تکميل و اجراى طرح مهندسى فرهنگى کشور و تهيه پيوست فرهنگى براى طرح‏هاى مهم.
2ـ‌ زنده و نمايان نگه داشتن انديشه دينى و سياسى حضرت امام خمينى(ره) و برجسته کردن نقش آن به عنوان يک معيار اساسى در تمام سياست گذارى‏ها و برنامه ريزى‏ها.
3ـ‌ تقويت قانونگرايى، انضباط اجتماعى، وجدان کارى، خودباورى، روحيه کار جمعى، ابتکار، درستکارى، قناعت، پرهيز از اسراف و اهتمام به ارتقاء کيفيت در توليد.
4ـ مقابله با جريانات انحرافى در حوزه دين و زدودن خرافات و موهومات.
5ـ استفاده بهينه از فناورى‏هاى اطلاعاتى و ارتباطى براى تحقق اهداف فرهنگى نظام.
6ـ ايجاد درک مشترک از چشم انداز بيست ساله و تقويت باور و عزم ملى براى تحقق آن.

ـ امور علمى و فناورى
7ـ تحول در نظام آموزش عالى و پژوهش در موارد زير:
1ـ 7ـ افزايش بودجه تحقيق و پژوهش به 3 درصد توليد ناخالص داخلى تا پايان برنامه پنجم و افزايش ورود دانش آموختگان دوره کارشناسى به دوره‏هاى تحصيلات تکميلى به 20 درصد.
2ـ 7ـ دستيابى به جايگاه دوم علمى و فناورى در منطقه و تثبيت آن در برنامه پنجم.
3ـ 7ـ ارتباط مؤثر بين دانشگاهها و مراکز پژوهشى با صنعت و بخشهاى مربوط جامعه.
4ـ 7ـ توانمندسازى بخش غيردولتى براى مشارکت در توليد علم و فناورى.
5ـ 7ـ دستيابى به فناورى‏هاى پيشرفته مورد نياز.
8ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاء کيفى آن بر اساس نيازها و اولويتهاى کشور در سه حوزه دانش، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحى و جسمى دانش‏آموزان.
9ـ تحول و ارتقاء علوم انسانى با: تقويت جايگاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و با انگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‏ها و روش‏هاى آموزشى، ارتقاء کمى و کيفى مراکز و فعاليتهاى پژوهشى و ترويج نظريه‏پردازى، نقد و آزادانديشى.
10ـ گسترش حمايتهاى هدفمند مادى و معنوى از نخبگان و نوآوران علمى و فناورى از طريق: ارتقاء منزلت اجتماعى، ارتقاء سطح علمى و مهارتى، رفع دغدغه خطرپذيرى مالى در مراحل پژوهشى و آزمايشى نوآورى‏ها، کمک به تجارى سازى دستاوردهاى آنان.
11ـ تکميل و اجراى نقشه جامع علمى کشور.

ـ امور اجتماعى
12ـ تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و در صحنه‏هاى اجتماعى و استيفاى حقوق شرعى و قانونى بانوان در همه عرصه‏ها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان.
13ـ تقويت هويت ملى جوانان متناسب با آرمانهاى انقلاب اسلامى، فراهم کردن محيط رشد فکرى و علمى و تلاش در جهت رفع دغدغه‏هاى شغلى، ازدواج، مسکن و آسيبهاى اجتماعى آنان، توجه به مقتضيات دوره جوانى و نيازها و تواناييهاى آنان.
14ـ اصلاح نظام ادارى و قضايى در جهت: افزايش تحرک و کارآيى، بهبود خدمت رسانى به مردم، تأمين کرامت و معيشت کارکنان، به کارگيرى مديران و قضات لايق و امين و تأمين شغلى آنان، حذف يا ادغام مديريتهاى موازى، تأکيد بر تمرکز زدايى در حوزه‏هاى ادارى و اجرايى، پيشگيرى از فساد ادارى و مبارزه با آن و تنظيم قوانين مورد نياز.
15ـ هويت بخشى به سيماى شهر و روستا، باز آفرينى و روزآمد سازى معمارى ايرانى - اسلامى، رعايت معيارهاى پيشرفته براى ايمنى بناها و استحکام ساخت و سازها.
16ـ تقويت و کارآمد کردن نظام بازرسى و نظارت، اصلاح قوانين و مقررات در جهت رفع تداخل ميان وظايف نهادهاى نظارتى و بازرسى.
17ـ اولويت دادن به ايثارگران انقلاب اسلامى در عرضه منابع مالى و فرصتها و امکانات و مسؤوليتهاى دولتى در صحنه‏هاى مختلف فرهنگى و اقتصادى.
18ـ اهتمام به توسعه ورزش و حمايت از گسترش فعاليت‏هاى گردشگرى با تأکيد بر سفرهاى زيارتى.
19ـ تأکيد بر رويکرد انسان سالم و سلامت همه جانبه با توجه به:
1ـ 19ـ يکپارچگى در سياستگذارى، برنامه ريزى، ارزشيابى، نظارت و تخصيص منابع عمومى.
2ـ 19ـ ارتقاء شاخصهاى سلامت هوا، امنيت غذا، محيط و بهداشت جسمى و روحى.
3ـ 19ـ کاهش مخاطرات و آلودگى‏هاى تهديد کننده سلامت.
4ـ 19ـ اصلاح الگوى تغذيه جامعه با بهبود ترکيب و سلامت مواد غذايى.
5ـ 19ـ توسعه کمى و کيفى بيمه‏هاى سلامت و کاهش سهم مردم از هزينه‏هاى سلامت به 30% تا پايان برنامه پنجم.
20ـ ارتقاء امنيت اجتماعى:
1ـ 20ـ مبارزه همه جانبه با مواد مخدر و روانگردان و اهتمام به اجراى سياستهاى کلى مبارزه با مواد مخدر.
2ـ 20ـ سامان بخشى مناطق حاشيه‌نشين و پيشگيرىوکنترل ناهنجارى‏هاى عمومى ناشى از آن.
3ـ 20ـ استفاده از ابزارهاى فرهنگى، آموزشى و رسانه‏ها براى پيشگيرى و مقابله با ناهنجارى‏هاى فرهنگى و اجتماعى.

ـ امور اقتصادى
الف) رشد مناسب اقتصادى با تأکيد بر:
21ـ تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادى به ميزان حداقل 8% نرخ رشد ساليانه توليد ناخالص داخلى ‏با:
1ـ 21ـ توسعه سرمايه گذارى از طريق کاهش شکاف پس انداز - سرمايه گذارى با حفظ نسبت پس‏انداز به توليد ناخالص داخلى حداقل در سطح 40 درصد و جذب منابع و سرمايه‏هاى خارجى.
2ـ 21ـ ارتقاء سهم بهره‏ورى در رشد اقتصادى به يک سوم در پايان برنامه.
3ـ 21ـ بهبود فضاى کسب و کار کشور با تأکيد بر ثبات محيط اقتصاد کلان، فراهم آوردن زيرساخت‏هاى ارتباطى، اطلاعاتى، حقوقى، علمى و فناورى مورد نياز، کاهش خطرپذيرى‏هاى کلان اقتصادى، ارائه مستمر آمار و اطلاعات به صورت شفاف و منظم به جامعه.
4ـ 21ـ تقويت و توسعه نظام استاندارد ملى.
22ـ تغيير نگاه به نفت و گاز و درآمدهاى حاصل از آن، از منبع تأمين بودجه عمومى به «منابع و سرمايه‏هاى زاينده اقتصادى» و ايجاد صندوق توسعه ملى با تصويب اساسنامه آن در مجلس شوراى اسلامى در سال اول برنامه پنجم و برنامه ريزى براى استفاده از مزيت نسبى نفت و گاز در زنجيره صنعتى و خدماتى و پايين دستى وابسته بدان با رعايت:
1ـ 22ـ واريز سالانه حداقل 20 درصد از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز و فرآورده‏هاى نفتى به صندوق توسعه ملى.
2ـ 22ـ ارائه تسهيلات از منابع صندوق توسعه ملى به بخش‏هاى خصوصى، تعاونى و عمومى غيردولتى با هدف توليد و توسعه سرمايه گذارى در داخل و خارج کشور با در نظر گرفتن شرايط رقابتى و بازدهى مناسب اقتصادى.
3ـ 22ـ قطع وابستگى هزينه‏هاى جارى دولت به درآمدهاى نفت و گاز تا پايان برنامه.
23ـ اصلاح ساختار نظام بانکى با اجراى کامل و روزآمد قانون بانکدارى بدون ربا و نهادينه کردن نظام‏هاى قرض‏الحسنه، تأمين اعتبارات خرد و اعتبارات لازم براى سرمايه گذارى‏هاى بزرگ.
24ـ ارتقاء کمى و کيفى بازارهاى مالى(سرمايه، پول و بيمه) با تأکيد بر کارايى، شفافيت و سلامت.
25ـ تحقق سياست‏هاى کلى اصل44 قانون اساسى والزامات مربوط به هر يک از بندها با تأکيدبر:
1ـ25ـ حمايت از شکل‏گيرى بازارهاى رقابتى.
2ـ25ـ ايجاد ساختارهاى مناسب براى ايفاى وظايف حاکميتى(سياست گذارى، هدايت و نظارت).
3ـ25ـ تنظيم سياست‏هاى تشويقى در جهت تبديل فعاليت‏هاى غيرمتشکل (نهاد خانوار) به فعاليت‏هاى واحدهاى حقوقى.
4ـ25ـ ايجاد بازار رقابتى براى ارائه خدمات بيمه درمانى.
26ـ توجه به ارزش اقتصادى، امنيتى، سياسى و زيست محيطى آب با تسريع در استحصال، عرضه، نگهدارى و مصرف آن و مهار آبهايى که از کشور خارج مى‏شود با اولويت استفاده از منابع آبهاى مشترک.
27ـ سرمايه گذارى در استحصال و استخراج گاز و نفت و معادن مشترک با کشورهاى همسايه با رعايت سياست‏هاى کلى اصل 44 قانون اساسى.
28ـ حفظ ذخاير راهبردى ارزى به مقدارى که اطمينان از تأمين نيازهاى اساسى کشور در مدت معين (براساس مصوبه شوراى عالى امنيت ملى) حاصل گردد.
29ـ تأکيد بر راهبرد توسعه صادرات به ويژه در بخش خدمات با فناورى بالا به نحوى که کسرى تراز بازرگانى بدون نفت کاهش يافته و توازن در تجارت خدمات ايجاد گردد.
30ـ گسترش همه جانبه همکارى با کشورهاى منطقه جنوب غربى آسيا در تجارت، سرمايه‏گذارى و فناورى.
31ـ ارتقاء و هماهنگى ميان اهداف توسعه‏اى: آموزش، بهداشت و اشتغال به طورى که در پايان برنامه پنجم، شاخص توسعه انسانى به سطح کشورهاى با توسعه انسانى بالا برسد.
32ـ تبديل نظام بودجه ريزى کشور به بودجه ريزى عملياتى.
33ـ برقرارى ارتباط کمى و کيفى ميان برنامه پنج‏ساله و بودجه‏هاى ساليانه با سند چشم‏انداز با رعايت شفافيت و قابليت نظارت.
ب) گسترش عدالت اجتماعى با:
34ـ تنظيم همه فعاليت‏هاى مربوط به رشد و توسعه اقتصادى بر پايه عدالت اجتماعى و کاهش فاصله ميان درآمدهاى طبقات و رفع محروميت از قشرهاى کم درآمد با تأکيد بر موارد زير:
1ـ 34ـ جبران نابرابرى‏هاى غيرموجه درآمدى از طريق سياستهاى مالياتى، اعطاى يارانه‏هاى هدفمند و ساز و کارهاى بيمه‏اى.
2ـ 34ـ تکميل بانک اطلاعات مربوط به اقشار دو دهک پايين درآمدى و به هنگام کردن مداوم آن.
3ـ 34ـ هدفمند کردن يارانه‏هاى آشکار و اجراى تدريجى هدفمند کردن يارانه‏هاى غيرآشکار.
4ـ 34ـ تأمين برخوردارى آحاد جامعه از اطلاعات اقتصادى.
35ـ اقدامات لازم براى جبران عقب ماندگى‏هاى حاصل از دورانهاى تاريخى گذشته با تأکيد بر:
1ـ 35ـ‌ ارتقاء سطح درآمد و زندگى روستاييان و کشاورزان با تهيه طرحهاى توسعه روستايى، گسترش کشاورزى صنعتى، صنايع روستايى و خدمات نوين و اصلاح نظام قيمت‏گذارى محصولات کشاورزى.
2ـ 35ـ‌گسترش فعاليت‏هاى اقتصادى در مناطق مرزى و سواحل جنوبى و جزاير با استفاده از ظرفيت‏هاى بازرگانى خارجى کشور.
3ـ 35ـ‌کاهش فاصله دو دهک بالا و پايين درآمدى جامعه به طورى که ضريب جينى به حداکثر 35/0 در پايان برنامه برسد.
4ـ 35ـ‌ انجام اقدامات ضرورى براى رساندن نرخ بيکارى در کشور به 7 درصد.
5ـ 35ـ‌ تأمين بيمه فراگير و کارآمد و گسترش کمى و کيفى نظام تأمين اجتماعى و خدمات بيمه درمانى.
6ـ 35ـ‌ توسعه نظام‏هاى پيشگيرى از آسيب‏هاى فردى و اجتماعى.
7ـ 35ـ‌ حمايت از اقشار محروم و زنان سرپرست خانوار.
8ـ 35ـ ‌توسعه بخش تعاون با هدف توانمندسازى اقشار متوسط و کم‏درآمد جامعه به نحوى که تا پايان برنامه پنجم سهم تعاون به 25 درصد برسد.

ـ امور سياسى، دفاعى و امنيتى
36ـ تقويت حضور و مشارکت مردم در عرصه‏هاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى.
37ـ جهت دهى جريانات سياسى به پايبندى به ارزش‏هاى اسلامى - انقلابى، دفاع از منافع‏ملى، دشمن‏ستيزى، قانون پذيرى و اصول اخلاقى.
38ـ حمايت از آزادى‏هاى مشروع و صيانت از حقوق اساسى ملت.
39ـ اعتلاى شأن، موقعيت، اقتدار و نقش جمهورى اسلامى ايران در منطقه و نظام بين‏الملل به‏منظور تحکيم امنيت ملى و پيشبرد منافع ملى با تأکيد بر:
1ـ 39ـ تقويت همکارى‏هاى دوجانبه، منطقه‏اى و بين‏المللى با اولويت کشورهاى همسايه.
2ـ 39ـ تقويت روابط سازنده با کشورهاى غيرمتخاصم.
3ـ 39ـ بهره‏گيرى از روابط براى افزايش توان ملى.
4ـ 39ـ مقابله با افزون خواهى و اقدام متجاوزانه در روابط خارجى.
5ـ 39ـ تلاش براى رهايى منطقه از حضور نظامى بيگانگان.
6ـ 39ـ حمايت از مسلمانان و ملت‏هاى مظلوم و مستضعف بويژه ملت فلسطين.
7ـ 39ـ تلاش براى همگرايى بيشتر ميان کشورهاى اسلامى.
8ـ 39ـ تلاش براى اصلاح ساختار سازمان ملل.
9ـ 39ـ سازماندهى تلاش مشترک براى ايجاد مناسبات و نظامات جديد اقتصادى، سياسى و فرهنگى منطقه‏اى و جهانى با هدف تأمين عدالت، صلح و امنيت جهانى.
40ـ حضور فعال و هدفمند در سازمانهاى بين‏المللى و منطقه‏اى و تلاش براى ايجاد تحول در رويه‏هاى موجود بر اساس ارزشهاى اسلامى.
41ـ ارتقاء نقش مديريتى ايران در توزيع و ترانزيت انرژى، افزايش فرصتهاى صادراتى، جذب سرمايه و فناورى‏هاى پيشرفته و کمک به استقرار نظام پولى، بانکى و بيمه‏اى مستقل با کمک کشورهاى منطقه‏اى و اسلامى و دوست با هدف کاهش وابستگى به سيستم پولى نظام سلطه.
42ـ تقويت تعامل فرهنگى، حقوقى، سياسى و اقتصادى با جهان بويژه حوزه تمدن اسلامى – ايرانى.
43ـ‌ تقويت هويت اسلامى و ايرانى ايرانيان خارج از کشور، کمک به ترويج خط و زبان فارسى در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان و تسهيل مشارکت آنان در توسعه ملى.
44ـ تحکيم و ارتقاء امنيت پايدار، فراگير و تضمين کننده اهداف و منافع ملى با تأکيد بر:
1ـ 44ـ تقويت نقش مردم و اطلاعات مردمى در پيشگيرى از تحرکات ضد امنيتى.
2ـ 44ـ تقويت و تعامل مؤثر دستگاه‏هاى اطلاعاتى، انتظامى و قضايى و هماهنگى بين آنها براى تأمين اشراف اطلاعاتى و مقابله با هر نوع اخلال در امنيت عمومى، اقتصادى و اجتماعى و مقابله با تهديدهاى نرم.
3ـ 44ـ ايجاد سامانه يکپارچه نرم‏افزارى اطلاعاتى، ارتقاء سطح حفاظت از اطلاعات رايانه‏اى، توسعه علوم و فناورى‏هاى مرتبط با حفظ امنيت سامانه‏هاى اطلاعاتى و ارتباطى به منظور صيانت از فضاى تبادل اطلاعات، تقويت فنى براى مقابله با تخلفات در فضاهاى رايانه‏اى و صيانت از حريم فردى و عمومى.
4ـ 44ـ تقويت زير ساخت‏هاى انسجام و همبستگى ملى براى پيشگيرى و مقابله با عوامل بروز گسست‏هاى هويتى، اجتماعى، فرهنگى و اعتقادى.
45ـ ارتقاء توانمندى‏هاى دفاعى و قدرت بازدارندگى به منظور دفاع از حاکميت، تماميت ارضى، منافع و امنيت ملى و مقابله مؤثر با تهديدهاى خارجى و ايجاد توازن منطقه‏اى با تأکيد بر:
1ـ 45ـ‌ کسب دانش و فناورى‏هاى نو و نرم‏افزارهاى پيشرفته دفاعى و نوسازى و بازسازى صنايع دفاعى، افزايش ضريب خودکفايى با توسعه تحقيقات و بهره‏مندى از همه ظرفيت‏هاى صنعتى کشور.
2ـ 45ـ‌ اهتمام به حضور نيروهاى مردمى در امنيت و دفاع از کشور و انقلاب با تقويت کمى و کيفى بسيج مستضعفان.
3ـ 45ـ‌ گسترش پدافند غيرعامل.
4ـ 45ـ‌ امنيت پايدار مناطق مرزى و کنترل مؤثر مرزها

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:8  توسط مدیریت  | 

جاذبه های طبیعی استان فارس

درمحدوده استان فارس به دلیل تنوع اقلیمی وساختارهای جغرافیایی طبیعی ، فضاهای جالب توجه ومنحصربه فردی برای استفاده های گردشگری به وجود آمده است .صدهاچشمه ی طبیعی ، دریاچه ، تالاب وارتفاعات متعدد با قابلیت استفاده تفریحی وورزشهای کوهستانی ، مجموعه ی عناصـــر به هم پیوسته ی جذاب ودیدنی را دراین استان به نمایش می گذارندکه درذیل به اهم آنها اشاره میشود:

دریاچه ها وجزایر

-    دریاچه کافتر " شادکام

این دریاچه با مساحتی درحدود 48 کیلومترمربع ، یکی ازدریاچه های آب شیرین استان فارس است که درجنوب شرقی شهرستان اقلید واقع شده واززیستگاه های بسیارارزشمند پرندگان مهاجرمحسوب میشود .درحال حاضر، برداشت بی رویه ازرستنی های محدوده ی این دریاچه وآب آن ، حیات آن را به مخاطره انداخته است .این دریاچه یکی اززیباترین چشم اندازهای طبیعی استان است

-    دریاچه ی مهارلو

 این دریاچه در27 کیلومتری جنوب شرقی شیرازواقع شده است .آب دریاچه ازنظرکیفی شوروغیرقابل استفاده است .ازآب این دریاچه ، برای تهیه واستخراج نمک طعام استفاده میشود ومکانی مناسب برای زیست پرندگان وحیوانات وحشی محسوب میشود. وسعت دریاچه 600 کیلومترمربع است ودركنارروستاي زيباي مهارلوقرارگرفته كه عموما" مردم آن به حرفه باغداري مشغول بوده وروي همين اصل باغات زيادي دركناروحاشيه درياچه قرارداشته كه چشم اندازبسيارزيبائي به مناظرآن منطقه داده است .

-     دریاچه ی پریشان " فامور "

این دریاچه در3 کیلومتری روستای ایازآباد که در12 کیلومتری کازرون قراردارد ، به وجود آمده است .آب دریاچه ی پریشان ، شیرین است ولی برای آشامیدن چندان مناسب نیست درداخل این دریاچه ، ماهی هایی به صورت آزاد زیست می کنند . ازاین دریاچه ، برای پرورش ماهی نیزاستفاده میشود . پرندگان مهاجرآبزی نیزدرفصل مهاجرت دراطراف دریاچه دیده میشوند . نام دریاچه ی پریشان که نامور  هم نامیده میشود ، ازنام چشمه ای گرفته شده که منبع اصلی تامین آب دریاچه است .

حداکثروسعت آن 18 کیلومترمربع است که درتابستان به حداقل رسیده وحالت باتلاقی پیدا میکند . میانگین عمق آب این دریاچه 6/1 متراست که دربعضی ازسالها به 2 مترنیزمیرسد . این دریاچه حوضه ی آبریزبسته ای را تشکیل میدهد که مساحتی حدود 263 کیلومترمربع را زهکشی میکند .جلوه های بهاری وپاییزی این دریاچه جذاب ودیدنی است ، مراتع وگلزارهای حاشیه ی دریاچه وپرندگان وحشی آن ، گردشگاه طبیعی جالب توجهی را به وجودمی آورد .

ارزشهای زیست محیطی دریاچه کم نظیروقابل توجه است .

      دریاچه های طشک وبختگان :

این دریاچه ها که درنزدیکی شهرستان نی ریز واقع شده اند ، ازبزرگ ترین وپرآب ترین دریاچه های کشورمحسوب میشوند ومناطق کوهستانی بین آنها وجزایرمتعدد به ویژه دردریاچه ی طشک ، مجموعه ی طبیعی بسیاربا ارزشی را به وجود آورده اند.

درمجاورت مصب رودخانه وتاحوالی جزیره یوسف ، آب تا اندازه ای شیرین است وگاه برای کشاورزی نیزاستفاده میشود . ازناحیه ی دو شاخ به طرف شرق ، آب دریاچه به تدریج شورترمیشود. چشم اندازعمومی دریاچه به دلیل وجود درختان گزدرنواحی ساحلی وپوشش گیاهان آبزی دردرون دریاچه ، سبزبه نظرمیرسد. درمناطقی که آب دریاچه شورمیشود. این چشم اندازتاحدودی رنگ خودراازدست میدهد.

بخش ساحلی وکم عمق دریاچه ازنیزارها ودرختان گزهمراه نمونه هایی ازگیاهان شورپسند پوشیده شده است .دراطراف دریاچه ، درختچه های پسته وپسته ی وحشی ، بادام کوهی ، نــرگس ، کیکــــم وقیچ دیده میشوند وگیاهان دارویی مانند باریم ، آویشن ، کاکاتی و... به وفوردراطــراف آن می رویند. زیـــره ای بسیارمعطروخوشبونیزدرکوههای اطراف دریاچه می روید. دراین منطقه ، پرندگان قابل شکارنظیرهوبره ، کبک وتیهو، کوکو، کبوتر، قمری ، دارکوب وجغد کوچک زیست می کنند ومناطق شوردریاچه ، محلی برای زندگی پرندگان مهاجروحیوانات وحشی نظیربز، قوچ ، میش وآهومحسوب میشوند.

دریاچه ی طشک ، جزایرمتعددی دارد که یکی ازآنها جزیره ی زیبای نرگس است . این جزیره ، محل رشدگل نرگس وحشی است که زیبایی خیره کننده ای را به وجود می آورد.

یکی دیگرازجزایردریاچه ، معروف به جزیره ی پلیکان هاست که محل لانه سازی پرندگان مختلف نیزهست . این جزیره دربخش عمیق دریاچه طشک واقع شده وآب اطراف آن معمولا" کمترخشک میشود . به همین دلیل ، جانورانی مانندگربه وحشی ، شغال وکفتاربه آن دسترسی ندارند ونمی توانند امنیت حیات وحش جزیره را برهم زنند.

این سیستم آبی خشکی ، یکی اززیباترین پدیده های زیست محیطی با قابلیت های گردشگاهی وتحقیقاتی قابل توجه استان است .

    دریاچه وتالاب ارژن :

وسعت تقریبی این دریاچه درحدود 2000 هکتاروازجمله دریاچه های آب شیرین کشوراست این دریاچه بخشی ازمنطقه حفاظت شده ی ارژن وپریشان است که درفاصله 60 کیلومتری شیراز ودرمجاورت جاده ی اصلی شیراز – بوشهرقراردارد.دریاچه ی ارژن یکی اززیستگاه های مهم پرندگان مهاجراست که درحدود نیمی ازسال ، میزبان هزاران پرنده ی مهاجراست .این منطقه تابستان های خنک وزمستانهای سرددارد که معمولا" ، درفصل زمستان بابارش برف همراه است .

منطقه ی گردشگاهی دریاچه ی ارژن به دلیل استقراردرمسیرجاده ی اصلی شیراز-کازرون نزدیکی با آثارتاریخی بیشابوروغارشاپوروهمچنین راه ارتباطی استانهای خوزستان وبوشهربا شیراز،ازاهمیت ویژه ی جذب جهانگرد برخورداراست .

تالاب این دریاچه که درمیان آن قرارگرفته است علاوه برارزشهای تفریحی ، ارزش اکولوژیکی ویژه دارد .این تالاب درگذشته ای نه چندان دور، درشمارمحدوده ی منطقه حفاظت شده ی ارژن وپریشان باعنوان پارک بین المللی ثبت شد ودرحال حاضر، یکی ازذخایربیوسفرجهان محسوب میشود.

رودخانه ی شادکام

این رودخانه که درگذشته به نام رودخانه ی ساریان مشهوربود ، ازچشمه ای به همین نام درارتفاعات کوه آلمالیجه سرچشمه میگیرد وپس ازآبیاری دشت نمدان ، به دریاچه ی کافتر میریزد. رودخانه شادکام درمحدوده ی شهرستان اقلید جریان دارد وحاشیه ها وپیرامون آن ارزشهای گردشگاهی دارند.

  رودخانه فهلیان

این رودخانه که مهمترین رودخانه ی شهرستان ممسنی است ، ازبه هم پیوستن رودخانه ی شش پیرورودشیربه وجود آمده است که پس ازعبورازکنارکوه قلعه سفید ، وارد منطقه ی فهلیان میشود. این رودخانه پس ازمشروب ساختن اراضی وسیع ، ازمیان دره ای عمیق به نام تنگ آبجان یا آبجونه می گذرد ودرناحیه ای به نام گوشه ی بردنگان بارودخانه کتی کور"دروغزن " یکی میشود .پس ازآن ، ازدره ای ژرف عبورمیکند ودرناحیه ی امام ضامن درغربی ترین ناحیه ی ممسنی به رودخانه ی " پیظرین " می پیوندد ورودخانه ی " زهره "  را تشکیل میدهد . سپس به سوی جنوب امتداد یافته ومرزطبیعی بین ممسنی وناحیه گچساران را به وجود می آورد .

رودخانه قره آقاچ

این رودخانه ازدامنه ی کوه تاسک دردهستان دشمن زیاری سرچشمه میگیرد وپس ازعبورازمیان دره ای درناحیه ی شمال غربی شیراز، درحوالی چهل چشمه ازمنطقه ممسنی خارج میشود. رودخانه ی آغاج درمسیرخودهمراه چندرود وچشمه ، پس ازعبورازاراضی زراعی خفر، کواروجهرم وقیروکارزین ازطریق استان بوشهربه نام رودمند ، وارد خلیج فارس میشود.

 رودخانه رودشیر:

این رودخانه ی کوچک ازکوه های منطقه ی جاوید سرچشمه میگیرد ودردهستان جاوید جریان می یابد وپس ازطی مسافتی به رودخانه ی شش پیردرشهرستان ممسنی می ریزد.

 رودخانه ی شش پیر:

این رودخانه ی مهم ، ازکوههای جنوب شرقی شهرستان سپیدان سرچشمه میگیرد وپس ازپیوستن به رودکوچک برغان به سمت جنوب جریان می یابد ودرمحلی به نام رودیان ،وارد دهستان دشمن زیاری میشود .رودخانه ی شش پیرپس ازآبیاری اراضی کشاورزی دهستان دشمن زیاری در18 کیلومتری شرق فهلیان به رود شیرین می پیوندد ووارد دهستان رستم میشود .

رودخانه مارگون :

این رودخانه که ازکوههای رنج سپیدان سرچشمه میگیرد ، ازشاخه های رودخانه ی کر است . رود مارگون پس ازپیوستن به چند شاخه ی دیگر، درخارج ازشهرستان سپیدان ، رودخانه ی کررا تشکیل میدهد .آبشاراین رودخانه یکی ازمعروف ترین آبشارهای ایران وجهان است .

رودخانه ی چوبخله :

این رودخانه ازسرشاخه های رودخانه ی کراست وازکوه چال کلاغ سرچشمه میگیرد .این رود پس ازطی مسیرکوهستانی وپرپیچ وخم ، ازشهرستان سپیدان خارج میشود.

رودخانه ی شورجهرم :

این رودخانه که ازشاخه های مهم رودخانه ی مندمحسوب میشود ازشاخه های فراوان تشکیل شده است که عمده ترین آنها ، رودخانه ی جعفری ( خشک رود واصل آباد) است .

شاخه های دیگرآن ازکوههای شمال شهرستان فسا سرچشمه میگیرد ودرطول مسیرخود ، عمدتا" ازآب مسیلهای فصلی تغذیه می کنند.

 رودخانه شورلار:

این رودخانه ازبه هم پیوستن چند نهرکه ازکوههای سیاه ، ملک تیروجم سرچشمه میگیرند بوجود آمده است . رود شورلارپس ازجذب زهکش دشتهای لاروعلی آباد ودریافت آب چندچشمه ازشهرستان لارخارج میشود. کیفیت آب رودخانه به دلیل عبورازگنبدهای نمکی نامناسب ، حتی برای کشاورزی نیزقابل استفاده نیست ، ولی احتمالا" دارای جنبه های درمانی است .

  رودخانه ی مهران شور:

ازارتفاعات کوه سیاه ، کوه پردی وکوههای شمال گاوبست سرچشمه میگیرد وپس ازعبورازدشت لامرد ، ازقسمت جنوب شرقی استان خارج میشود . این رودخانه درسالهای کم باران ، تنها درفصلهای باران خیزبه جریان درمی آید وکیفیت آن برای کشاورزی نامناسب است .

 چشمه های طبیعی

 چشمه های طبیعی ، هم به دلیل آبدرمانی وهم به دلیل نقش گردشگری ، به ویژه چشمه های آب گرم ازنظرصنعت گردشگری وگذران اوقات فراغت ازاهمیت وافری برخوردارهستند.

چشمه ی بالنگان ( حاجی آباد):

چشمه ی حاجی آباد بالنگان باجلوه های بسیارزیباوگردشگری درمنطقه ای به وسعت سه کیلومتردرمحدوده ی شهرستان اقلید قراردارد .چشمه ی بالنگان میتواند با برنامه ریزی واحداث تاسیسات زیربنایی وخدماتی به یکی ازنواحی گردشگری منطقه تبدیل شود، وفورچشمه سارهای منطقه ، زمینه ی مساعدی را برای پرورش ماهی قزل آلا فراهم آورده است .

 چشمه ی قدمگاه :

 این چشمه درنزدیکی دهستان سده درشهرستان اقلید ودرمحلی با پوشش گیاهی مناسب ومحوطه ای سرسبزودرختکاری شده قراردارد. موقعیت این چشمه برای ایجادتاسیسات پذیرایی بین راهی بسیارمناسب است .درحال حاضرچشمه ی فوق پس ازانباشت دریک حوضچه ، بخشی اززمینهای اطراف را آبیاری میکندومحيطي مناسب براي گذراندن اوقات فراغت بشمارميرود.

  چشمه ی ساسان :

چشمه ساسان در15 کیلومتری شهرکازرون ودرناحیه ی تنگ چوگان واقع شده است وازنقاط دیدنی این شهرستان به حساب می آید.

چشمه سارها ، منظره های طبیعی ومجموعه ی آثارتاریخی تنگ چوگان ازجمله قابلیت های ارزشمند پیرامون این چشمه است ، وجود درختان كهنسال وسايه دارمحيطي مناسب وزيبا را جهت انبساط خاطربازديد كنندگان طبيعت وآثارباستاني بوجودآورده ودرايام مختلف سال شاهد حضورافرادزيادي دراين منطقه هستيم .

 چشمه ی ابوالمهدی :

این چشمه درمنطقه ی  بین سیوند وسعادت شهرواقع شده است . این مکان دارای چشم اندازهای طبیعی بسیارزیبااست که درصورت تامين بودجه هاي لازم میتواند به یک گردشگاه بزرگ تبدیل شود مهمترین ویژگی این چشمه ، طبیعت بکروسرسبزپیرامون آن است درمحيط اطراف چشمه موصوف با همت اداره منابع طبيعي طرح جنگلكاري اجراشده وبا ايجاد محيطي مناسب وامكانات رفاهي شرايط را جهت استراحت مسافرين واستفاده كنندگان ازطبيعت فراهم آورده است چشمه ابوالمهدي بواسطه دسترسي آسان وقرارگيري دركنارمحوراصلي شيرازاصفهان ازاهميت خاصي برخورداراست .

 چشمه ی ریچی :

این چشمه درمنطقه کوهمره سرخی در35 کیلومتری شیرازواقع شده وازگردشگاههای زیبای استان وشهرستان شیراز به شمارمی آید .آب وهوای مطبوع ومناظردل انگیزطبیعی ، ازویژگیهای این ناحیه اند که آن را به یکی ازگردشگاههای عمومی تبدیل کرده است .اين چشمه درحوزه زاگرس قرارگرفته وبواسطه حضوردرختان كهنسال بلوط وچشم انداززيبا ازاهميت زيادي برخورداراست.صنوبركاري حاشيه رودخانه وشاليكاريها وقرارگيري جاده دسترسي درارتفاعات چشم هربيننده اي را خيره ميسازد.

 چشمه ی خارگان :

چشمه ی خارگان درروستایی به همین نام در60 کیلومتری شیراز قراردارد . محوطه ی اطراف چشمه ، همواره پذیرای انبوهی ازبازدید کنندگان وگردشگران درفصلهای مختلف سال است .

این محل به علت برخورداری ازآب فراوان وهمجواری با رودخانه های قره آغاج وجره ، ازپوشش گیاهی مناسب برخورداراست .امكان دسترسي آسان ازطريق جاده آسفالته يكي ازدلايل استقبال بازديدكنندگان است .

 چشمه ی شش پیر:

درفاصله شش کیلومتری جنوب شهرستان سپیدان چشمه ای زیبا به نام شش پیروجودداردکه پوشش جنگلی وچشم اندازهای طبیعی ، آن را به مکانی مناسب برای میهمانان شهرهای شیراز ویاسوج تبدیل کرده است . هواي خنك تابستانه وجاده آسفالته دسترسي مشوقي براي حضوراقشارمختلف مردم دركناراين چشمه است .آب گوارا وخنك اين چشمه حاصل آب شدن برفهاي يخچالي ارتفاعات برم فيروزورنج است .

  چشمه محمد رسول الله :

این چشمه که درضلع جنوب غربی شهراقلید واقع شده است یکی ازگردشگاههای مهم این شهرستان است .درحال حاضر، آب این چشمه درزمینهای کشاورزی وتغذیه ی حوضچه های ماهی که درکنارچشمه ها احداث شده اند ، به مصرف میرسد.ليكن باتوجه به موقعيت ووضعيت مسيرآبرساني امكان ايجاد مكانهايي با پوشش درختي ودرختچه اي وجود دارد وبه لحاظ دسترسي آسان ازطريق جاده آسفالت وشوسه ميتواند درصورت تامين اعتبارات عمراني به مكاني مناسب تبديل گردد.

چشمه های آب گرم :

درفاصله ی هشت کیلومتری جاده قیرخنج ، یک چشمه ی آب گرم وجوددارد که مردم منطقه ازحوضچه های آن برای درمان بیماریهای پوستی ورماتیسمی استفاده میکنند .آب این چشمه ازنوع آبهای معدنی گوگردداراست وازقابلیت های بهره برداری درمانی وگردشگاهی برخورداراست .دراطراف این چشمه ، درختان بزرگ نخل وبید وجود دارد که محل اتراق مسافران محسوب میوشد . این چشمه درشهرستان فیروزآباد واقع شده است .

 چشمه ی آب گرم سراب بهرام :

این چشمه درمجاورت جاده ی آسفالته چنارشاهیجان نورآباد واقع شده است وآب آن برای مصارف درمانی مورد استفاده قرارمیگیرد .این چشمه که ازچشمه های معدنی معروف فارس است ازنوع گوگردی است ومیتوان آن را برای مداوای برخی ازامراض مورد استفاده قرارداد.

 

 

آبشارها

 آبشاردشتک ابرج:

ناحیه ی دشتک ابرج درشهـــرستان اقلید قرارگرفتــه است . این مکان چشم اندازطبیعی دل انگیزی دارد که  دوآبشارزیبا ازویژگیهای گردشگاهی آن است .درحال حاضرازدشتک ابرج  باوجود قابلیت های تفریحی بسیارکمتراستفاده میشودودليل نبود جاده مناسب وعدم توسعه مكانهاي تفرجي وتفريحي وعدم ايجاد امكانات مناسب رفاهي ازدلايل آن است .

 آبشارمارگون:

آبشارمارگون حاصل آب رودخانه ی کمهروحوزه آبخیزآن است که ازمیان صخره ها به طرزی شگفت آورسرریزمیشود. موقعیت طبیعی وچشم اندازهای اطراف آبشارمارگون ، جلوه هایی اعجاب انگیزپدید آورده است .هم آمیزی درختان جنگلی باتوپوگرافی ناحیه ی کوهستانی ورودخانه ای ، زیبایی چشم اندازهای طبیعی آبشارمارگون را صد چندان کرده است . این مجموعه ، پدیده ای برجسته وشگفت آوراست که ازقابلیت های گردشگاهی ، آموزشی وپژوهشی پراهمیتی برخورداراست ودرشمارپدیده ای بی مانند ارزش گذاری  میشود.لطافت هواي تابستاني ودرختان زيبا ووجودراه دسترسي امكان حضوربازديدكنندگان را دراين منطقه گردشگاهي فراهم مي آورد .وجودساختمان محيط زيست وامكانات آن جهت بازديدكنندگان ازآبشاراين امكان را فراهم آورده كه محلي مناسب جهت گذراندن ايام تعطيلي را داشته باشند.

 

 

گردشگاهها

 حاشیه ی رودخانه ی شاپور:

درحاشیه ی رودخانه ی شاپور ودرمجاورت تنگ چوگان درفاصله 15 كيلومتري ازشهركازرون درجاده قديم كازرون به شيراز فضایی سبزوخرم که آمیزه ای ازدرختان بید وبلوط است به شکل یک گردشگاه جالب توجه ،دامن گسترده است .

این منطقه همه روزه انبوهی ازبازدید کنندگان را به سوی خود جلب میکند . درحال حاضراین گردشگاه ازقابلیت های بسیارارزنده ی گردشگاهی برخورداراست ويكي ازدلايل اهميت آن قرارگرفتن دركنارآثارتاريخي عهد ساساني ميباشد .اين منطقه باتوجه به وسعت وقرارگيري دركنارجاده آسفالته ازامكانات رفاهي خوبي برخوردارنبوده ليكن ازبسترمناسبي جهت ايجاد واحداث امكانات برخورداراست .

 گردشگاه چشمه فیلی :

چشمه ی فیلی درحاشیه ی شرقی دانشکده ی دامپزشکی ودرمسیرراه ورودی به دشت بانش واقع شده است . این گردشگاه با وسعتی درحدود 60 هکتارخارج ازمحدوده ی قرق شده باجگاه است .این محل بین دورشته کوه شمالی آن صوفیا  وجنوب فیل  قرارگرفته ودشت کوچک خانعلی را درخود جای داده است .مجموعه ی دشت ، دامنه وکوههای کم ارتفاع ، گردشگاهی جالب را به وجود آورده اند که مورد استفاده مردم قرارمیگیرد.فاصله اين گردشگاه تامركزاستان ( شيراز) 20 كيلومتربوده كه 15 كيلومترازمسيرآسفالته و5 كيلومترآن راه شوسه ميباشد.اين منطقه نيزازلحاظ امكانات رفاهي جهت بازديدكنندگان ضعيف بوده وبهمين لحاظ ازقابليتهاي تفريحي آن كمتراستفاده بعمل مي آيد.

گردشگاه چشمه ی سلمانی :

این گردشگاه درمنطقه ی تنگ سعید ودرحاشیه ضلع جنوبی پارک ملی بمو واقع شده است . چشمه ی سلمانی که آب شیرین دارد درشمال این منطقه قراردارد.

گردشگاه چشمه ی سلمانی چشم اندازهای طبیعی وزیبا وهوای مطبوع دارد وراه ارتباطی آن ازجاده ی آسفالته ی شیرازخرامه میگذرد . فاصله ی این گردشگاه تا شیرازشش کیلومتراست .

گردشگاه برم دلک :

این گردشگاه در14 کیلومتری شرق شیرازواقع شده است . درچهارکیلومتری آثارباستانی قصرابونصر، تالابی وجود دارد که به نام برم دلک معروف است . آب این چشمه ازچند شکاف کوه خارج میشود ودردامنه ی کوه ، تالابی را تشکیل میدهد دراطراف این آبگیر، نیزاری وجوددارد ودربدنه ی کوه مشرف برتالاب سه تاقچه ای منقش درکوه حفرشده است که قدمت نقوش آن به عهد ساسانی میرسد.

  گردشگاه هفت برم :

این گردشگاه در55 کیلومتری غرب شیرازواقع شده ودارای چشم اندازهای بسیارزیبا ازتپه ماهورها وچشمه های چندگانه است .آب وهوای آن درزمستانها سرد وخشک ودرتابستانها معتدل است . نزدیکی این منطقه به شیرازوتنوع چشم اندازها وآب وهوای مطبوع آن سبب شده است که دراکثرفصلهای سال ، باوجود کمبود امکانات خدماتی ورفاهی ،بسیاری ازاهالی شهرستانهای شیراز، کازرون وسپیدان به این مکان مسافرت  کنند .دسترسی به این گردشگاه ازطریق جاده ی شوسه که تاجاده ی اصلی شیرازکازرون 12 کیلومترفاصله دارد صورت میگیرد.

   گردشگاه چاه مسکی :

این منطقه درابتدای دشت چاه مسکی درفاصله 30 کیلومتری شیرازقراردارد ودسترسی به آن ازطریق جاده ی شیراز – مرودشت میسراست . وسعت کنونی این گردشگاه درحدود30 هکتاراست که به لحاظ چشم اندازهای طبیعی وآب وهوای مناسب ، ازفضایی مطلوب برخورداراست . دراین گردشگاه ،علاوه براستفاده ازامکانات بازدید ازحیات وحش ، میتوان ازنمایشگاه عکسهای گونه های پرندگان وپستانداران نادروهمچنین ازگونه های جانوری تاکسی درمی  شده ( خشک شده ) بازدید کرد.

گردشگاه میان کتل :

این منطقه درجنوب غربی دشت ارژن ودرجنگلهای میان بند ( منطقه کوهستانی میان کتل وزیستگاه گوزن زرد ایرانی ) قرارگرفته است . گردشگاه میان کتل با فضای کوهستانی وپوشش انبوه جنگلی ، ویژگیهای بی همتا دارد .زمین گردشگاه تپه ای است درکف دره با شیب ملایم که جهت شمالی آن مشرف به بخش جنگلهای متراکم بلوط وزیستگاه گوزن زرد است . دربالای این تپه ودربخش جنوبی آن ، چشم انداززیبای منطقه ی جنگلی برم دیده میشود.

ارتفاعات اطراف دره ی میان کتل دربخش شمالی ، شمال شرقی وشمال غربی مانند دیواره ای دیده میشود . این منطقه درزمستانهای پربارش پوشیده ازبرف است که منظره ای جالب وزیبادارد وبرای علاقه مندان به ورزشهای زمستانی جالب توجه است . گردشگاه میان کتل درمجاورت جاده ی قدیم شیراز کازرون ودرفاصله ی 18 کیلومتری دشت ارژن واقع شده است .

اگرچه نقاط مرتفع وکوهستانی منطقه ی میان کتل زمستانهای سرد وبرف گیردارد ، ولی محل گردشگاه به علت استقراردرمیان جنگلهای میان بند ودره ی زیبای میان کتل ، آب وهوای معتدل دارد که درهمه ماههای سال دارای قابلیت های گردشگاهی متفاوت است .

گردشگاه تنگ تیزآب :

تنگ تیزآب درفاصله 20 کیلومتری شمال غرب سپیدان واقع شده وگذرگاه یکی ازشعبه های رودخانه بشاراست که ازکوههای سپیدان ویاسوج سرچشمه میگیرد . این رودخانه دایمی ، آبی شیرین دارد ومورد استفاده ی شرب وکشاورزی است .گونه های مختلف ماهیان بومی نیزدرآن دیده میشوند.

تنگ تیزآب ازپوشش جنگلی مناسب برخورداراست ودرختان آن را بیشتربنه ، بادام وبید تشکیل میدهند.

تنوع گونه های درختی وعبوریک رودخانه ی دایمی ازجمله ویژگیهای این منطقه اند. تنگ تیزآب تابستانهای خنک وخوش آب وهواوزمستانهای سرد دارد واین منطقه با آن که امکانات گردشگاهی مناسب ندارد ، درفصل تابستان مورداستفاده ی بسیاری ازبازدیدکنندگان که ازراههای دورونزدیک به این منطقه مسافرت میکنند ، قرارمیگیرد.

طبیعت کوهپایه ای توام با پوشش جنگلی ورودخانه ای دایمی ، منظره ای زیبارا دردل تنگ تیزآب  به وجود آورده وجاذبه های این گردشگاه را فزونی بخشیده است .مدخل تنگ تیزآب درمجاورت جاده ی آسفالته ی سپیدان یاسوج قراردارد . فاصله ی شیرازتا این محل درحدود 90 کیلومتراست . راه کوهستانی ممسنی سپیدان ازکناراین تنگه عبورمیکند.

هم اکنون درفصلهای مساعدبه ویژه دربهار، درمدخل ورودی این تنگ چادرهایی برای اقامت بازدید کنندگان نصب شده است که مورد استفاده قرارمیگیرد.

 گردشگاه آتشکده :

درحاشیه ی جاده ی شیرازبه استهبان ، دردامنه ارتفاعات خرمن کوه ، گردشگاهی ارزشمند وجود دارد که درحال حاضر، بخشی ازخدمات تفریحی این مسیررا به عهده دارد . این مکان چشمه وبرکه ای بسیارزیبادارد که علاوه برقابلیت های گردشگاهی ، بعنوان حوضچه ی پرورش ماهی نیزمورد استفاده قرارمیگیرد.

گردشگاه میان جنگل :

دامنه های شمالی کوه میان جنگل وبخشی ازمنطقه ی  شکار ممنوع  آن درفسا ، برای ایجادگردشگاه پیش بینی شده است .این محدوده درفاصله ی 50 کیلومتری شمال غربی شهر فسا  ودرکنارجاده ی اصلی شیرازفسا قراردارد .

این منطقه ازدرختان جنگلی پوشیده است که مانند توده ای انبوه دردامنه ی کوه میان جنگل  ودردوسوی جاده خودنمایی میکند .گونه های بنه وبادام وحشی پوشش غالب درختان جنگلی این منطقه را تشکیل میدهند . نزدیکی محل انتخاب شده به جاده اصلی ووجود سایرراهها ، امکان دستیابی ساکنان شهرهای شیراز ، سروستان ، منا ، خرامه ، نی ریز،جهرم ونیزمسافران را به این منطقه آسان ترکرده است .

  گردشگاه پارک جنگلی استهبان :

بردامنه ی کوه تودج ،درجنوب شهرستان استهبان منطقه ای با پوشش جنگلی ، مرکب ازدرختان انگور، بادام ، پسته وانجیروجوددارد که ازجاذبه های زیبای طبیعی این شهرستان بشمارمی آید . دراین مکان ، چشمه ای وجوددارد که با سرازیرشدن ازدامنه ی کوه ، آبشاری زیبا می آفریند. ازاین مکان درفصلهای مناسب سال بعنوان گردشگاه استفاده میشود.

گردشگاه بک بک

درجنوب شرقی شهرستان استهبان گردشگاهـــی زیبا به نام بک بک وجود دارد که زیستگاه گونه هایی ازپرندگان مهاجراست .

گردشگاه امام زمان سلطان شهباز:

این مکان که قابلیت زیارتگاهی تفریحی دارد ، درروستای رودبال واقع شده است . آبشار، چشمه وپوشش جنگلی ، چشم اندازی مناسب به این گردشگاه داده اند ، چنان که درایام نوروزوسایرماههای سال ، بسیاری ازمردم برای بازدید ازآن به منطقه روی می آورند

گردشگاه دیمه میل :

درمجاورت برج نورآباد آتشکده ی میل اژدها باغستان بسیارزیبا ودل انگیزوجود دارد که دراطراف آن ، آب ازچشمه ساری زیبا هموارده درحال جوشش است واطراف آن دربهـــارپرازگلها وگیاهان خوشبو است ودرزمستان مناظربدیع دارد . این منظرگاه دربهارجلوه ای دل انگیزدارد وشگفتی آوراست .

 پارک جنگلی استهبان :

این پارک دردامنه ی کوه تودج درجنوب شهراستهبان ، با پوشش گیاهی مرکب ازدرختان ، انگور، بـــادام ، پستــه وانجیرقرارگرفته که ازجاذبه های طبیعی وزیبای این شهرستان بشمارمی آید. دربالادست این محل چشمه ای می جوشد وآبشاری زیبارا به وجودمی آورد .

ازاین مکان نیزدرفصلهای سال بعنوان گردشگاه استفاده میشود.

مناطق حفاظت شده

 منطقه شکارممنوع توت سیاه :

این منطقه که ازمناطق تحت حفاظت محیط زیست استان است درانتهای منطقه بوانات واقع شده ووسعتی نزدیک به 20 هزارهکتاردارد . این محل زیستگاه گونه های گیاهی وجانوری است .

 منطقه شکارممنوع بصیران :

این منطقه درچهــارکیلومتری جنوب آباده قراردارد ومنطقه ای گسترده است که به خاطرگونه های نادرگیاهی وجانوری مورد حفاظت قرارگرفته است . این منطقه یکی ازارزشمندترین زیستگاههای حیات وحش کشورواستان است .

پارک ملی بمو :

پارک ملی بمو با وسعت 48 هزارو75 هکتاردرشمال شهرشیرازودرمنتهی الیه شرق اقلیم مدیترانه ای گرم وخشک قرارگرفته است . جانوران پارک شامل کل ، بز، قوچ ، میش ، آهو، پلنگ ، روباه ، کفتار، گربه وحشی ، کبک ، تیهو و... هستند وازنظرپوشش گیاهی نیزتاکنون 280 گونه گیاهی درآن شناسائی ونمونه برداری شده است . ارزش گردشگاهی وپژوهشی این پارک بسیارقابل توجه اس

منطقه حفاظت شده هرمود لار:

این منطقه که درشرق لارستان ودرمرکزمشترک استان فارس وهرمزگان قرارگرفته ودرحدود 151هزارو284 هکتاروسعت دارد .

این منطقه به علت شرایط خاص اکولوژیکی ازنظربرخورداری ازگونه های گیاهی وجانوری خاص مناطق گرمسیری یکی ازمناطق بی نظیروقابل توجه گردشگاهی وپژوهشی است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:7  توسط مدیریت  | 

برنامه ریزی روستایی:

هدف از برنامه ریزی روستایی، یکی شناخت و آگاهی کافی از وضع موجود روستاها از نقطه نظرهای عوامل فیزیکی مانند داده های طبیعی، وضع ساختمانی روستا، سیما و بافت روستا، تاسیسات عمومی و شبکه راهها. عوامل اجتماعی مانند نحوه زندگی، روابط بین مردم، جمعیت موجود، آشنایی با فرهنگ ها و سنت ها. عوامل اقتصادی مانند کشاورزی، صنایع روستایی، دامپروری و مانند آن می باشد. در مطالعات وضع موجود روستاها، خواه ناخواه نکات مثبت و منفی عواملی که می توانند در سطح منطقه به توسعه و گسترش منطقه ایی منجر شوند، با توجه به آنچه که در سطح روستاها از نظر نیروی انسانی، امکان استفاده از منابع موجود و چگونگی کاهش محدودیت ها وجود دارند، بررسی می شوند.

 

مسلماً هیچگونه برنامه ریزی و طراحی نمی تواند به مرحله اجرا درآید و یا اگر به مرحله اجرا درآید، نمی تواند بازده خوبی داشته باشد، مگر آنکه با خصوصیات و استعدادهای جمعیت و عوامل اجتماعی و فرهنگی آنها هماهنگ باشد. شناخت نیازهای جمعیت، کوشش در حل مسائل و مرتفع ساختن کمبودها، از جمله مواردی است که برنامه ریزان را در جهت شکوفا نمودن استعدادها، اقتصاد کشاورزی، زندگی روستایی و نظایر آن یاری می دهد. برنامه ریزی روستایی از بررسی امکانات فیزیکی و مطالعه خصوصیات طبیعی و اقلیمی، نوع معماری، مسکن، راه و نظایر آن مایه می گیرد. بررسی قدمت نوع مصالح ساختمانی در روستا و رابطه آنها با خطرات ناشی از سیل و زلزله، نحوه استفاده از واحدهای مسکونی در رابطه با سنت روستانشینی، نوع معماری و تیپولوژی مسکن، روشهایی که انسانها برای مقابله با عوامل نامساعد طبیعی بوجود آورده اند. نوع راهها و معابر روستا در ارتباط با تراکم واحدهای مسکونی، عوامل ارتباطی در رابطه با مبادله کالا بین منطقه و روستا از جمله عواملی است که حتماً در برنامه ریزی روستایی بایستی با دقت مورد مطالعه و مورد نظر قرار گیرند. عامل مهم دیگر که در برنامه ریزی روستایی مدنظر است، اقتصاد روستامی باشد. هدف از مطالعات کشاورزی و دامپروری بیشتر به منظور تعمیق هر چه بهتر در زمینه راه حلهایی است که بر تولیدات زراعی و دامی و صنایع روستایی تاثیر می گذارند. بطورکلی، برنامه ریزی روستایی بیشتر به منظور رسیدن به اهدافی است که در آن بتوان شالوده و اساس یک جامعه روستایی مناسب را در قالب منطقه ای به نحوی مطلوب، پایه گذاری کرد.

 

طرح هادی روستایی:

برای سکونتگاههای روستایی نیز به مانند شهرها طرحهای مختلفی تهیه و تدوین می شود، که طرح هادی بارزترین نمونه آن است. طرح هادی روستایی عبارت است از: تجدید حیات و هدایت روستا به لحاظ ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی. این طرح برای روستاهای بالاتراز 500 نفر تهیه می شود. و سازمان کارفرمای این طرحها بنیاد مسکن انقلاب اسلامی می باشد. در قالب این طرح وضعیت فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی کل روستا در ارتباط با حوزه نفوذ و سطوح بالاتر خود بررسی، ساماندهی و برنامه ریزی می شود. مدت زمان اعتبار یک طرح هادی از زمان تهیه تا اجرا، ده سال می باشد. اهداف طرح هادی روستایی به شرح ذیل است:

-     ایجاد زمینه توسعه و عمران روستاها با توجه به شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

-     تأمین عادلانه امکانات از طریق ایجاد تسهیلات اجتماعی، تولیدی و رفاهی.

-     هدایت وضعیت فیزیکی روستا.

-     ایجاد تسهیلات لازم جهت بهبود مسکن روستائیان و خدمات زیست محیطی و عمومی.

تهیه طرح هادی روستایی شامل سه مرحله است که عبارتند از: شناخت و ارزیابی وضع موجود، شناخت نیازها و کمبودهای روستا، تعیین ضوابط و ارایه پیشنهادات در راستای اهداف فوق الذکر و تعیین محدوده زمانی برنامه  برای اجرا و تعیین محدوده توسعه کالبدی روستا در افق برنامه طرح هادی روستایی.

مراحل اجرایی یک طرح هادی از سه مرحله تشکیل شده است:

-     مرحله اول: نقشه برداری از محدوده کالبدی روستا به منظور تهیه نقشه مقدماتی برای سایر مراحل می باشد. در این مرحله بنیاد مسکن پس از عقد قرارداد با مهندس نقشه بردار، اقدام به تهیه کروکی از تمام سطح روستا به همراه برداشت کلیه عوارض طبیعی اطراف و داخل روستا مانند: مسیل، رودخانه، تپه، دره و باغات و مزارع می نماید.

-     مرحله دوم: پس از تهیه نقشه مقدماتی روستا توسط نقشه بردار، مرحله دوم طرح هادی که شامل مطالعات طرح هادی روستایی است، شروع می شود. بنیادمسکن در این مرحله اقدام به عقد قرارداد با مهندس مشاور واجد صلاحیت می نماید.

مطالعات طرح هادی نیز خود ازسه بخش تشکیل شده است:

 

الف) بررسی وضع موجود روستا: دراین بخش مهندس مشاور با عزیمت به روستای مورد نظر اقدام به جمع آوری اطلاعات لازم از مردم و اماکن دولتی سطح روستا می نماید. همچنین اطلاعات تکمیلی خود را از مراکز اداری سطح شهرستان مربوطه گردآوری می نماید. اهم اطلاعات موردنیاز مهندس مشاور از داخل روستا عبارتند از:

-     جمع آوری آمار مربوط به تعداد جمعیت و خانوار:

میزان زاد و ولد – مرگ و میر و مهاجرت روستا طی سالیان اخیر از خانه بهداشت. در صورتی که روستا فاقد خانه بهداشت باشد، از مرکز بهداشت شهرستان مربوطه اخذ می کند. اطلاعات این قسمت برای بررسی میزان رشد مثبت یا منفی جمعیت طی سالیان اخیر بکار می رود. این اطلاعات معمولا از دومین دوره سرشماری رسمی کشور یعنی ازسال 1345 جمع آوری می شوند. پس ازگردآوری نوبت به تحلیل این آمارها می رسد. ابتدا نرخ رشد جمعیتی روستا به ازای هر دوره سرشماری به همراه میزان نرخ رشد طبیعی و نرخ رشد مطلق روستا مدنظر است. سپس بعد خانوار روستا طی هر دوره بررسی می شود و سپس با جمع بندی کل تحلیلهای به عمل آمده اقدام به تخمین جمعیت برای ده سال آتی می شود.

ـ     بررسی وضعیت حوزه نفوذ روستا:

حوزه نفوذ روستا قبل از هر چیز بایستی توسط مشاور مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. اینکه چه روستاهایی از اطراف برای استفاده از خدمات عمومی روستا مراجعه می کنند و یا اینکه این روستا در حوزه نفوذ چه روستا یا شهری در منطقه قرار دارد. حوزه نفوذ به روش های مختلفی مورد بررسی قرار می گیرد که دو روش تحلیل جریان ها و مدل جاذبه مهمترین آنها است.

-     تعداد واحد مسکونی به همراه تعداد نفر و خانوار ساکن در آن و تعداد اتاق ها:

اطلاعات این قسمت برای آگاهی از وضعیت رو به رشد یا رو به تنزل ساخت و ساز در روستا کاربرد دارد. به علت اینکه تعداد واحد مسکونی با تعداد خانوار یک روستا ارتباط مستقیم دارد، لذا بررسی این دو آیتم باهم می باشد. در بیشتر روستاهای کشور تعداد خانوار بیشتر از تعداد واحد مسکونی موجود در روستا می باشد و این امر نشان از تراکم بیش از یک خانوار در یک واحد مسکونی است. تعداد اتاق ها نیز برای بررسی های اجتماعی و کالبدی لازم است که باید توسط مشاور اطلاعات مورد نیاز گردآوری شود.

-     بررسی کیفیت واحدهای مسکونی (نوساز، مرمتی و تخریبی) و نوع مصالح آنها:

در این قسمت اطلاعات مربوط به وضعیت کیفی ابنیه برپایه سه شاخص نوساز ـ مرمتی وت خریبی جمع آوری می شود. به این منظور مهندس مشاور با مطالعه میدانی درداخل روستا وضعیت تک تک بناهای مسکونی و غیر مسکونی روستا را تخمین می زند. و این اطلاعات را بر روی نقشه کیفیت ابنیه منتقل می سازد. این نقشه وضعیت روستا را به لحاظ اهمیت آن در میراث فرهنگی منطقه مشخص می نماید. به عبارتی اگر کیفیت بیشتر ابنیه روستا را نوساز باشد، نشانگر آن است که روستا از بافتی جدید برخورداراست. بر عکس اگر کیفیت بیشتر ابنیه مرمتی یا در حال تخریب باشد، نشانگر آن است که بافتی قدیمی و باارزش بر روستا حاکم می باشد.

اطلاعات راجع به نوع مصالح روستا نیز برپایه شاخصهای آجر و آهن، آجر و چوب، خشت و کاهگل یا چوب و سنگ جمع آوری می شود. پس ازجمع آوری این اطلاعات نوبت به انتقال این اطلاعات برروی نقشه می رسد، که در نهایت به نقشه نوع مصالح روستا تبدیل می شود. دو نقشه فوق از لحاظ مشخص کردن میزان استقامت و پایداری روستا در برابر بلایای طبیعی و نیز به لحاظ ارزش تاریخی آن بسیار با اهمیت می باشد. لازم به اشاره است که هر گونه تخریب و تعریض بناها یا معابر سطح روستا بایستی بر اساس تبعیت از نقشه کیفیت ابنیه باشد.

-     کیفیت و عملکرد معابر روستا:

بررسی وضعیت حاکم بر معابر روستا در وضع موجود ازجمله آیتم های مطالعاتی بسیار مهم روستا به شمارمی رود. دراین قسمت مشاور بایستی وضعیت کیفی وفنی معابر روستا را ازلحاظ نوع پوشش معابر، شیب معابر، موقعیت طبیعی معابر، جهت معابر، قوس معابر، طول و عرض معابر را مشخص کند. سپس اقدام به دسته بندی معابر روستا بر اساس نوع کارکردی که در عبور و مرور روستا دارند، بپردازد. در این قسمت مشکلات فنی ـ هندسی معابر بایستی مشخص شده و نیازهای آتی به معابر جدید مشخص گردد.

-     کیفیت واحد آموزشی و تعداد دانش آموزان و معلمان داخل روستا:

آمار مربوط به تعداد دانش آموزان روستا به تفکیک پسر و دختر و نیز به تفکیک سطوح تحصیلاتی (ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان) به همراه تعداد معلمان از جمله نیازهای اطلاعاتی برای طرح هادی روستا است. همچنین بررسی وضعیت کیفی ابنیه و وضعیت کیفی آموزشی روستا به جهت دسترسی به مواد و امکانات آموزشی، پژوهشی، بهداشتی و ورزشی ضروری است. بررسی حوزه عملکردی واحد آموزشی روستا نیز اهمیت دارد، زیرا اگر یک واحد آموزشی دانش آموزانی را از روستاهای پیرامونی خود بپذیرد، مبین حوزه نفوذ روستا بر روستاهای پیرامونی خود در زمینه آموزشی می باشد.

-     نقشه کاربریهای وضع موجود سطح روستا

نقشه بردار پس از تهیه کروکی مقدماتی از سطح بناها، معابر، رودخانه، ارتفاعات و زمینهای کشاورزی و باغات پیرامون روستا آن را تحویل مشاور می دهد تا با انجام مطالعات میدانی آن را کامل کند. برای مثال نقشه بردار تنها کروکی بناهای سطح روستا را ثبت می کند، اما اینکه این بنا دولتی یا خصوصی است یا مسکونی است یا مذهبی بر عهده مشاور است که آن را مشخص نماید. بنابراین مشخص کردن نوع کاربریها؛ مالکیت کاربریها، نوع زمینهای پیرامونی روستا، همگی برروی این نقشه صورت می گیرد. بنابراین کامل ترین نقشه روستا در وضع موجود نقشه کاربری اراضی وضع موجود روستا می باشد. این نقشه بیشتر اطلاعات دیگر نقشه ها را با خود یکجا دارد.

اهم اطلاعات مورد نیاز مهندس مشاور در رابطه با روستا که ازم رکز شهرستان جمع آوری می نماید:

-     مساحت مقدار زمینهای کشاورزی روستا به تفکیک آبی و دیمی از جهاد کشاورزی

-     تعداد دام و طیور سطح روستا و مقدار لبنیات تولیدی از جهاد کشاورزی

-     نوع و مقدار محصولات کشاورزی اهالی روستا از جهاد کشاورزی

اطلاعات گردآوری شده این سه آیتم برای بررسی وضعیت اقتصاد کشاورزی روستا و نیزموانع و مشکلات سرراه آن می باشد. نظر به اینکه اقتصاد غالب در بیشتر روستاهای کشور کشاورزی و دامداری می باشد، لذا بررسی و تحلیل دقیق اقتصاد کشاورزی روستا از اهمیت زیادی برای اهالی روستا برخوردار است. مشاور در پیشنهادات خود بایستی کاملا مراقب باشد که زمینهای کشاورزی و باغات داخل یا پیرامون روستا را که منبع اصلی درآمدی اهالی روستا است، مورد تجاوز قرار ندهد.

-     میزان بارندگی و دمای روستا طی سالیان اخیر از اداره هواشناسی:

-     نوع و کیفیت خاک روستا:

-     میزان منابع آبهای سطحی و زیرزمینی:

بنابر توصیفات به عمل آمده می توان نتیجه گرفت که اطلاعاتی که توسط مشاور در روستا جمع آوری می شود هر کدام برای تولید یک نقشه خاص کاربرد دارند. اما اطلاعات تکمیلی که در مرکز شهرستان گردآوری می شوند، بیشتر برای تحلیل های علمی کاربرد دارند.

 

ب ) بررسی مشکلات و نیازهای اهالی روستا:

برای پی بردن به نوع مشکلات و نیازهای اهالی روستا هیچ کس و نهادی به غیراز مردم بومی ساکن روستا نمی تواند، آنها را بطور دقیق بازگو کند. پس ازگردآوری اطلاعات از روستا و مرکز شهرستان مربوطه و مشاهده وضعیت کلی روستا، نوبت به تشخیص مشکلات و نیازهای روستا از دو روش می باشد. روش اول مشکلاتی است، که ازسوی مردم روستا بیان می شود. روش دوم مشکلات و نیازهایی است که مهندس مشاور از لحاظ فنی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی تشخیص می دهد. مجموع این دو طیف از مشکلات بایستی در قالب یک فصل از طرح هادی طرح و ارایه گردد.

 

ج ) ارایه پیشنهادات و راه حل ها:

این بخش که آخرین قسمت مطالعات طرح هادی را در برمی گیرد، حاصل مطالعات بخشهای قبل است و مجموعه ایی از راه حل ها را در بر دارد. در واقع چشم انداز توسعه کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستا را طی ده سال آتی در بر دارد.

طرح هادی از یک گزارش تایپ شده به همراه تهیه نقشه های هرب خش در اندازه  A4 و یک آلبوم نقشه های روستا در اندازه A3 تشکیل شده است. البته نقشه های تحویلی به بنیاد مسکن در قالب 4 آلبوم A1  می باشد.

 

مهمترین نقشه های تولیدی طرح هادی عبارتند از:

-     نقشه موقعیت روستا در دهستان، بخش، شهرستان، استان و کشور

-     نقشه شیب عمومی روستا

-      نقشه جهات توسعه و موانع توسعه روستا

-     نقشه مراحل شکل گیری روستا

-     نقشه کیفیت ابنیه

-     نقشه معابر وضع موجود

-      نقشه کاربری اراضی وضع موجود

-     نقشه کاربری اراضی پیشنهادی

-     نقشه معابر پیشنهادی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:6  توسط مدیریت  | 

بافت روستا: در قدیم این روستا شامل شکل شعاعی کامل بوده است به گونه ای که یک مکان عمومی (در این جا حمام )در وسط روستا بوده وسایر مسیر های اصلی به آنجا ختم می شده است کوچه پس کوچه های آن تنگ است خانه ها مشرف به هم بوده است . شکل خانه ها گنبدی شکل است (حتی امام زاده ومسجد های آن) که این شکل خانه ها به علت ارتفاعی که با فضای خانه دارد چون نور خورشید به آن مستقیم نمی تابد باعث سرد شدن در تابستان می شود. وبه علت پایه های قطور آن انتقال انرژی از خانه به بیرون وبالعکس جلوگیری می شود.

 

توان های محیطی این مناطق:

 

* این مناطق به علت آب وهوای گرمی که دارد محیطی مناسب برای رشد زعفران ، پسته ،است ولی این محصولات اصلا کاشت نمی شود.

* به علت گرم وخشک بودن آب وهوا وتابش زیاد خورشید ،می توان از این انرژی استفاده کرد .

* جاذبه های توریستی این نواحی  :

شب های آرام وصاف وهمچنین خورشید طولانی مدت روز می تواند عامل خوبی برای جذب توریست باشد.

* یکی از ایده های زیبایی که در طرح این روستا استفاده شده است این است که باغ های این مناطق در سمتی قرار گرفته است که در شیب روستا است یعنی در هنگام بارندگی آب روستا به سمت این باغ ها سرازیر می شود.

بررسی محرومیت این شهرستان :

 

   موقعیت جغرافی این شهرستان ازمحرومیت 25% شامل بخش هایی از روداب ،ششتمد، خوشاب وقسمتی از داورزن است.  

 

صنایع دستی :

قالی بافی ،پارچه بافی ،مصنوعات چرمی وخراطی است.

 

آثار تاریخی این شهرستان :

 

ارگ سبزوار در شمال آن روی تپه هی مصنوعی ،بقعه ی امام زاده یحیی ، آرامگاه شاهزاده شعیب، مزار فضل بن زید،مزار سبز گنبد،مقبره ی حاج ملا هادی ،منار خسرو جرد ،نمادین مولانا حسین کاشفی،مسجد جامع پامنار، مسجد جامع سبزوار.

بافت روستا: در قدیم این روستا شامل شکل شعاعی کامل بوده است به گونه ای که یک مکان عمومی (در این جا حمام )در وسط روستا بوده وسایر مسیر های اصلی به آنجا ختم می شده است کوچه پس کوچه های آن تنگ است خانه ها مشرف به هم بوده است . شکل خانه ها گنبدی شکل است (حتی امام زاده ومسجد های آن) که این شکل خانه ها به علت ارتفاعی که با فضای خانه دارد چون نور خورشید به آن مستقیم نمی تابد باعث سرد شدن در تابستان می شود. وبه علت پایه های قطور آن انتقال انرژی از خانه به بیرون وبالعکس جلوگیری می شود.

 

توان های محیطی این مناطق:

 

* این مناطق به علت آب وهوای گرمی که دارد محیطی مناسب برای رشد زعفران ، پسته ،است ولی این محصولات اصلا کاشت نمی شود.

* به علت گرم وخشک بودن آب وهوا وتابش زیاد خورشید ،می توان از این انرژی استفاده کرد .

* جاذبه های توریستی این نواحی  :

شب های آرام وصاف وهمچنین خورشید طولانی مدت روز می تواند عامل خوبی برای جذب توریست باشد.

* یکی از ایده های زیبایی که در طرح این روستا استفاده شده است این است که باغ های این مناطق در سمتی قرار گرفته است که در شیب روستا است یعنی در هنگام بارندگی آب روستا به سمت این باغ ها سرازیر می شود.

بررسی محرومیت این شهرستان :

 

   موقعیت جغرافی این شهرستان ازمحرومیت 25% شامل بخش هایی از روداب ،ششتمد، خوشاب وقسمتی از داورزن است.  

 

صنایع دستی :

قالی بافی ،پارچه بافی ،مصنوعات چرمی وخراطی است.

 

آثار تاریخی این شهرستان :

 

ارگ سبزوار در شمال آن روی تپه هی مصنوعی ،بقعه ی امام زاده یحیی ، آرامگاه شاهزاده شعیب، مزار فضل بن زید،مزار سبز گنبد،مقبره ی حاج ملا هادی ،منار خسرو جرد ،نمادین مولانا حسین کاشفی،مسجد جامع پامنار، مسجد جامع سبزوار.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:48  توسط لیاره  | 

 

در كشور ما  علاقمندي  به  مطالعه  كتاب در  وضعيت  مناسبي  قرار  ندارد و  اگر مطالعه هم  صورت مي گيرد  بيشتر  محدود  به كتاب هاي  درسي   است  و  به همين  علت  تيراژ  كتابها  در سطح  بسيار پايين  و حتي  در حد  هزار  جلد  براي  هر عنوان  است  كه آن هم  پس  از  مدت  زمان  طولاني  به  فروش  مي  رسد . براستي  چگونه مي  توان  انتظار داشت  از  جامعه يي كه مردم  تمايل  اندكي  به مطالعه دارند  بتوان  آينده  خوشبينانه يي  پيش  بيني  كرد  و  لذا  ضرورت رشد  عادت  كتابخواني  در بين  دانش  آموزان و  دانشجويان  روز  به  روز  بيشتر   احساس  مي شود . براي  درك  اهميت مطالعه  لازم  است  به  نكات  زير  توجه شود :

1- نخستين  اثر مطالعه  كتاب ، رهايي  انسان  از  زندان  تاريك  جهل  است  و  انسان  جاهل ،‌دشمن  خويش  است .

2-انسان  با  مطالعه  مي  تواند  افق  ديد  خود  را  گسترش  داده  و  از  شتابزدگي در  تصميم  گيري هاي خويش  بپرهيزد.

3-انساني  كه  بطور  مستمر  مطالعه  مي  كند،  گفتار او  تنها  به  بيان  نقايص و  اشتباهات ديگران  محدود  نمي  شود  بلكه  او  مي تواند  راه حل  نيز  ارائه  كند و  زمينه  رهايي  ديگران  را  از  مشكلاتشان  فراهم  كند.

4-انساني  كه مطالعه  مي  كند  حرف  هاي  زيادي  براي  گفتن دارد  به همين خاطر  در هر جايي  كه حضور  يابد  با  بيان  گفته هاي  خويش  ، ديگر  فرصت  ارايه گفت و گو هاي  بي  محتوا  و بي  ارزش  را به ديگران  نمي  دهد .

5- انساني كه  مطالعه  مي  كند  و تمايل  دارد  كه  دانسته هايش  را  با  ديگران  تقسيم  كند سبب  مي شود  ديگران  با  علاقمندي  بيشتر  با او  ارتباط   برقرار  كرده  و اين  ارتباطات  مي  تواند  در  افزايش اعتماد  به نفس  فرد  مطالعه  كننده  موثر  واقع  شود .

6-انسان  علاقمند به مطالعه ،  در هنگام تنهايي  بهتر مي تواند  در اعماق  وجودش  به  تفكر  بپردازد  و به  افكار  نو   دست  يابد

7-يكي  از  بهترين  فعاليت  ها  براي  كودكان در  اوقات  فراغت ، مطالعه  كردن  است .امروزه  انساني  كه  بتواند   اوقات   فراغت  خود  را  به  بهترين  نحو  ممكن سپري  كند ،كمتر  در معرض  خطر  آسيب  ها  قرار  دارد .چه  بسيار از  افرادي  كه  به  علت  نداشتن  اوقات  فراغت  خوب،  در دام  دوستان  نامناسب  و محيط هاي  تخريب  گر  افتاده اند .

8- انسان  به  واسطه  مطالعه ، دانسته  هاي  خويش  را  روز  به  روز  افزايش  مي  دهد  و چون  از  طريق  كتاب  با تجربيات  بزرگان  و  انديشمندان  آشنا  مي شود ،به  مرور به  گنجينه ارزشمندي  از علم و  دانش  تبديل  مي  شود  و  همچون  آهنربايي مي  شود  كه  افراد  فهيم  را به  سوي  خود  جذب  مي كند  و همين  امر سبب تسريع  در رشد  فكري  او مي شود.

9-انسان  با  مطالعه  قادر  است  بهتر  از  ديگران ،فعاليت ها  را ارزشيابي  كند.براي  او  دوغ  و  دوشاب  يكي نيست .او  با  اطلاعات فراوان خود  مي  تواند  رشد  پيشرفت  كارها  را بهتر  بسنجد .فرض  كنيد  فرزند شما  به مدرسه  مي  رود  و هنگامي   كه در  طول  سال رفتارهاي  او را  بررسي  مي كنيد ، در مي  يابيد  كه  معلم  او  تا چه حد  زحمت كشيده  است ،زيرا  قادر  به  ارزشيابي  زحمات  معلم  او هستيد  و به همين  خاطر  انتقال  نظرات  شما  باعث مي  شود  بين  كسي  كه كاري  را  درست انجام مي  دهد  با كسي  كه  در كارش  كوتاهي  مي كند،تفاوت  گذاشته  شود  و  همين  امر  سبب  تشويق  افراد  فعال مي  شود .

اكنون  با  اين  سوال روبرو  هستيم  كه  چگونه بايد  علاقمندي  به  مطالعه را در بين  افراد  گسترش  دهيم ،در اين  خصوص توجه  به  نكات  زير  ممكن  است  سودمند  واقع شود .مطالعه  كردن جزو اموري  است  كه  انگيزه مي  خواهد  و  شما  بايد  با  تعيين  هدف مطالعاتي  اين انگيزه  را  به وجود آوريد.ابتدا به  موضوعاتي  كه  علاقمند يد  فكر كنيد،اين  موضوعات مي  توانند  بسيار متنوع  باشند نظير: سلامت  جسمي  و  رواني ،اقتصاد،تاريخ ،فرهنگ  كشورها ،دين ،ادبيات ،راز  موفقيت  ملل ،حقوق  و قوانين ،زبانهاي  مختلف ،علوم  پايه ،اطلاعات عمومي ،سرگذشت  بزرگان ،آشنايي  با  زندگي  جمعي ،اوقات  فراغت ،هنر،روابط  در خانواده ،تربيت  فرزندان ،دوستيابي ،امور  شغلي   و  بسياري موضوعات  ديگر .

بهتر  است  به  دانش  آموزان  گفته  شود  لحطاتي  را  در  تنهايي سپري  كنند و از خود  سوال كنند،در چه  زمينه يي علاقمند  هستند  اطلاعات  عميق و  فراوان  كسب  كنند؟

بعضي  از افراد  دوست دارند  در زمينه تاريخ  و  سرگذشتي  خواندني  مطالعه كنند ،عده يي  ديگر علاقمند  ند  در  زمينه  تندرستي  اطلاعات  كسب كنند  و  بعضي  در  مورد  حرفه  و شغل خود  مي  خواهند  بيشتر  بدانند.نيازهاي   يادگيري  انسانها  متفاوت  است  و  جامعه  ما نيز ،محتاج  انسانهاي  آگاه  و مطلع  است ،  اين  انسان مي  خواهد  يك كارگر  زحمتكش  باشد  يا  كسي  كه  داراي  بالاترين  مدارك  تحصيلي ، به  خاطر  داشته  باشيد  اگر  براي  مطالعه  كردن خويش ،هدف  مشخصي  داشته  باشيد ،حتي  اگر  در  طول  روز مدت  زمان كوتاهي حتي  يك  ربع  ساعت  هم  مطالعه  كنيد،با  گذر  زمان  اطلاعات  بسيار فراواني به  ذهن  شما  وارد  مي  شود  كه مي توانيد  در آن  زمينه  به  افكار نو  و جالبي دست  يابيد .ارنست  ديمنه  از  پايه گذاران  آموزش و  پرورش  فرانسه  در كتاب  هنر  فكر كردن  بيان  مي كند : هنگامي كه  شخصي در خصوص  يك  مساله ، اطلاعات كامل داشته و  در آن  زمينه  تسلط  كامل دارد، علاوه  بر  دستيابي  به كمال علمي و افزايش قدرت  استدلال ، بي  اختيار  به  افكار درخشان  نيز دست   مي يابد و  اين  چيزي  غير از  اطلاعات  و معلومات  نيست .

اگر  شما  يك  دانشجو  هستيد  و يا  يك دانش  آموز  دبيرستاني  علاقمند ، بهتر  است  فرض  كنيد  كه تصميم  گرفته  ايد  در  مورد  سلامتي  خود،  يك هدف  مطالعاتي  با عنوان آشنايي با  تغذيه  سالم  انتخاب  كنيد. ابتدا  براي  خود  يك دفتر تهيه كنيد  و  خلاصه  هر چيزي  را  كه  در اين  زمينه مي  خوانيد  با  ذكر  منبع مطالعاتي ،در  اين  دفتر  بنويسيد . حتي  در  آينده  مي توانيد  سوالاتي  را كه  در  ذهن شما  در هنگام  مطالعه  پديد  مي  آيد ، با  كارشناسان  مطلع  در ميان  بگذاريد و  از اين  طريق  نكات مبهم  درون  ذهن  خود  را  برطرف كنيد. به  مرور  زمان  شما  به  اطلاعات  بسيار زيادي  دست  مي يابيد و  در هرجايي  كه حضور  داشته  باشيد ، نكات  جالب  و مهمي  را براي  ارايه  كردن  خواهد داشت  كه تمامي  آنها نيز  داراي  منبع  علمي هستند.

متاسفانه بعضي  از افراد  عادت  كرده اند  كه  بدون  ذكر  منابع  علمي ، صحبت كنند و  گاه  با  صحبتهاي خود، مصيبتهاي  فراواني  را دامنگير  خود  و  ديگران   كنند .

همچنين  شما  مي  توانيد ، چند موضوع  را  براي خود  انتخاب  و  بطور مرتب در مورد  آنها مطالعه  كنيد .اگر  مادران جامعه  ما  در مورد چگونگي  تربيت  فرزندان  خود با علاقه  فراوان  مطالعه كنند، مي  توان  تصور كرد  كه نسل هاي  آتي تا چه  حد  توانمند  خواهند  بود  و  بر  عكس  اگر  در اين  زمينه  دچار فقر  اطلاعاتي باشند هميشه  شاهد  تربيت  نسل  هايي خواهيم  بود  كه  با  كوچكترين  تندباد ممكن است  درخت  زندگي آنان  از  جا  كنده شود.

  سعي كنيد  در طول ماه  به كتابفروشي ها سر بزنيد و  با دقت  كتابها  را  مشاهده  كنيد  و  ورق  بزنيد  و آنقد ر  جست  و جو  كنيد  تا كتاب گمشده  خويش  را بيابيد .گاهي خواندن يك  كتاب  بسيار خوب  زمينه  را  براي   علاقمند  كردن  انسان   به مطالعه  برمي انگيزد و  به  گفته  لئو تولستوي  ،  در دنيا  لذتي  نيست  كه  با  لذت مطالعه  برابري كند

شماره  تلفن  كتابفروشي ها  را داشته  باشيد  و هر از  چندگاهي تماس  بگيريد و  در مورد كتابهاي   بسيار خوب  انتشار يافته  پرس  و جو  كنيد.هيچگاه مشورت  با كتابفروشان  با تجربه  را فراموش  نكنيد.

اگر  دوره دانش  آموزي  يا  دانشجويي را پشت سر گذاشته ايد و مادر يا پدر  هستيد ، در برنامه  زندگي  خود  به گونه يي  برنامه  ريزي  كنيد  كه  در  ساعاتي  از اوقات  فراغت  خويش  به همراه  اعضاي  خانواده  كتاب  بخوانيد . كتابهايي  نظير  سفرنامه ها  و ديگر موضوعات  جالب  و خواندني مي تواند اوقات فراغت  خوبي  براي  خانواده  بوده  و از  طرفي  زمينه  را  براي  علاقمند كردن  كودكانتان  به مطالعه  در منزل  فراهم كند.

گهگاه  در هنگام  ميهماني  ها ،  مي توان  موضوع  گفت و گو  را بر  پايه  موضوعات  يك كتاب  قرار داد  و  درباره  آن  بحث  كرد  و اين موضوع  سبب  مي شود ،  بحث هاي جالب  و ارزشمند  در بين  افراد رد و  بدل  شود  و  زمينه  براي  علاقمند  شدن  افراد  به مطالعه  كتاب  فراهم  شود . با همه  اينها  چه  دانش آموز و  دانشجو  باشيد و چه يك  فرد  شاغل ،توجه  به نكات  زير مي تواند  موثر باشد:

 1-يكي  از  دلايل  دوري  افراد  از  كتاب ، گراني قيمت آن  است ، با انجام  اقدامات  زير  مي  توانيد  تا  حدي  اين  مشكل  را برطرف  كنيد :

-عضو كتابخانه  شويد  و كتاب امانت  بگيريد

-با  دوستان همفكر خود  ارتباط  برقرار كرده  و  به  يكديگر كتاب امانت  دهيد.

-با  دوستان  خود  بطور  مشترك  كتاب  خريداري  كرده  و  پس  از استفاده ، كتابها  را ميان  خود  تقسيم  كنيد  .

-از  كتابفروشي  هاي  كه با قيمت  ارزان  كتابها را  به حراج  مي گذارند ، بطور مرتب  ديدار  كنيد ،شايد  كتابهاي  مورد علاقه  خود را  با قيمت  ارزان  خريداري  كنيد

2-با  خريداري كتابهاي  جيبي ، مي توانيد هميشه  كتاب به همراه  داشته   و  در هر جايي  كه  فرصت  مطالعه  مي يابيد ، در مدرسه ،در اتوبوس و...از  آنها  بهره ببريد.

3-سعي  كنيد  به همراه خانواده  و  يا  معلم  يا استادتان  از  نمايشگاههاي كتاب  ديدن  كنيد.حضور  در اينگونه مكانها،علاوه  بر اينكه  تجربيات خوبي را به  انسان  خواهد  آموخت، سبب  خواهد  شد، كتابهاي خوبي بيابيد و  از  آنها  بهره ببريد و همين  امر سبب  مي شود  كودكان در خانواده  نيز به كتابخواني  علاقمند  شوند.

4-تلاش  كنيد در محيط كار خود ، شرايطي  را  پديد  آوريد  كه  بتوانيد لحظاتي  از  وقت خود  را  در زمينه امور  شغلي  به  مطالعه  بپردازيد تا از اين  طريق اطلاعات بيشتري  كسب  كنيد تا علاوه  بر  اينكه  دچار خطا و  اشتباه  كمتري  مي  شويد به  افكار نو  و تازه يي دست  يابيد.

5-سعي  كنيد با خواندن مقالات كوتاه  در  مجلات  و  روزنامه ها، كم كم  خود  را به  مطالعه  كردن  عادت دهيد.

در  پايان  بايد  به  خاطر داشته  باشيم ، مطالعه  كردن  نياز  زندگي  امروز  ماست و اگر  اين  عادت  به همراه  ما  نباشد  با گذر زمان  جهل  ما  همچون  تارهاي  عنكبوت ، روزي ما را به  دام  خود خواهد  انداخت  و  ديگر راه فراري  از ندانم  كاري ها  نخواهيم  داشت .پس  بكوشيم  با  كتاب  اين  معلم  هميشه مهربان ، دوستي  كنيم  و هميشه  آن  را  به همراه داشته  باشيم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:19  توسط مدیریت  | 

استان خراسان

 استان خراسان با مساحتي معادل 313335 كيلومتر مربه ، وسيع ترين استان كشوراست و در حدود يك پنجم مساحت ايران را تشكيل ميدهد . اين استان از شمال و شمال شرق به جمهوري تركمنستان ، از شرق به كشور افغانستان ، از جنوب به استان سيستان و بلوچستان و ازغرب و شمال غربي به استان يزد ، اصفهان ، سمنان و گلستان محدود مي باشد. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري استان خراسان داراي 23 شهرستان ، 54 شهر ، 24 بخش و 224 دهستان و 7996 آبادي داراي سكنه است .

 

استان اصفهان

استان اصفهان با مساحتي حدود 105937 كيلومتر مربع بين 30 درجه و 43 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي خط استوا و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . اين استان كه در مركز ايران واقع شده است از شمال به استانهاي مركزي , قم و سمنان ؛ ازجنوب به استانهاي فارس و كهگيلويه و بويراحمد ؛ از شرق به استانهاي لرستان و چهارمحال بختياري محدود است . بر اساس آخرين تقسيمات كشوري ، اين استان داراي 17 شهرستان , 60 شهر ، 37 بخش و 116 دهستان و مركز آن اصفهان است .

استان سمنان

استان سمنان با وسعتی برابر 98515 کيلومتر مربع 8/5 درصد مساحت کل کشور است. اين استان از  نظر مساحت ششمين استان کشور است. و وسعت آن حدود چهار برابر تهران می باشد.

 اين استان در حال حاضر دارای 4 شهرستان 14 شهر 10 بخش و 28 دهستان است. شهر های آن عبارتند از سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار. شهرهای تابعه استان نیز عبارتند از سمنان، مهدی شهر، شهميرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، کلاته، خيج، ميامی، بيارجند، دامغان، گرمسار، ايوانکی و آرادان.

استان سمنان در دوران باستان بخشی از چهاردهمين ايالت تاريخی ورن (ورنه) از تقسيمات شانزده گانه اوستايي بود. برخی از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلی می دانند ولی قدر مسلم اين که ورن يا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار شمال سمنان, دامغان, خوار, دماوند, فيروزکوه, شهميرزاد, لاسگرد, ده نمک و آهوان, قوشه, ويمه و نقاط کوهستانی مازندران بوده است.

استان فارس

استان فارس يكي از استانهاي جنوبي كشور ميباشد. اين استان از شمال به استان اصفهان, از شرق به استانهاي يزد, از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استانهاي كهگيلويه و بوشهر محدود مي شود. وسعت استان فارس حدود 133 هزار كيلومتر مربع است و تقريبا” 8/1 درصد مساحت كشور را تشكيل مي دهد.

آب و هواي فارس در شمال سردسير, در نواحي مركزي زمستانها معتدل و باراني و تابستانهاي گرم و خشك, و در جنوب و جنوب شرقي زمستانها معتدل و باراني و تابستانها بسيار گرم ميباشد. زبان اكثريت مردم فارسي است اما عشاير ترك زبان (ايل قشقايي) به تركي و عشاير عرب زبان (ايل عرب) به عربي صحبت ميكنند .

يكي از مناطق مهم عشايري ايران, استان فارس مي باشد و بزركترين ايل ايران (ايل قشقايي) با شش طايفه در فارس به كوچ روي ادامه مي دهند. علاوه بر ايل قشقايي ايل خمسه و  ايل محسني و همچنين طوايف كوچكتري به زندگي عشايري خود در فارس ادامه مي دهند .

براساس آخرين تقسيمات كشوري استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان تقسيم شده است منطقه فارس يكي از قديميترين مراكز تمدن ايران است . فارس در كتيبه هاي هخامنشي به صورت پارسه و در نوشته هاي يوناني پرميس آمده و معرب آن فارس است.

استان گـلستان

استان گلستان به مرکزيت شهر گرگان و با وسعت حدود 22 هزار کيلومتر مربع می باشد. موقعيت جغرافيايي اين استان به قرار زير می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دريآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود. اين استان دارای هفت شهر به نام های گرگان - بندر ترکمن - بندر گز  - علی آباد - کردکوی - گنبد کاووس و  مينو دشت  و دارای 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان  می باشد. در اين استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سيستانی و مازندرانی زندگی می کنند .

 

در استان گلستان نيز همانندسايراستانهای کشورمان، توليد صنايع دستی خاص منطقه رايج است که مهمترين آنها قالی، گليم، پلاس و جاجيم، ساخت زيورآلات، سوزندوزی، ابريشم دوزی و نمد مالی است.

استان لـرستان

استان لرستان در غرب ايران، بين چهل ‌و شش درجه و پنجاه ‌و يك دقيقه تا پنجاه درجه و سه ‌دقيقه طول شرقي از نصف‌النهار گرينويچ و سي ‌و دو درجه و سي‌ و هفت دقيقه تا سي ‌و چهار درجه و بيست ‌و دو دقيقه عرض شمالي از خط استوا قرار گرفته و وسعت آن حدود بيست ‌و هشت هزار و پانصد و پنجاه ‌و نه كيلومتر مربع است. اين استان، از شمال به استان‌هاي مركزي و همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان‌هاي كرمانشاه و ايلام محدود است. اشترانكوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است. پست‌ترين نقطه آن در جنوبي‌ترين ناحيه استان واقع شده و حدود پانصد متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري در سال هزار و سيصد و هفتاد و پنج، استان لرستان داراي نه شهرستان، ده شهر، بيست بخش، هشتاد و يك دهستان و دو هزار و هشتصد و چهل و دو آبادي داراي سكنه بوده و مركز آن شهر خرم‌آباد است. شهرستان‌هاي استان عبارتند از: خرم‌آباد، بروجرد، اليگودرز، دورود، ازنا، كوهدشت، دلفان، سلسله و پل‌دختر.

جغرافياي طبيعي و اقليم استان

استان لرستان سرزميني كوهستاني است كه به‌ جز تعدادي دره آبرفتي و چند دشت كوچك، ناحيه هموار ندارد. اين ناهمواري‌ها كه داراي سنگ‌هاي دگرگوني است، در نتيجه مجاورت با گنبدهاي خارايي (دروني) الوند و سربند (شازند) پديد آمده‌اند. در ناهمواري‌هاي اصلي استان (ارتفاعات اصلي زاگرس)، كوه‌ها به‌طور منظم از شمال غربي به سوي جنوب كشيده شده‌اند. اين ناهمواري‌ها كه معمولا با دره‌هاي عميق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالي ‌كه ناهمواري پيشكوه‌هاي داخلي به‌صورت تپه ماهورهاي گنبدي شكل و كم ‌ارتفاع خودنمايي مي‌كنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهاي خارايي مربوطند. استان لرستان داراي آب و هواي متنوع است. در زمستان، هنگامي كه در شمال لرستان برف و كولاك و سرماي شديد جريان دارد، قسمت‌هاي جنوبي آن از هواي مطبوع و باراني برخوردار است. بررسي‌هاي اقليمي نشان مي‌دهند، خرم‌آباد داراي زمستاني معتدل و تابستاني گرم است و بروجرد زمستاني سرد و تابستاني معتدل دارد. اليگودرز نيز زمستاني بسيار سرد و تابستاني معتدل دارد.

 استان مازندران

استان مازندران با حدود 24 هزار كيلومتر مربع مساحت بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه ْعرض شمالي و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. درياي مازندران در شمال استان تهران و سمنان ، در جنوب واستانهاي گيلان و گلستان به ترتيب در غرب و شرق آن قرارگرفته است . براساس آخرين تقسيمــــات كشوري سال 1375 وبا توجه به تفكيك استان گلستان از استان مازندران ، اين استان درحال حاضر 14 شهرستان ، 38 شهــر،  34 بخش و 100 دهستان دارد.

استان همدان

استان همدان با مساحت 20هزار و 172 كيلومتر مربع , 2/1 در صد از مساحت كل كشور را در بر مي گيرد . اين استان بين مدارهاي 59 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و 34 درجه و 47 دقيقه تا 34 درجه و 49 دقيقه طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته است .

استان همدان جزو استانهاي غربي ايران است كه از شمال به استان زنجان , از جنوب به استان لرستان , از شرق به استان مركزي و از غرب به استان هاي كرمانشاه و كردستان محدود مي شود.بلندترين نقطه استان همدان ,قله الوند با ارتفاع 3574 متر و پست ترين مكان اين استان اراضي عمر آباد در كنار رود قره چاي در بخش شرا وپيشخوار است .

استان همدان از نظر تقسيمات كشوري , 8 شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان دارد و مركز آن شهر همدان است .

اين استان منطقه اي است مرتفع , كوهستان الوند كه از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده است جزو پيشكوه هاي داخلي زاگرس است . كوه الوند در جنوب و غرب شهر همدان قرار گرفته است و توده اي از سنگ گرانيت است .

استان يزد

استان يزد در مركز ايران در قلمرو سلسله جبال مركزي ايران بين عرض هاي جغرافيايي 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و30 دقيقه شرقي از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است. استان يزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقي به استان خراسان از جنوب غربي به استان فارس و از جنوب شرقي به استان كرمان محدود مي شود.  استان يزد در حدود 72156 كيلومتر مربع وسعت داشته و تقريباً 37/4 درصد از وسعت كل ايران را در بر مي گيرد .

آب و هواي استان يزد به علت قرار داشتن بر روي كمربند خشك جهاني داراي زمستانهاي سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهاي گرم و طولاني و خشك است. بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375،‌ جمعيت استان 750769 نفر بوده كه از اين تعداد 15/75 درصد جمعيت شهري و 85/24 درصد جمعيت روستايي را تشكيل داده اند .

 يزد به معني پاك و مقدس است و شهر يزد نيز به مفهوم شهر خدا و سرزمين مقدس است. به لحاظ شرايط اقليمي استان يزد وضعيت كشاورزي در اين استان مطلوب نيست و امكان بهره برداري از آب هاي سطحي در كشاورزي بسيار كم است. شرايط خاص مناطق حاشيه كوير نظير ميزان اندك باران حركت ماسه هاي روان ، پديده كويرزايي مراتع فقير كمبود منابع تأمين آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان يزد فاقد بهره دهي اقتصادي باشد .

استان تهران

استان تهران با وسعتي حدود 18814 كيلومتر مربع بين 34 تا 5/36 درجه عرض شمالي و 50 تا 53 درجه طول شرقي واقع شده است. اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از جنوب غرب به استان مركزي، از غرب به قزوين و از شرق به استان سمنان محدود است.

ناهمواري‌ها

استان تهران در جنوب شرقي مركز رشته‌ كوه‌هاي البرز كه در شمال ايران از آذربايجان تا خراسان با جهت‌غربي- شرقي كشيده شده، قرار دارد. رشته‌ كوه‌هاي البرز به سه ديواره تقسيم مي‌شود:

1. ديواره شمالي: ارتفاعات محدودي از اين ديواره در استان تهران و بقيه آن در استان مازندران قرار دارد.

 2. ديواره مياني: حد شمالي استان را تشكيل مي‌دهد و مرتفع ‌ترين قسمت رشته‌ كوه‌هاي البرز مركزي است. كوه دماوند و قله آن به ارتفاع 5671 متر در اين قسمت قرار دارد. قله دماوند نهمين قله مرتفع دنيا به شمار مي‌رود. اين ديواره عظيم كوهستاني به صورت كوه‌هاي «كندوان» و پس از آن كوه‌هاي «طالقان» در شمال غربي استان، تا محل اتصال رود «الموت» به «طالقان رود»، ادامه مي‌يابد. در شمال شرقي نيز اين ديواره با نام رشته ارتفاعات فيروزكوه و سوادكوه تا دره رود فيروزكوه(شعبه اصلي حبله‌رود) كه از جنوب دامنه‌هاي شرقي آن مي‌گذرد، امتداد مي‌يابد. در شرق دره فيروزكوه كه پس از دريافت شعباتي حبله ‌رود ناميده مي‌شود، ارتفاعات «شهميرزاد» شروع مي‌شود.

 3 -ديواره جنوبي: سومين بخش از ارتفاعات مركزي است كه رودخانه‌هاي جاجرود و كرج آن را بريده و به سه قسمت جدا از هم تقسيم نموده است. اين سه قسمت عبارتند از:

- كوه‌هاي لواسانات كه بين دره‌هاي رود دماوند و جاجرود قرار دارند و در شمال به دره «رود لار» محدودند. دنباله اين كوه‌ها در شرق جاده آب ‌علي به نام قره‌ داغ و دماوند تا دره حبله رود امتداد يافته‌اند.

- كوه‌هاي شميرانات كه بين سرچشمه‌ هاي جاجرود و كرج قرار دارند و بلندترين نقطه آنها قله توچال با ارتفاع 3943 متر است.

 - كوه‌هاي كهار كه از غرب دره رودخانه كرج شروع شده و در جنوب طالقان رود به موازات آن ادامه دارند.

علاوه بر اين سه ديوار كوهستاني، در جنوب و شرق دشت تهران كوه‌هايي با ارتفاع كم‌تر وجود دارند كه مهمترين آنها كوه‌هاي حسن‌آباد و نمك در جنوب و بي‌بي‌شهربانو و القادر در جنوب شرقي و ارتفاعات قصرفيروزه در شرق است.

آب و هوا

در نواحي مختلف استان تهران به علت موقعيت ويژه جغرافيايي، آب و هواي متفاوتي شكل گرفته است. سه عامل جغرافيايي در ساخت كلي اقليم استان تهران نقش مؤثري دارند:

كوير يا دشت كوير: مناطق خشك مانند دشت قزوين، كوير قم و مناطق خشك استان سمنان كه مجاور استان تهران قرار دارند، از عوامل منفي تأثيرگذار بر هواي استان تهران هستند و موجب گرما و خشكي هوا، همراه با گرد و غبار مي‌شوند.

 رشته‌ كوه‌هاي البرز: اين رشته كوه‌ها موجب تعديل آب و هوا مي‌شود.

بادهاي مرطوب و باران زاي غربي: اين بادها نقش مؤثري در تعديل گرماي سوزان بخش كويري دارند، ولي تأثير آن را خنثي نمي‌كنند.

 استان تهران را مي ‌توان به سه بخش اقليمي زير تقسيم كرد:

 اقليم ارتفاعات شمالي: بر دامنه‌هاي جنوبي، بلندي‌هاي البرز مركزي، در ارتفاعي بالاي 3000 متر قرار گرفته و آب و هوايي مرطوب و نيمه‌مرطوب و سردسير با زمستان‌هاي بسيار سرد و طولاني دارد. بارزترين نقاط اين اقليم، دماوند و توچال است.

اقليم كوهپايه‌: اين اقليم در ارتفاع دو تا سه هزار متري از سطح دريا قرار گرفته و داراي آب و هوايي نيمه مرطوب و سردسير و زمستان‌هايي به نسبت طولاني است. آب‌علي، فيروزكوه، دماوند، گلندوك، سد اميركبير و دره طالقان در اين اقليم قرار دارند.

اقليم نيمه ‌خشك و خشك: با زمستان‌هاي كوتاه و تابستان‌هاي گرم، در ارتفاعات كمتر از 2000 متر واقع شده است. هر چه ارتفاع كاهش مي‌يابد،‌ خشكي محيط بيشتر مي‌شود. ورامين، شهريار و جنوب شهرستان كرج در اين اقليم قرار گرفته‌اند.

 هواي تهران در مناطق كوهستاني داراي آب و هواي معتدل و در دشت، نيمه‌بياباني است. تهران در مرز شرايط جوي بري و اقيانوسي قرار گرفته و تمايل آن به موقعيت بري بيشتر از وضعيت اقيانوسي است.

منابع آب

وجود رودخانه‌هاي دايمي مانند رودخانه كرج، رودخانه جاجرود، رود لار، حبله ‌رود، رود شور يا ابهررود و طالقان رود موجب شده تا استان تهران از لحاظ منابع آب كمبودي نداشته باشد. بيشترين رودخانه‌هاي استان از كوه‌هاي البرز سرچشمه مي‌گيرند. در استان تهران قنات‌هاي متعددي وجود داشته كه در گذشته نه ‌چندان دور در تأمين آب مورد نياز مناطق شهري و روستايي سهم بسزايي داشته‌اند. ليكن امروزه با استفاده از امكانات آب لوله ‌كشي كه از سدهايي چون اميركبير، لتيان و لار تأمين مي‌شود، آب قنات ‌ها و چشمه ‌ها فقط براي كشاورزي و آبياري مصرف مي‌شود و فقط بعضي چشمه‌ها، به ويژه چشمه‌هاي آب‌معدني كه بيشتر در شمال شرقي استان متمركزند، اهميت سابق خود را حفظ كرده‌اند. مهم‌ترين اين چشمه‌ها عبارتند از: چشمه اعلا دماوند، چشمه قلعه‌ دختر، چشمه‌ آب ‌علي هراز، چشمه وله در گچسر، چشمه شاه ‌دشت كرج، چشمه ‌علي در شهرري، چشمه تيزآب، چشمه گله ‌گيله و.... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:3  توسط رضوان  | 
امروزه رشد جمعيت جوامع روستايي بدليل شرايط جديد جهاني و شهري و صنعتي شدن، كفاف ظرفيت هاي جامعه را نمي كند و بسياري از خدمات اجتماعي و امكانات زندگي و رفاهي تنها در شهرهاست كه قابل دسترسي است، از اين رو روستاها با مهاجرت به خصوص نسل جوان خود به شهرها مواجه هستند. حال براي هر گونه پيش بيني و برنامه ريزي اي در جوامع روستايي، شناخت تحولات در سطوح خرد و كلان كشور ضروري است.
در سطح خرد با كنش هايي مواجه هستيم، كه افراد و نهادهاي روستايي را هدايت كرده و تحولات اجتماعي را از آن طريق جهت مي دهند. تقديرگرايي روح قالب تفكر و كنش در جامعه روستايي و عشايري ماست. بدين معني كه بسياري از روستاييان بين اعمال خود و تحقق مطلوب اهداف و مقاصد موردنظر ارتباطي نمي بينند، بلكه آن را حاصل قضا و قدر و دست تقدير روزگار مي دانند. در حالي كه برنامه ريزي و بهبود روش ها، نياز ضروري به تفكري دارد كه مبتني بر ارتباطي عقلايي بين اهداف و مقاصد با اعمال و روش ها باشد. كنش هاي احساسي و قمارگونه از ديگر كنش هاي مضر در جامعه ما هستند. از اين روي اساسي ترين نكته براي تحقق هر برنامه اي در جوامع روستايي كشور ما، توجه به اين نحوه هاي نگرش و رفتار و كوشش در جهت تغيير آن ها است. تكيه بر توسعه مشاركتي و آموزش هاي مستمر و ترويج از جمله راهكارهاي پيشنهادي براي عقب نشيني كنش تقديرگرايي از كارها و امور روزمره به حوادث و اتفاقات غيرمترقبه هستند.
در سطح كلان اجتماعي نيز توسعه جوامع روستايي از روندي برخوردارست كه متأثر از تحولات كلان كشور است. فرآيندهاي شهرنشيني، توسعه جوامع صنعتي، بهبود خدمات اجتماعي، حاشيه نشيني و برنامه هاي كلان توسعه كشور، جملگي بر روند تحولات جوامع روستايي تأثير مي گذارند. شهرها براي تأمين نيازهاي شغلي و نيروي كار خود نياز به مهاجرين روستايي دارند، بنابراين فرآيند مهاجرت از روستا به شهرهاي بزرگ طبيعي است، تنها دولت مي بايست در ازاي عرضه نيروي كار از جوامع روستايي به جوامع شهري و حاشيه نشين، حداقل نيازهاي اساسي و تأمين اجتماعي جوامع روستايي و حاشيه نشين را تأمين كند، و بايد اشتغال زايي و فرصت هاي شغلي اي را در اين مناطق پديد آورد تا بيكاري موجب مهاجرت بي رويه از روستا به شهر و پناه بردن شان به كارهاي خلافكارانه و اعتياد و ساير جرايم و تخلفات نشود. بنابراين موضوع حمايت از صنايع كوچك روستايي و صنايع دستي و صنايع تبديلي و تكميلي در كنار توزيع مناسب و عادلانه خدمات اجتماعي و رفاه اجتماعي و ايجاد فرصت هاي شغلي مي بايست در اولويت برنامه هاي توسعه كشور قرار گيرند.
اما پرسش اساسي اين است كه در اين ميان، توسعه پايدار چگونه مقدور و دست يافتني مي گردد و با توجه به تحولات و توسعه خرد و كلان در كشور و در جوامع روستايي، آيا توسعه درونزا مي بايست در دستور كار برنامه هاي دولت قرار گيرد يا توسعه برونزا؟ در اين اثر كوشش شده تا با روش اسنادي به سوي تجزيه و تحليل ساختار اجتماعي جوامع روستايي رفته و رويكردها و راهكارهاي موجود را بررسي كرده و تبييني از فرآيند توسعه در جوامع روستايي داشته باشيم تا در نهايت با ارايه دلايلي به پيشنهاداتي دست يابيم كه توجه اي جامع به توسعه اي پايدار و بلندمدت و همزمان با محرك هايي درونزا و برونزا را مدنظر قرار داده، به طوري كه مشاركت هاي محلي را با افق هاي علمي فراروستايي تلفيق كرده باشد، به عنوان راه حل كليدي توسعه كشور و توسعه جوامع روستايي توصيه نماييم.

نویسنده :کاوه علی آحمدی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:32  توسط مدیریت  | 

ارائه سمينار براي همكلاسي ها، مي تواند دورنماي ترسناكي داشته باشد.مخصوصا اگر براي اولين بار مبادرت به انجام چنين كاري مي كنيد.

توصيه هاي زير ضمن ازبين بردن ترس از دور نماي ارائه سمينار،به شما كمك مي كند سمينار خوبي ارائه دهيد.

طرز آماده كردن سمينار

·       نگران نباشيد.

كاري درموردش انجام دهيد. بهترين راه سركوب هر نوع نگراني ،اقدام به كاري سازنده براي آن است.به محض اينكه عنوان سمينار شما مشخص شد،شروع به تهيه آن كنيد.

·       نكات مهم ،طرح اوليه و منابع را آماده سازيد.

هرچه زمان بيشتري صرف آماده كردن اجزاي سمينار كنيد،شانس بيشتري براي اصلاح و بهتر كردن آن داريد. درنتيجه مي توانيد يك سمينار با كيفيت بالا در زمان مقرر ارائه دهيد.

·       سعي كنيد براي سمينار خود ابزار مناسب ديداري فراهم كنيد.

لازم نيست مطالب زيادي براي استفاده از دستگاه آماده كنيد .فقط فهرستي از نكات مهم ،يك نمودار يا الگو كافي است. از حروف بزرگ استفاده كنيد طوري كه در روي پرده پشت سر شما بخوبي خوانده شود.

·       كمي تمرين كنيد.

  • سمينار را براي يك گروه شنوندگان خيالي ارائه دهيد و زمان بگيريد ،سپس براي يك گروه از دوستان خود اين كار را انجام دهيد .به صداي خود عادت كنيد .هر چه بيشتر براي سمينار تمرين كرده باشيد در روز مقرر بهتر از انجام آن برخواهيد آمد.

در روز مقرر

·       فراموش نكنيد كه اول خود را به طور مختصر معرفي كنيد .

توضيح دهيد كه چه مي خواهيد ارائه دهيد و چطور، اين كار باعث مي شود كه سمينار شما خيلي منطقي تر و منظم تر به نظرآيد.وقتي شنوندگان از ساختار سمينار آگاه باشند راحت تر استدلال شما را دنبال خواهند كرد.

·       فقط از روي نوشته هاي خود نخوانيد.

اكثر مردم دوست ندارند برايشان مطلب خوانده شود. توضيح دهيد. درشت و خوانا بنويسيد به طوري كه مجبور نشويد خم شويد و از روي نوشته خود بخوانيد.

·        شنوندگان را جذب كنيد.

مردم خيلي زود از ديدن و شنيدن يكنواخت خسته مي شوند .به آنها اجازه شركت در بحث دهيد. اين كار براحتي با پرسيدن سوال امكان پذير است. .يكي از راههاي جذب شنوندگان برقراري ارتباط چشمي است .باكمي تمرين مي توانيد توانايي خود را در نگريستن به تك تك شنوندگان بدون احساس ناراحتي ،افزايش دهيد.

·        مهلت تعيين شده را در نظر داشته باشيد.

به ساعت توجه داشته با شيد .هيچ چيز به اندازه صحبت هاي ممتد شنونده را عصبي نمي كند. حتي اگر توجه به زمان ،به بهاي حذف بخشهاي از كنفرانس شما باشد .

·        مطالب كوتاهي آماده داشته باشيد.

 ممكن است در گرماگرم صحبت سريعتر از زمان تمرين صحبت كنيد وجو د يك يا دو قسمت اختياري براي اضافه كردن به سمينار از شرمندگي شما به علت زود تمام شدن سمينار جلوگيري خواهدكرد.

·        سمينار خود را خوب به پايان برسانيد.

ناگهاني و بي مقدمه متوف نشويد. يك سمينار خوب شامل قسمتهاي شروع ،محتوا وانتهاست .انتها و نتيجه همان قسمتي است كه به ذهن افرا د      مي ماند. بسيار منطقي است كه نكات مهم سمينار خود را به صورت يك مرور كوتاه بيان كنيد. سپس اين مرحله را با پرسيدن سوالاتي از شنوندگان خود دنبال كنيد اين نشانه آن است كه كار اصلي سمينار شما به پايان رسيده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:12  توسط مدیریت  | 
جغرافياي سياسي اروپا جمعيت : مزايائي که از حيث وضع طبيعي براي اروپا ذکر کرديم باعث کثرت جمعيت آن گرديده است در قديم چون طوايف مختلفه آسيا از هر جهت وسائل زندگاني را در اروپا سهل و آسان و فراهم ميديدند بدانجا هجوم مي آوردند و در قرون اخيره هم ترقي صنعت و تجارت و پيشرفت امور معيشت و کليةً درجه عالي تمدن آن ازدياد جمعيت اروپا را سبب شده است جمعيت اروپا قريب 500 ميليون تن است و اگرچه از حيث جمعيت در درجه دوم واقع است و آسيا با وسعت بسيار داراي هشتصد ميليون است ولي نسبت بساير قطعات عالم جمعيت آن بسيار زياده تر است . جمعيت اروپا در هر هزار گز مربع پنجاه تن است در صورتي که در آسيا نوزده تن است ولي جمعيت اروپا بطور تساوي و تناسب در نقاط مختلفه آن تقسيم نشده و کليةً حدود غربي و مراکز صنعتي آن از حدود شرقي و مراکز زراعتي و نقاط کوهستاني بيشتر جمعيت دارد و بطوري زندگاني در نقاط صنعتي مخصوصاً در گلاسکو بسختي ميگذرد که اهالي مجبورند قوت لايموت خود را از خارج تهيه کنند. نژادهاي عمده اروپا: نژاد اهالي اروپا مختلف و مخلوط است و در ازمنه ماقبل تاريخ نژادهاي هند و اروپائي يا آريائي از آسيا و قفقاز به آنجا مهاجرت کرده بوضع بربريت در غارها و روي درياچه ها و بالاخره در بناهائي که از سنگ تهيه ميکردند باآلات سنگي و فلزي زندگاني ميگذرانيدند و بعدها طوايفي به اسم سِلت از آسيا به اروپا مهاجرت کرده و طوايف قديم را مغلوب ساخته خودبجاي آنان در آنجا اقامت کردند و همين قسم گلواها و ژرمن ها و اسلاوها و فينواها و بعدها هون ها و مغولها و ترکها بشکل طوايف فاتح و جنگجو به اروپا هجوم آورده و طوايف سابق را بزوايا و نقاط دورافتاده اروپا راندند و هر طايفه که نمي توانست سابقين خود را مغلوب سازد در حدود شرقي اروپا متفرق ميگرديد مانند اسلاوها و ترکها. کليةً اهالي اروپا بدو نژاد عمده تقسيم ميشوند: اول - نژاد سفيد يا هند و اروپائي که آن هم بسفيد پوست و گندم گون تقسيم ميشود. نژاد آريائي سياه چهره در جنوب و مرکز اروپا سکني دارند اسپاني و پرتقال و بالئار و کُرس و ساردني و ايطالي و سيسيل در جنوب شط رُن و سويس و مشرق و مرکز فرانسه . قد آنها پست (يک گز و 62 صدم گز) و داراي سري طويل و موهاي سياه و پوستي گندمگون يا مايل بسياهي هستند. نژاد سفيد پوست در مشرق و شمال اروپا سکني دارند مرکز و شمال روسيه داراي سري مدور و قامتي متوسط و چهره پهن و چشمهاي خاکستري يا آبي ميباشند ولي در شمال (سوئد و نروژ و شمال انگليس وهلاند) داراي قامتي طويل (يک گز و 73 صدم گز) و موهائي زرد يا خرمايي رنگ و سري طويل و چشمهاي آبي و پوستي سفيد هستند. عده اي از نژاد سامي که يهود هستند جزو نژاد سفيد محسوب ميشوند، ولي پوست بدن آنها قدري تيره است . طوايف مزبور در تمام ممالک اروپا مخصوصاً در روماني و جنوب غربي روسيه پراکنده اند. دوم نژاد زرد که در حدود شمالي و شرقي و جنوب شرقي سکني دارند وعبارت از لاپنها و سامويدها و فينواهاي شمال شرقي و مجارها و بلغارها و ترکهاي عثماني و تاتارهاي حوالي وُلگا که موسوم به کالموک ميباشند. زبانهاي عمده اروپا: زبانهاي عمده متداوله در اروپا دو زبان است ، يکي زبان هندواروپائي که زبان عده کثيري از ساکنين اروپاست ، ديگر زبان اورال - آلتائي . زبان هند و اروپائي بسه رشته عمده منشعب ميشود: اول - زبان روماني که چنانکه از نام آن استنباطميشود زباني است که روميان قديم تکلم ميکردند و مخلوط بزبان يوناني و لاتيني است . و در اين زبان رشته هاي بسيار ديده ميشود که عمده آنها در اروپاي غربي تکلم ميشود و عبارتست از پرتقالي و اسپانيولي و فرانسوي و ايطاليائي و روماني و يوناني و آلباني (دو زبان اخير مخصوصاً مشتق از زبان يوناني قديم است ) و عده تکلم کنندگان زبان مزبور 110000000 است . دوم زبان ژرمني که اصل و ريشه بعضي زبانهاي ديگر است و از آنهم زبانهاي مختلف مشتق گرديده است مثل زبان آلماني (در آلمان و اطريش و قسمتي از هنگري ترانسيلواني و لهستان تکلم ميشود) که بدو جزء منقسم ميشود: يکي زبان آلماني عليا که زبان ادبي ومعمول نويسندگان است و در جنوب تکلم ميشود ديگر زبان آلماني سفلي که در جلگه هاي شمالي تکلم ميشود و زبان انگليسي و هلندي و فلاماند از آن مشتق ميباشند. زبان انگليسي ابتدا در قرن ششم از آلمان شمالي بانگليس نقل شده و با زبان فرانسه مخلوط گرديده ، زبان کنوني انگليس را تشکيل داده است و زبان انگليسي امروز در جنوب افريقا و شمال آمريکاو استراليا و اغلب جزاير معمول است و عده متکلمين آن 150000000 است ديگر از مشتقات زبان آلماني سفلي زبان اسکانديناويست که در سوئد و نروژ و دانمارک تکلم ميشود متکلمين زبان ژرمن و مشتقات آن در اروپا 130000000 است . سوم زبان اسلاو که آنهم مشتقات زياد دارد و عمده آن زبان روسي است ، ديگر زبان چک که در بوهم معمول است و زبان لهستاني در لهستان و زبان صرب کرآت در جنوب بالکان و زبان بلغاري در بلغارستان و متکلمين آن 110000000 است . ديگر از زبانهاي هند و اروپائي زبان سلت است که در برتاني فرانسه و ايالت گال و ايرلاند انگليس تکلم ميشود و زبان ليتواني و لت که در حدود شرقي بحر بالتيک معمول است . زبان اورال و آلتائي زبان زرد پوستهاي اروپاست و متکلمين آن ترکان و مجارهاي هنگري و فنلانديها
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 12:18  توسط صدرا  | 

 

 

استعداد ها و قابليت هاي روستايي استان :

 

   1-وجود زمين هاي لازم جهت كشاورزي

   2-وجود مراتع ييلاقي وقشلاقي دربخش هاي شمالي استان خراسان رضوي

 3-وجود منابع آب هاي سطحي (كشف رود  قره چاي و.....)درقسمت هاي شمالي استان

4-وجود معادن غني گاز سنگ آهن و.....در بخش هاي مختلف استان

 5-دسترسي به راه هاي ارتباطي ملي وايجاد زمينه فعاليت هاي خدماتي  دربخش هاي مياني استان

6-همجواري استان خراسان رضوي با دوكشور تركمنستان وافغانستان زمينه مساعد صادرات كالا

7-وجود محصولات مختلف كشاورزي جهت صادرات (زعفران ،زيره، زرشك و.....)

8-وجود زمينه مساعد جهت احداث صنايع تبديلي دربخش كشاورزي (زراعت وباغداري ودام )

 

تنگنا ها ومحدوديت هاي :

 

توسعه نواحي روستايي استان با محدوديت هاي وتنگنا هايي روبروست  كه برخي از آنها در ابعاد ملي قرار داشته ومستلزم برنامه ريزي توسعه جامع نواحي روستايي است.

برخي از محدوديت هاي توسعه ي روستايي در ابعاد ملي عبارتند از :

1- نبود بيمه محصولات كشاورزي واجراي نامناسب آن  2-نوسانات شديد  در قيمت محصولات كشاورزي

3-كمبود نهاد هاي كشاورزي

4-كافي نبودن اعتبارات بانكي وكمبود سرمايه در بخش كشاورزي ودام

5-نبود سيستم اطلاع رساني مناسب ورواج فعاليت هاي واسطه اي ودلالي

6-ناهمگوني نظام آموزشي كشور با نياز هاي واقعي جامعه

7-عدم رعايت اصول ظوابط مبتني بر علم وفن در بهره برداري از ازاراضي كشاورزي.همچنين بهره بربرداري غير اصولي از منابع  توليد وانجام ساير فعاليت هاي تاسيساتي وعمراني مانند احداث جاده وغيره،سالانه حدود يك ونيم مليارد تن از خاك كشور در مناطقي كه تحت فرسايش آبي است از  چرخه توليد خارج مي شود.

 

برخي ديگر از محدوديتها ي توسعه روستايي خراسان

درسطح منطقه اي و محلي است ؛كه به ترتيب زير

مي باشد:

1- عدم دسترسي به راههاي مناسب ارتباطي

2- توزيع نامناسب مراكزروستايي وعدم تجهيز سلسله مراتبي سكونتگاهها ؛

3- كمبود منابع آب ومشكل شوري آب استان، خصوصا در نواحي مركزي و جنوبي استان

4-پراكندگي روستاهاي  كم جمعيت خصوصا در نواحي مركزي و جنوبي استان

5- عدم وجود مادرشهر ناحيه اي درنيمه ي جنوبي استان

6- محدوديت هاي شديد اقليمي (پايين بودن ميزان بارندگي، بالا بودن درجه حرارت و تبخير و تعرق و...)

 

راهكار ها ي حفظ جمعيت روستايي:

براي تحقق توسعه ي در استان خراسان ،با توجه به ناپايداري جمعيت ، ابتدا لازم است راهبر هايي براي حفظ جمعيت روستايي استان ارائه و عملي گردد.كه به شرح زير  مي باشد:

1- اعمال سياست هدايت مهاجرتها : سياست هدايت مهاجرتها بايد در جهت مهاجرت سلسله مراتبي باشد، يعني مهاجرت  رو ستايي به شهر همان نقطه ،كه ممكن است جزو شهر هاي كوچك ويا مياني باشد، صورت گيرد. به منظوردست يابي به هدف بالا ،شهر هاي كوچك و مياني د رمناطق بايد تقويت شوند.

2-بالا بردن درآمدها و كيفيت زندگي در روستا ها و كاهش فاصله ي زندگي شهري و روستايي از طريق اعمال سياست هاي زير:

  • حداقل سرانه زمين براي هر نفر بايد ،با توجه به نوع كشت ،و حداقل تعداد دام ، با توجه به وضع معيشت ،به اندازه اي باشد كه به تامين زندگي زارع منجر شود.
  • رواج و گسترش فعاليت هاي جنبي كشاورزي و دامداري ، كه هم ازنظر اشتغال و هم از نظر تامين درآمد مفيد باشد.

3-ايجاد و تقويت ارتباط بين شهر و روستا ،از طريق ايجاد و رشد شهر هاي كوچك و متوسط ،گسترش فعاليت هاي كشاورزي ،عرضه مستقيم محصولات در شهرهاي منطقه،تمركز زدايي فعاليت هاي خدماتي ،ايجاد و گسترش تعاوني هاي سهامي و زراعي.

4-حفظ و احياي منابع طبيعي از طريق:

  • جلوگيري از استفاده  بي رويه از  زمين كشاورزي ، مراتع و اقدام در جهت احياي مراتع با بذر پاشي ،قرق و...
  • مهار آب هاي سطحي وجلوگيري از آلودگي و هدر رفتن منابع آبي .
  • جلوگيري از فرسليش خاك از طريق گسترش جنگل كاري ،قرق مراتع و اعمال روشهاي آبخيزداري
  • حفظ اكو سيستم طبيعي ، جلوگيري از پيشروي بيابان ،جلوگيري از آلودگي محيط زيست ،بخصوص آلودگي منابع آب و خاك.

5-كاهش جاذبه هاي شهري و برنامه ريزي در جهت رفع دافعه هاي روستايي از طريق:

  • سوق دادن امتيازات شهري به روستا ها ،افزايش ماليات بر فعاليت هاي شهري و خدماتي؛
  • صنعتي كردن مراكز روستايي،با تاكيد بر صنايع كوچك و دستي ،صنايع جنبي فعاليت هاي كشاورزي و دامداري .

6-مطالعه و بررسي راه هاي كنترل نزولات جوي به منظور استفاده در مصارف شرب و كشاورزي (اجراي طرح هاي آبخيزداري و آبخوان داري ،احداث بند ها و سدهاي ذخيره آب سطحي ،مي تواند در اين زمينه بسيار مفيد باشد).

7-حذف و يا كاهش پاره اي از فعاليت هاي شهر هاي بزرگ بخصوص شهر مشهدو سپردن آن به شهرهاي رده ي دوم و جلوگيري از قطبي شدن و حفظ تعادل نسبي منطقه.
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21:25  توسط رضوان  |